رفتن به مطلب

milad

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    43
  • Points

    82 
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

آخرین بار برد milad در 4 اسفند 1394

milad یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

درباره milad

  • درجه
    مدیر ارشد
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات کاربری

  • جنسیت :
    مرد
  • محل سکونت :
    آمل
  • علایق :
    وشوو، موسیقی (یاس)
  • کتاب های مورد علاقه:
    شاهنامه فردوسی

راه های ارتباطی

  • اینستاگرام :
    milad 9438

آخرین بازدید کنندگان نمایه

310 بازدید کننده نمایه
  1. وب سایت برسام: ویندوز دیفندری که به صورت پیش فرض بر روی دستگاه ها نصب می شود نمی تواند به خوبی از پس هر نوع ویروسی براید و با تست های مستقلی که بر روی آن صورت گرفته مشخص شده است که از ۱۰ تهدیدی که برای دستگاه ممکن است وجود داشته باشد، تنها با یکی از آنها می توااند مقابله کند. بنابراین نباید به این آنتی ویروس اکتفا کرد و می بایستی به دنبال نمونه های دیگری از آنتی ویروس ها باشیم و در حالی که دستگاه های اندرویدی شما هسته ی امنیتی قدرتمندی هم داشته باشند، باز هم در معرض خطر محصول جدیدی از برنامه های مخرب هستند و شما باید به ایمن ماندن دستگاه خود کمک کنید و امنیت دستگاه را به صورت منظم آپدیت کنید. خوشبختانه برای هر نوع بدافزاری سریعا برنامه ی امنیتی و تدافعی هم ساخته و پرداخته می شود و از این نظر نگرانی نیست ولی به خاطر داشته باشید که همیشه برنامه های مخرب یک قدم جلوتر از برنامه های امنیتی مربوط به آنها هستند، پس همیشه سعی کنید از نظر اطلاعات امنیتی و آنتی ویروس های بروز مطلع باشید تا با مشکل جدی روبرو نشوید. به این منظور ما سعی کرده ایم در این مقاله چند نمونه از بهترین آنتی ویروس های رایگان ۲۰۱۶ را برگزینیم. از بین این چند نمونه ای که نام برده می شود، دو عدد از آنها مربوط به بهترین برنامه های اندرویدی ست و دو نمونه هم سرویس های تشخیص آنلاین است که همه ی اینها امنیت فوق العاده ای را بدون هیچ گونه هزینه ای برای شما به ارمغان می آورند. با ما همراه باشید. ۱. آنتی ویروس ۳۶۰ توتال سکیوریتی (Total Security ۳۶۰) این آنتی ویروس مدت زمان زیادی طول می کشد سیستم را اسکن کند اما اکثریت خطرات و تهدیدها ر ا کشف می کند. اگر به دنبال یک بسته ی آنتی ویروسی هستید که مستقل از هر نرم افزار و یا سخت افزار دیگری عمل کند، ۳۶۰ توتال سکیوریتی گزینه ی مناسبی به نظر می رسد. این برنامه، پشتیبانی از ضد فیشینگ، محافظت به هنگام خرید آنلاین، مسدود کردن شبکه ی تهدید کننده، ابزاری برای پاک کردن هارد دیسک، جستجوگر بروزرسانی ویندوز و … را برای شما فراهم می کند. هرچند این برنامه قابلیت های زیادی به ارمغان می آورد، اما همچنان محیط کاربری ساده ای ارائه می دهد البته لازم به ذکر است که کار با این برنامه ی امنیتی همیشه ساده نیست و اگر شما با مشکلات اجرایی مواجه شوید، راهنمای قابل توجهی برای کمک ندارد. با این حال محیط کاربر پسند این برنامه و جدا از آن استفاده از ۵ موتور انتی ویروس ، این برنامه ی امنیتی را از بقیه متمایز می کند. هنگامی که این برنامه را نصب می کنید در حقیقت تلفیقی از ۵ تکنولوژی بیت دیفندر (Bitdefender) –موتور تجاری بسیار عالی که به عنوان یکی از بهترین آنتی