رفتن به مطلب

avA

کاربر عضو
  • تعداد ارسال ها

    481
  • Points

    806 
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    26

آخرین بار برد avA در 1 آبان 1395

avA یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

درباره avA

  • درجه
    کاربر با سابقه
  • تاریخ تولد 18 شهریور 757

اطلاعات کاربری

  • جنسیت :
    تعیین نشده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

984 بازدید کننده نمایه
  1. avA

    حماسی ترین

    حماسی ترین صحنه که بدون شک جنگ بزرگ هاگوارتزه اما بعد از اون من کتاب جام آتش رو انتخاب میکنم. وقتی هری و سدریک به اون قبرستون میرن و ولدمورت دوباره زنده میشه و ورود مرگ خواران و مرگ سدریک و اصن لعنتی حماسی تر از این دیگه؟
  2. avA

    بهترین فصل

    *و وی پس از سه سال به تاپیک خاک خورده خویش باز میگردد* خب به نظر من فصل اول و فصل هفتم بدترین فصل ها بودن فصل اول که یجورایی بیشتر شبیه مقدمه بود. کاراکتر ها خام بودن و سریال این خامی رو با صحنه های بیخودی سعی کرده بود جبران کنه. خیلی ها هم بعد از دیدن چند قسمت از فصل یک کلا بیخیال سریال میشن از فصل دو تا شیش سریال به طور حیرت آوری روند رو به رشد داشت و هر قسمت از قسمت قبل بهتر میشد. و درکل میتونم بگم من فصل 6 رو از همه فصل ها بیشتر دوس داشتم مخصوصا قسمت 9، نبرد حرامزاده ها که بهترین قسمت سریال بود و با روح و روان آدم بازی بازی میکرد اما فصل هفت دوباره افت شدیدی داشت. انگار میخواستن زود فقط همه چیو جم کنن تا برسن به چیزی که مد نظرشون بود. در صورتی که فصل های پیش تک تک ثانیه ها برای خودشون ارزش داشتن و ازین بی مزه بازیا خبری نبود -_- و یکی از بدترین خصوصیات این فصل هم دیالوگ های تکراری جان اسنو بود که هی میرف به همه میگف فلان شده بهمان شده ( و ما از اسپویل کنندگان نیستیم) کسی حرفشو باور نمیکرد البته حتی همون فصل 1 و 7 هم شاهکار بودن این سریال کلا شاهکاره به نسبت خودش عرض میکنم همین دیگه
  3. avA

    کتاب های پیشنهادی برای مطالعه

    كافه پيانو به قلم فرهاد جعفري شهر هاي كاغذي (paper towns) به قلم جان گرين {فك نمي كنم ترجمه شده باشه اين} من پيش از تو به قلم جوجو مويز ١٩٨٤ به قلم جورج اورل يك عاشقانه ي آرام و بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم به قلم نادر ابراهيمي مجموعه چشم چپ سگ به قلم حسين پناهي { به وقت گرينويچ- افلاطون كنار بخاري - من و نازي - كابوسهاي روسي- سال هاست كه مرده ام- نامه هايي به آنا- نمي دانم ها كه به صورت هفت جلد جدا نشر دارينوش چاپ كرده شايد نشر ديگه اي همشو با هم زده باشه نميدونم} ^^
  4. avA

    داستانك: لبه ي غروب

    جالب بود:) واضحه که علاقه ی خیلی زیادی به نوشتن داری و البته ایده های زیادی هم توی سرت هست. پیشنهاد میکنم که ایده هات رو قبل از نوشتن کمی پرورش بدی. ایده ی خودکشی میاد به ذهنت؟ بهش شاخ و برگ بده. چرا میخواد خودکشی کنه؟ از حسش بیشتر بگو. یه صحنه تراژدیک بساز. بزار خواننده برای شخصیتت ناراحت بشه نه اینکه تا بیاد باهاش آشنا بشه کلمه "پایان" رو ببینه. و اینکه ایراد های فنی نگارشی... بد نیست وقتی از روی نوشته هات میخونی یه بار فقط بررسی فنی کنی. مثلا قسمت هایی که فکر کاراکتر رو میگفتی... الان چرا این تیکه نصفش گفتاریه نصفش نوشتاری؟! اگه قراره گفتاری باشه که کلش باید گفتاری باشه(به عنوان نقل قول) اگه هم نوشتاری همینجور (که مسلما این دومی بهتره ازونجایی که داستان کوتاه و ادبیه) نکته دوم هم حالا که به این صورت گفتی باید از علائم نگارشی نقل قول استفاده کنی. یعنی : « » و یا اینکه بگی " فکر می کند که باید خودش را رها کند، بپرد و دست باد را بگیرد..." و به این شکل. امیدوارم مفید بوده باشه ^^
  5. avA