ویروس ها موجود در جهان است، آویرا (Avira) –بهترین ارائه دهنده ی رایگان- و سه موتور دیگر که متعلق به سازنده ی این انتی ویروسیعنی Qihoo است، در کنار تکنولوژی ابری و آنلاین کلود (Cloud) را به ارمغان می آورد. لزوما تنظیمات پیش فرض، بهترین تنظیمات نیستند و احتمالا مجبور باشید مدتی را به پیکربندی این برنامه و متناسب با نیازهایتان اختصاص دهید. اینگونه که ما دریافتیم، این رویکرد چند موتوره ی آنتی ویروس مذکور می تواند بر روی عملکرد سیستم هم تاثیر بگذارد؛ در واقع اسکن سیستم با ۳۶۰ توتال سکیوریتی مانند رقبای دیگر تا دوبرابر طولانی می شود، همچنین نتایج ساختگی را برمی گرداند. جای تعجب است که با وجود حجیم بودن این برنامه، سرعت کامپیوتر شخصی را به هنگام استفاده ی نرمال از آن، کند نمی کند و در واقع کمترین تاثیر را بر روی سرعت دستگاه دارد. شاید نتوان گفت که آنتی ویروس ۳۶۰ توتال سکیوریتی مجموعه ای تمام و کمال است و همینطور اگر شما به دنبال موتور انتی ویروس ساده ای هستید که همراه با دیگر ابزارهای امنیتی کار کند، این به کارتان نیم آید چراکه خیلی فراتر است؛ اما اگر نرخ تشخیص یک آنتی ویروس، اولویت شما برای داشتن آن است، باید بگوییم که این آنتی ویروس یک مدعی واقعی است. ۲. Avast استفاده از این آنتی ویروس به قدری ساده است که هر فرد مبتدی و بدون اطلاعات قبلی می تواند از آن استفاده کند. با وجود اینکه دانلود این برنامه ی رایگان آنتی ویروس هیچ هزینه ای برنمی دارد، ولی ممکن است که برای قسمت های دیگری مجبور باشید هزینه کنید. هنگامی که آنتی ویروس رایگان Avast را نصب می کنید، کامپیوتر شما به به گوگل تولبار یا همان نوار ابزار گوگل مجهز می شود. با استفاده از آنتی ویروس رایگان Avast می توانید سیستم خود را از نرم افزارهای مخرب اسکن کرده و فایل های هرز، برنامه های غیر ضروری و دیگر مشکلات عملکردی را بررسی می کند و تشخیص می دهد و با وجود اینکه نمی تواند همه ی آنها را رفع کند ولی به شما این امکان را می دهد پس از اینکه آنها را شناسایی کردید، بهینه ساز پی سی (PC Optimizer) این شرکت را خریداری کرده و این مسائل را رفع کنید. آنتی ویروس رایگان Avast دارای رابط کاربری بسیار عالی، تر تمیز و واضح و قابل تنظیم است و به منظور جلوگیری از عملکرد اسکن زمان بر، تنها با چند کلیک می توانید آن را راه اندازی کنید. تست هایی که بر روی این آنتی ویروس صورت گرفته است، نتایج خوبی ارائه داده است. به طور کلی این شرکت کار خود را بهتر از AVG که مخفف Anti Virus Guard – آنتی ویروسی که با عرضه ی رایگان توانست در مدت کوتاهی نظر کاربران زیادی را به خود جلب کند- است، انجام می دهد اما قدرت آن با آویرا قابل مقایسه نیست. قطعا این آنتی ویروس در مسدود کردن آدرس های مخرب بهتر عمل می کند و این یعنی احتمال مواجه شدن با نرم افزارهای مخرب خیلی کمتر است. افزودنی های مفید این برنامه عبارتند از بررسی حفره های امنیتی شبکه (مانند یک روتر که هنوز از رمز عبور پیش فرض استفاده می کند) و در همین حال بروزرسانی نرم افزار پچ های از دست رفته را های لایت می کند و انها را با یک کلیک نصب می کند. ممکن است آنتی ویروس رایگان Avast بهترین و کامل ترین حفاظت را ارائه ندهد، اما رابط کاربری آن قطعا یکی از بهترین هاست و کاربران باتجربه از قابلیت تنظیم فوق العاده ی این برنامه قدردانی می کنند. Avast برای آن دسته از افرادی که می خواهند از دستگاه خود محافظت کنند، Pro Antivirus 2014 را به عنوان یک کاربره، اشتراک دوساله با هزاران ویژگی (کمک از راه دور، حفاظت از روت کیت و …) به قیمت ۲۷.۱۱ پوند بر روی آمازون می فروشد. ۳. اویرا (Avira) اویرا در مقایسه با بسیاری از محصولات پولی بهتر عمل می کند. برخی شرکت های امنیتی سابقه ی زیادی در این زمینه دارند و به خوبی شناخته شده اند. آنتی ویروس اویرا هم به عنوان یکی از شناخته شده ترین آنتی ویروس هاست و از رابط کاربری فوق العاده بهره می برد. با اینکه اویرا یک لانچر گرافیکی به سیستم شما اضافه می کند ولی در عین حال برنامه ی اصلی، ساده و معمولی به نظر می رسد. امتیاز اویرا از جنبه های مختلف خوب است و در نهایت هم به یکی از بهترین برنامه های امنیتی موجود تبدیل شده است. آزمایش هایی که بر روی این برنامه صورت گرفته است، خیلی جالب هستند. در تست محافظت دنیای واقعی، این برنامه در بین ۲۰ رقیب تجاری با اتخاذ نرخ محافظت ۹۹.۷ درصدی، رتبه ی چهارم را به خود اختصاص داد و لازم به ذکر است برنامه هایی که در جایگاه های بالاتری قرار گرفتند، بیت دیفندر (Bitdefender) با امتیاز ۹۹.۸ درصدی و کسپرسکی (Kaspersky) با امتیاز ۹۹.۷ درصدی بودند که برنامه هایی شناخته شده و قدرتمند در این زمینه هستند. در برخی تستها هم اویرا در صدر این لیست ها قرار گرفته است. کاربران متخصص با استفاده از این انتی ویروس کنترل خوبی روی برنامه های خود دارند به طور مثال: گزینه هایی برای محافظت از فایل هاست (Host)، مسدودکردن اتوران (autorun)، آرشیوهای اسکن، دیسک های نظارت بر شبکه و حتی محافظت از رمز عبور نصب اویرا به نحوی که دیگران نتوانند تنظیمات شما را آلوده کنند. آنتی ویروس اویرا دارای کمبودی در بخش افزونه های مفید است و همین موضوع برای برخی مشکل ساز شده است. گزینه های "Firewall” که پیکربندی دیوار اتش ویندوز را تنظیم می کنند و با استفاده از این دیوار آتش قدرتمند برای فایل های شخصی و سرویس های وب، رایانه را در برابر ویروس، تروجان، کرمهای رایانه ای، بات ها، روت کیت ها، نرم افزارهای جاسوسی، حملات هکری، فیشینگ و بدافزارها به خوبی محافظت می کند. طراحی ساده ی این برنامه این امکان را می دهد که ابزارهای امنیتی دیگر را بدون درگیری اضافه کنید. با این اوصاف اویرا یک انتخاب هوشمندانه برای کاربران باتجربه است. توجه داشته باشید که این آنتی ویروس به عنوان یک برنامه ی امنیتی رایگان که به خوبی می تواند از پس این وظایف براید، شناخته شده است. ۴. آنتی ویروس رایگان پاندا (Panda) رابط کاربری آبی – سبز آنتی ویروس رایگان پاندا به گونه ای نیست که از نظر بصری چشمگیر باشد، اما دیگر ویژگی های این آنتی ویروس فوق العاده است و یافتن و دسترسی به قابلیت های این برنامه هم ساده است. تست های صورت گرفته بر روی این نرم افزار از دقت بالای این برنامه خبر می دهند و در واقع به مدت دو ماه این برنامه در جایگاه صدر نتایج این تست ها قرار گرفته است. از قابلیت های این برنامه فیلتر کردن آدرس هایی ست که منجر به دسترسی به سایت های مخرب می شود. در واقع این آنتی ویروس به منظو ر مقابله با ویروس هایی است که از راه های مختلف مانند شبکه، اینترنت، یو اس بی و فلش مموری ها به سیستم وارد می شوند. ۵. آنتی ویروس سکیوریتی ۴.