    تولد امیر ازکابان:)

    فاطو جانم اون فرق داره خب انتظار داری با این لحن شاهنامه ایش درباره بغل برات غزل سرایی کنه؟ من درباره مسائل خفن و جدی میگم به مشکل بخوری محاله بگه نمیدونم چی بگم یا نمیدونم چیکار باید بکنی چی در چه حد نیست؟
  6. avA

    تولد امیر ازکابان:)

    امممم خب ابتدا سلام دوبتدا پریسا راستش با همه چیزایی که گفتی موافق نیستم و سبتدا متن خودمان را شروع میکنیم ^^ امیر... نمیتونم بگم "از اون دسته ادماییه که..." چون کسی رو ندیدم شبیهش باشه کسی رو ندیدم انقد دهنش قرص باشه و هیچی رو نگه میتونه انقد بگه تو یه چیزیت هست که ازعمد خودتو مجبور کنی حالت بد شه که بهش بگی چته و بیخیال شه تلاش ها کردم این متدو روی خودش پیاده کنم...نشد که نشد خیلی خیلی غیر قابل پیش بینیه... ینی شما ازش بپرسید چند سالته؟ ممکنه یه جوابی بده که دهنتون قدر چی باز بمونه...دیگه مسائل فلسفی و اینا بماند....قدر چــــــــــــــــــی! وقتی باهاش حرف میزنم حس خنگیت و نفهمیت بسیار زیادی پیدا میکنم یه چیزی میگه...ده بار میخونم...بیس بار میخونم...بعد میگم هن؟ میگه اخه این که خیلی ساده بود کجاشو نفهمیدی؟ یه پوکر فیسم تهش دیگه اینکه خیلی کم پیش میاد حالش بد باشه ولی وقتی بد باشه اصن حال خوذتم گرفته میشه یهو...بد بودنش واگیر داره و نمیدونم خودش اینو میدونه یا نه بسیار بســـیار و بسیِـــــــــــــــار منحرفه ولی خب رو نمیکنه که...انقد شعار مرگ به نیرنگ تو و استغفرالله و گروه نیست ک بلاد کفره میده اصن ادم فک میکنه باید صداش بزنه برادر بسیجی درباره ادبی بودنش هم....بیاین قبول کنیم خیلی بهتر شده دیگه حداقل نمیگه آوا بانو و این خودش شاهکاریه ک باید توی نمازتون بخاطرش خدا رو شکر کنید تقریبا برای همه چیز جوابی داره و کمتر دیده شده بگه نمیدونم چی بگم و امثالهم...اگه هم بگه احتمالا به شخص دیگه ای قول داده در این باره حرفی به کسی نزنه..گفتم ک دهنش قرصه قرصه... سر چیزایی ک فکرشو هم نمی کنید ممکنه عصبانی بشه...وای از وقتی ک عصبانی میشه....واااااای فرار کنید ادم مهربونیه ولی اصرار داره ثابت کنه ک نه من یه تیکه سنگم و اصلنم مهربون نیستم صدام میزنن باید برم فقط تهشم بگم که...تولدت مبارک جینگول مایه دار^^
  7. avA

    مردگان متحرک

    وای این سریال عالیه بی شک یکی از بهترین هاس واقعا محشره شاید سوژه و داستان به نظر تکراری بیاد اما واقعا محشره تا نبینین باور نمیکنین یه فیلم زامبی چقدر عالی ممکنه باشه مهمترین ویژگیش بی رحم بودن نویسندش هست هر کاری از این دیوانه بر میاد...به هیچ شخصیتی نباید دل بست من خودم شخصیت های ریک، کارل، مگی، دریل و گلن رو خیلی دوست دارم تمام شخصیت ها توجه زیادی بهشون میشه و شخصیت پردازی بی نقصی داره سریال به همه پیشنهاد میشه در کل
  8. avA