۲ اویرا (Security 4.2) انتخاب بهترین برنامه ی آنتی ویروس اندرویدی رایگان هم اکنون کار دشواری است. چرا که این بازار به شدت رقابتی است و آزمایشگاه های تست مستقل به طور مداوم نشان می دهند که بین محصولات پیشتاز تفاوت های اندکی وجود دارد. برنامه ی انتی ویروس سکیوریتی اویرا هم به عنوان یک موتور قابل اعتماد، در میان برنامه های با امتیاز بالا در AV-Test و AV Comparatives شناخته شده است. این برنامه، ویژگی های اضافی زیادی دارد که از این میان می توان به Anti-theft اشاره کرد. این قابلیت به این صورت است که هنگامی که گوشی خود را گم می کنید، می توانید موقعیت آن را بیابید و یا از راه دور آن را قفل کنید و یا دستگاه خود را پاک کنید و به این شکل به شما این امکان را می دهد که حریم شخصی خود را حفظ نمایید. حفاظت به هنگام وب گردی، بروزرسانی های ساعتی و پشتیبانی فنی تنها برای نسخه ی پرو به صورت تجاری در دسترس است، اما آنتی ویروس سکیوریتی اویرا هم ملزومات را برای شما فراهم می کند و کار حفاظت را به خوبی انجام می دهد. ۶. ۳۶۰ سکیوریتی (۳۶۰ Security) آنتی ویروس رایگان ۳۶۰ سکیوریتی یکی از محبوب ترین و بهترین آنتی ویروس های رایگان موجود است. این برنامه فایل های ناخواسته را پاک می کند، حافظه را تقویت و توان را ذخیره می کند و موثرتر از برنامه های مستقل دیگر است. این آنتی ویروس به طور دقیقی عمل کرده و ترافیک زیادی تولید نمی کند که منجر به تخلیه ی قابل توجهی از باتری شود. همچنین این سیستم، نرم افزارهای مخرب را مسدود می کند و ویژگی های اضافی دیگری از جمله ضد سرقت، فیلترینگ اس ام اس و تماس و قفل کننده ی برنامه و … ارائه می دهد. ۷. ویروس توتال (VirusTotal) نصب و راه اندازی یک آنتی ویروس خوب، سیستم شما را از بسیاری از تهدیدات، ایمن نگه می دارد، اما متاسفانه هیچ محصولی هم وجود ندارد که ۱۰۰ درصد این تضمین را بدهد. با آپلود یک فایل مشکوک، ویروس توتال در عرض چند ثانیه آن را اسکن کرده و نتایج اسکن را به شما نشان می دهد. این نتایج به همراه تجزیه و تحلیل عمیقی از فایل و کاری که بر روی کامپیوتر شما انجام داده صورت می گیرد. یکی از مشکلات این رویکرد چند محصوله این است که به طور منظم شما خطای false positive را مشاهده می کنید و مشکل اینجاست که اکثر این موتورها در مواجهه با این خطا می گویند که فایل ایمن است. اگر تعداد کمی از پکیج ها هشدار دهند (۵ و یا کمتر) و موتورهای قابل اطمینان هم بگویند که ایمن است، ممکن است ما برنامه ی مورد نظرمان را اجرا کنیم؛ اما همین هم می تواند ریسک آلوده شد سیستم را بیشتر کند، بدین ترتیب برای جلوگیری از این مشکل یم توانید دو یا سه روز صبر کنید و بعد مجددا آن را اسکن نمایید. ۸. متااسکن آنلاین (Metascan Online) ویروس توتال نوعی از اسکنرهای ویروس آنلاین است، اما رقبای دیگری هم دارد که آوازه ی زیادی دارند و متااسکن آنلاین یکی از بهترین آنهاست. ایده ی اصلی به همان روش ویروس توتال است. بر روی متااسکن آنلاین در یک فایل اشاره کنید، این برنامه آپلود می شود و به وسیله ی یک هاست بسته بندی آنتی ویروس اسکن می شود. متااسکن آنلاین می تواند فایل های بزرگتری را نسبت به ویروس توتال اسکن کند (۱۴۰ مگابایت در مقایسه با ۱۲۸ مگابایت) و دارای صفحه ی تاریخچه ی اسکن شسته رفته ای است که سرعت تشخیص و شناسایی یک فایل و زمان آن را نشان می دهد. با این وجود هنوز هم ویروس توتال به عنوان اسکنر آنلاین محبوب شناخته شده است.
  2. وب سایت برسام: اینترنت گسترشی نامحدود دارد و در این بین بیش از ۵ میلیارد صفحه از سایت های مختلف با لینک های متفاوت وجود دارد. همه ی این لینک ها امن نیستند و ممکن است بعد از کلیک روی لینک، ویروس، تروجان و یا دزدی اطلاعات نصیب شما گردد. علاوه بر اینها ویروس هایی موسوم به تله موش های اینترنتی وجود دارند که با کلیک بر روی آنها کامپیوتر شما به اسپم ها آلوده می شود. تنها راه جلوگیری از آلوده شدن مرورگرتان به ویروس و تروجان ها، این است که روی لینک های آلوده کلیک نکنید. اما تشخیص اینکه در این دنیای نامحدود روی کدام لینک ها می شود کلیک کرد و روی کدام ها نه کار بسیار سختی است. در اینجاست که جستجوگرهای لینک های اختصاصی در مرورگرها به کمک شما می آیند. این آنتی ویروس ها که به صورت افزونه بر روی مرورگر شما نصب می شوند لینک ها را قبل از باز شدن اسکن می کنند تا لینک آلوده ای نصیب شما نشده باشد. در اینجا آنتی ویروس های مورد نیاز برای مرورگر های کروم، فایرفاکس، و سافاری را به شما معرفی می کنیم. بعد از نصب این افزونه ها نام آنها به منوی راست کلیک اضافه می شود. Dr.Web - Chrome Firefox Safari اولین آنتی ویروسی که می خواهیم به شما معرفی کنیم Dr.Web نام دارد که بر روی مرورگر های کروم، فایرفاکس، و سافاری قابل نصب است. این آنتی ویروس بعد از نضب به گزینه های منوی راست کلیک شما اضافه گشته و کافیست قبل از باز کردن لینک، گزینه "Check with Dr.Web” را انتخاب کنید تا نتیجه در قالب یک صفحه پاپ آپ برای شما ظاهر شود. البته طراحی این پنجره می توانست خیلی بهتر از اینها باشد. هنگامی که این صفحه را مشاهده می کنیم این حس به ما دست می دهد که انگار این لینک از سیاه چال های ویندوز ایکس پس فرار کرده و به دست ما رسیده است. افزونه قدرتمند دکتر وب دارای یک لوو در کنار آدرس بار هم هست تا محتوای صفحه ای که در آن هستید تا بررسی کند و اگر مشکلی داشت به شما اطلاع دهد. ipty.de/av - Chrome برنامه ی بعدی که می خواهیم به شما معرفی کنیم یک برنامه ی بی نام است. البته این آنتی ویروس یک آدرس اینترنتی را به عنوان اسم یدک می کشد؛ ما هم نمی دانیم این چه جور استراتژی بازاریابی است! همیشه می دانید کجا باید آن را پیدا کنید اما اسمش را نمی دانید. ipty.de/av یک برنامه افزودنی به مرورگر کروم است که آدرس و فایل های شما را در مرورگر چک می کند. این آنتی ویروس لینک ها را از طریق ۱۶۵ منبع مختلف از جمله جستجوی امن API گوگل و دیگر موتور های ضد ویروس چک می کند. اطلاعات شما نیز از طریق پروتوکل SSL ارسال می شود. Secure Browsing - Chrome مرورگر امن افزونه ای است که به مرورگر کروم اضافه گشته و در منوی راست کلیک آن ظاهر می شود. این ویژگی مرورگر امن، کار شما را در بررسی یک لینک یا فایل به صورت آنلاین بسیار آسان کند. با راست کلیک کردن روی لینک و یا فایل مورد نظرتان و انتخال گزینه ی