    انیمه KUROSHITSUJI

    انجمن انیمه چرا خالیه خب..اولین انیمه... کوروشیتسوجی (وحشت نکنید اولش منم نمیتونستم بخونم ) انگلیسیش میشه BLACK BUTLER فارسیش میشه خدمتکار سیاه محشره این انیمه اصلا حرف نداره بخوام توصیفش کنم اولین کلمه ای که به ذهنم میرسه...شیک خیلی شیکه خیلی خنده دارم هست به شدت فانتزی هم هست حتی راز آلود و معما گونه درام هم داره حتی....البته درامش یه مقدار فرق داره که اهم...وارد جزئیات نشیم بهتره کلا همه چی هست دیگه.خیلی عالیه داستانش رو حقیقتا نمیدونم چی بگم فقط به من اعتماد کنین ببینینش..قادر ب توصیف نیستم اینم دو تا عکس باشد که رستگار شوید
  9. avA

    ناهمتا | Divergent

    با سلام و درود به هم بندی های عزیز هدف از این تاپیک راستش نمیدونم بگم معرفی کتاب؟ نظر خواهی درباره کتاب؟ تلفیقی از جفتش احتما هرچند بعید میدونم کسی باشه که دایورجنت رو نشناسه یا حداقل اسمش به گوشش نخورده باشه فک میکنم بیشترتون فیلمش رو دیده باشین که البته خیلی هم پرطرفداره خب یه مجموعه چهارجلدی هست: Divergent (سنت شکن) Insurgent (شورشی) Allegiant (هم پیمان) Four (چهار) خب از نظر من این مجموعه محشره درباره داستانش بخوام توضیح بدم...یه مقدار شبیه هانگرگیمزه تو آینده اتفاق میفته، یه شهر جدید با دولت و قوانین جدید و شاید عجیب تو این شهر مردم باید بین پنج گروه شجاعت، حقیقت، فداکاری، علم و دوستی تقسیم بشن وقتی 16 سالشون میشه و این تا اخر زندگیشون تغییر نمیکنه باید با همون شرایط زندگی کنن (ایشالا که اسم گروه ها رو درست گفتم ) شخصیت اصلی داستان هم دختریه که تو گروه فداکاری متولد میشه ولی خب میفهمه با بقیه فرق داره و شاید هیچ گروهی براش مناسب نباشه اما خب بالاخره یکیو انتخاب میکنه و ماجراهای جالب و هیجان انگیزناکی براش اتفاق میفته (نمیخوام هیچ چیزی لو بدم ازش سخته تعریف کردنش ) نویسندش ورنیکا راف هست که نثرش فوق العاده روون و جذابه...اصلا خسته کننده نیست..نه قلم نویسنده و نه داستان راستش من خودم زبان اصلی خوندم و اطلاعی درباره وضع ترجمه ندارم متاسفانه اگه کسی هست بتونه درباره وضع و کیفیت ترجمه هم بگه ممنون میشم و کلا هرکس خونده نظرش درباره این مجموعه بگه موفق باشین^^
  10. avA