بررسی لینک از منوی سمت راست، یک صفحه ی جدید برای شما باز می شود و نتایج را اعلام خواهد کرد. مرورگر امن از ۶۰ منبع آنلاین کمک می گیرد. این سرویس های امنیتی شامل VirusTotal, Avira, BitDefender, Comodo Site Inspector, و غیره می شوند. Safe Preview - Chrome ،Firefox Safe Preview افزونه ای است که برای هر دو مرورگر کروم و فایرفاکس در دسترس است و در منوی راست کلیک آنها ظاهر می شود. هنگامی که این افزونه را نصب کنید سه گزینه برای شما در منوی راست کلیک ظاهر می شود. این گزینه ها را در تصاویر مشاهده می کنید. گزینه ی «آیا امن است؟» لینک ها را در تنها ۷ موتور جستجو ضد ویروس بررسی می کند که البته در مقایسه با افزونه های دیگر که در بیش از ۱۰۰ موتور جستجو بررسی می کردند کمی ضعیف است. با این حال اگر هنوز به لینک اعتماد ندارید می توانید سراغ گزینه ی دوم بروید. گزینه ی بعدی لینک را در موتور جستجو گوگل باز خواهد کرد و اینکار تنها با بردن نشانگر ماوس روی لینک است. Virus Total - Chrome، Firefox، Internet Explorer ویروس توتال را می توانیم پدر آنتی ویروس ها در چک کردن لینک و فایل ها بدانیم. ویروس توتال در منوی راست کلیک ظاهر می شود و لینک ها، فایل ها، هشتگ ها، و آدرس های آی پی (با استفاده از آیکون در بالای صفحه) را چک می کند. این آنتی ویروس از ۶۶ خدمات دهنده ی آنلاین ضد ویروس استفاده می کند و در آخر هم یک گزارش بر روی وب سایت خود برای شما نمایش می دهد. ویروس توتال برای مرورگر های کروم، فایرفاکس، و حتی برای اینترنت اکسپلورر هم در دسترس است. حتی اگر مایکروسافت هم این مرورگر را کنار گذاشته باشد هنوز بسیاری از کاربران از این مرورگر استفاده می کند. همانطور که می دانیم بعضی ها هنوز هم از ویندوز ایکس پی استفاده می کنند! Scan URL With - Firefox این افزونه مخصوص مرورگر فایرفاکس است و بعد از نصب آن به منوی سمت راست مرورگر اضافه می شود. بعد از نصب مشاهده می کنید که ۵ گزینه در منوی راست کلیک حضور دارند که البته اسکن فایل در میان آنها نیست. در نهایت هم یک گزارش در سایت آنتی ویروس برای شما نمایش داده می شود. ما به طور تصادفی به سراغ گزینه ی نورتون رفتیم و مشاهده کردیم که سایت مورد نظرمان ایمن است. این آنتی ویروس هم مثل ویروس توتال یک لینک به شما می دهد که می توانید آن را برای دیگران هم ارسال کنید. Security Plus - Safari و در پایان و فقط برای اینکه همه را راضی کرده باشیم، به سراغ افزونه ای می رویم که فقط مرورگر سافاری را بررسی می کند. کابران زیادی از مرورگر سافاری استفاده نمی کنند اما ما برای آن دسته از کاربران که از این مرورگر استفاده می کنند این افزونه را معرفی می کنیم تا ناراحت نشوند. Security Plus توسط آنتی ویروس ویروس توتال حمایت می شود و طرز کار آن نیز مانند دیگر آنتی ویروس ها این است که به منوی سمت راست اضافه شده و لینک ها را چک می کند.
  3. وب سایت گویا آی تی: امروزه گجت های همراه مانند تلفن های هوشمند، تبلت ها و … به یکی از پرکاربردترین ابزارها در زندگی ما تبدیل شده اند. این ابزارها به قدری گسترده و محبوب شده اند که تقریبا بسیاری از کارهای روزمره زندگی مان را به آن ها می سپاریم. اما شاید کمتر کسی به اندازه ای که از این دستگاه ها استفاده می کند نگران امنیت این ابزارها باشد. باید گفت با توجه به آمار برنامه های مخربی که تعداد آن ها رفته رفته در حال افزایش در Google Play است نیاز است تا کمی بیش تر در مورد تامین امنیت تلفن یا تبلت خود فکر کنیم. ما نیز بر آن شدیم تا به شما بهترین و قدرتمندترین ابزارهای حافظت از اطلاعات شخصی تان را معرفی کنیم. CM Security برنامه امنیتی CM Security یکی از قوی ترین برنامه های حفاظت از اطلاعات شخصی برای پلت فرم اندروید است که جوایز متعددی نیز برای عملکرد بسیار مناسب خود برنده شده است. این برنامه توسط شرکت Cheetah Mobile طراحی و منتشر شده و باید گفت تمام قابلیت های ضروری یک آنتی ویروس قدرتمند را دارد. ۳۶۰Security یکی دیگر از نرم افزارهای قدرتمند امنیتی اندروید برنامه ۳۶۰ یا Qihoo است که در بین کاربران از محبوبیت خاصی نیز برخوردار است. این برنامه در کنار ابزار آنتی ویروسی که به شما ارائه می دهد به ابزار پاک سازی و مدیریت نیرو نیز مجهز شده است. Kaspersky بدون شک نام آنتی ویروس قدرتمند Kaspersky به گوش بسیاری از کاربران PC ها خورده است. این کمپانی روسی مدت هاست که بخشی از فعالیت های خود را معطوف دستگاه های همراه کرده و نسخه های متفاوتی را نیز برای پلت فرم های IOS و اندروید منتشر کرده است. این شرکت محافظت در مقابل حملات فیشینگ و البته قابلیت های مفید دیگر را نیز با پرداخت ۱۴٫۹۵ دلار در اختیار شما می گذارد. AVL شاید یکی از سبک ترین و البته کارآمدترین ابزارهای امنیتی موجود، آنتی ویروس AVL باشد. اگرچه این برنامه قابلیت های کمتری نسبت به نرم افزارهای مشابه دارد اما همان طور که گفته شد با حجم کم خود و استفاده از حداقل منابع سیستم در مصرف باتری صرفه جویی می کند. علاوه بر این دارای رابط کاربری بسیار منحصر به فردی نیز هست. Norton یکی دیگر از آنتی ویروس های مطرح که باز هم کاربران PC ها بیشتر با آن آشنایی دارند، آنتی ویروس Norton است. نسخه رایگان این برنامه اکثر قابلیت های مورد نیاز را در اختیار شما می گذارد اما نسخه پولی آن قابلیت های منحصر به فردی را به آنتی ویروس شما اضافه می کند. این قابلیت ها عبارت اند از کنترل از راه دور دستگاه، قابلیت Sneak Peak که در زمان دزدیده شدن دستگاه از فرد سارق عکسبرداری می کند و قابلیت ها کاربردی دیگر.