    تولد سر دسته شورشی هاست

    صارا صارا صارا ... لازم نیست بپرسم از چی شروع کنم چون شروعش دقیقا یادمه :دی شروع ماجرا بهاره بود که هی از یک ریگولی برای ما حرف میزد و ما مشتاق شدیم با این ریگول آشنا بشیم... خلاصه اومدیم توی یک انجمن خاصی ک بهتره اسمشو نگم ) یک پست خطاب ب ریگول نوشتیم و بعد ریگول پیام شخصی داد و صحبت نمودیم بعدش گروه سه نفره وایبر من و تو بهاره و عکس های نصفه شبی و خوزعبلات ( اسم گروه رو هم یادمه هنوز@_@) این شروع دوستیمون بود... ولی چیزی نگذشت که دشمنی و نفرت زد بالا و داغونمون کرد حالا کاری به صارا خانوم و عاوا خانوم ندارم. کاری به پز دادنامون ندارم. اون روزو یادته که من پستای آزکابانم زیاد شده بود داشتم میرسیدم به تو هر دوتامون عین خر رگباری پست میزدیم؟ یه چرت و پرتایی پست کردم که فقط خدا میدونه بعد از اون ،جریانات سرقت اثر پیش اومد و ما یه شب تا صبح زر زدیم و دوباره به حالت صلح برگشتیم و این صلح تا کودتا ادامه داشت بله بله رسیدیم ب بخش مورد علاقه امیر :دی کودتا که واقعه ای تاریخی بود اصن اون امضاها...استیکرای گریه تو وایبر ...وای خدا عالی بود بعد من ضد قوانین کودتا عمل کردم و دوباره برگشتم عاز...بله بله درست حدس زدی...دوباره نفرت یادم نمیاد این نفرت کی دوستی شد و اینا ولی ب گمونم تا الان مونده خدا رو چه دیدی شاید تو تولد بعدیت با هفت تیر دنبالت بودم...پس الان که تو صلحیم باید بگم تولدت مبارک
  11. avA

    اوا دختری در ازکابان

    واااای مملکت روانی هستی تو دختر عالی بوووووود عاااااالییییییییی قلبم دوس دارم بزارما ولی خب تو موقعیتی هستم ک با گوشیم و یکم برام سخته تو تلگرامم ازت تشکر کردم البته... ولی خب.... نمیتونی حتی فکرشو بکنی چقد خوشحال شدم خییییییییلی خوب بود تو بهترین بی شعوری هستی ک زمین ب خودش دیده*_* راز ارشیا هم ک فاش شد شرمنده دیگ ارشیا ولی انصافا دمت گرم مرسی مملکت -و حومه؟ -
  12. avA

    داستان كوتاه كوتاه: قطعه موسيقي

    با درود خب جالب بود. ولی ایراداتی داشت اولیش درباره موضوع یعنی همون عنوانی که برای داستان انتخاب کردی به نظر من اصلا مناسب نیست برای همچین داستانی با این فضای عارفانه عاشقانه یه اسم ساده مثل قطعه موسیقی زیادی بی روحه من شاید چیزی مثل "نوای مرگ" یا "ویولن هم می گرید" یا چیزی تو این مایه ها انتخاب میکردم. یعنی یه جوری که عنوان هم فضای غم آلود ماجرا رو توصیف کنه. از اون گذشته این موضوع میگه ماجرای اصلی ما اون موسیقیه در صورتی که نیست ینی داخل نوشته هم حتی بیشتر به اون ساز و صدا توجه شده در صورتی که به نظرم باید بیشتر مانور رو روی اون ماجرای عشق و مرگ میدادی ینی اون اول اصلا غم داستان حس نمیشد. خب یه پسره که داره ویولن میزنه و خیلی هم خوب و قشنگ میزنه.... باید از همون اول فضا رو جوری میساختی و طوری صحنه سازی میکردی که خواننده مشتاق بشه بدونه ناراحتی پسر برای چیه... نه بعد از خوندن "ولي اين بار پسر تنها بود." تازه بفهمه که یه جای کار میلنگه. اما در کل خیلی خوب بود. مخصوصا به نظرم شروع فوق العاده ای داشت و نثرت هم عالیه امیدوارم کارهای بیشتر و بهتری از خودت بزاری چون دوست دارم بیشتر از نوشته هات بخونم^^ سپاس
  13. جالب بود... هرچند من تاحالا برام پیش نیمده همچین چیزی ینی کسی بهم کتاب هدیه بده خیلی خوشحال میشم حالا کتابش هر چی که باشه و خب مسلما وقتی تازه اونو می گیرم و میخوام به دیه دهنده جواب بدم هنوز کتابو نخوندم پسچطور میتونم بگم خوشم نیمده؟ اگه هم بعد از خوندن خوشم نیمد هیچی نمیگم ینی نمیرم بگم هی فلانی ازون کتابی که بهم دادی خوشم نمید! در کل نمیتونم به هر طریقی طرفم رو ناراحت کنم و دلشو بشکنم...حالا در هر موردی
×