  4. وب سایت دیجیاتو: تا به حال اخبار زیادی از باتری های موبایل داشته ایم و در بررسی های مان به طور دقیق در مورد عمر باتری و ظرفیت تلفن های همراه مختلف سخن گفته ایم اما حالا به لطف تکنولوژی هایی چون QuickCharge 2.0، دستگاه ها سریع تر از گذشته شارژ می شوند. این تکنولوژی که توسط کوالکام توسعه یافته و تحت لیسانس همین شرکت است، به تمام دستگاه هایی که پردازنده های بالا رده سری ۸xx روی خود دارند اجازه شارژ سریع تر را می دهد. تقریبا تمامی پرچم داران اخیر کمپانی هایی چون سونی، ال جی، سامسونگ و HTC، همگی از این تکنولوژی بهره می برند. البته همه سازندگان تلفن های همراه، قابلیت مذکور را در نظر نگرفته اند اما آن دسته از اسمارتفون هایی که از QuickCharge 2.0 استفاده می کنند، بسیار سریع تر از رقبای شان شارژ می شوند. در این بررسی، ۱۴ تلفن همراه مورد تست ها و آزمایش های سنگین قرار گرفته و زمان شارژ آن ها از ۰ تا ۱۰۰ درصد شده است. برای به دست آوردن نتایج زیر، تلفن های همراه مستقیما به برق متصل شده اند. بنابراین شارژ به وسیله داک، USB یا راه های دیگر قطعا نتایج متفاوتی ارائه خواهد داد. با در نظر گرفتن موارد فوق، نگاهی به لیست زیر می اندازیم. Sony Xperia Z3 اکسپریا زد ۳ سونی ضد آب است و شارژ کردن آن ۳ ساعت و ۵۵ دقیقه یا به عبارتی ۴ ساعت به طور می انجامد. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۳ ساعت و ۵۵ دقیقه ظرفیت باتری: ۳۱۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۹ ساعت و ۲۹ دقیقه Sony Xperia Z3 Compact سونی باتری بهتر و عملکرد بیشتر را به زمان شارژ کمتر ترجیح داده. در تصاویر جمع بندی مشاهده خواهید کرد که سونی هم اول است و هم آخر. تبلت زد ۳ کامپکت تقریبا ۳ ساعت و نیمه شارژ می شود. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۳ ساعت و ۲۸ دقیقه ظرفیت باتری: ۲۶۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۱۰ ساعت و ۲ دقیقه HTC One M8 باتری ۲۶۰۰ میلی آمپری HTC One M8 تقریبا سه ساعت و نیمه شارژ می شود. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۳ ساعت و ۲۷ دقیقه ظرفیت باتری: ۲۶۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۷ ساعت و ۱۲ دقیقه Motorola Moto X 2014 Moto X تقریبا در هر دو رتبه بندی در رده های آخر قرار می گیرد. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۲ ساعت و ۵۶ دقیقه ظرفیت باتری: ۲۳۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۵ ساعت و ۴۵ دقیقه Apple iPhone 6 Plus آیفون ها از همان قدیم الایام چندان شهرت خاصی به باتری های فوق العاده نداشتند. شارژ آیفون ۶ پلاس هم ساعت و ۵۱ دقیقه طول می کشد. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۲ ساعت و ۵۱ دقیقه ظرفیت باتری: ۲۹۱۵ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۶ ساعت و ۳۲ دقیقه Motorola Moto G 2014 اولین موتو جی با عمر باتری طولانی خودش جریان ساز شد اما این مسئله در مورد ورژن ۲۰۱۴ این تلفن همراه تکرار نشد. از آنجایی که موتو جی ۲۰۱۴ از سری ۴۰۰ پردازنده های کوالکام استفاده می کند، قابلیت شارژ سریع ۲٫۰ هم برای آن وجود ندارد. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۲ ساعت و ۳۱ دقیقه ظرفیت باتری: ۲۰۷۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۶ ساعت و ۱۷ دقیقه Apple iPhone 6 شکی نیست که آیفون ۶ هم در زمینه باتری بسیار ضعیف است. هم مدت زمان زیادی طول می کشد تا شارژ شود و هم در زمان اندکی خالی می شود. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۲ ساعت و ۲۷ دقیقه ظرفیت باتری: ۱۸۱۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۵ ساعت و ۲۲ دقیقه Samsung Galaxy Note 3 سال گذشته که عرضه شد، در میان برترین ها بود اما حالا نسبت به دیگر تلفن های همراه یک پایین رده محسوب می شود. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه ظرفیت باتری: ۳۲۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۸ ساعت و ۶ دقیقه Samsung Galaxy S5 گلکسی اس ۵ باتری بسیار خوبی دارد که در مقایسه ای کلی، در محدوده میانی قرار می گیرد. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۲ ساعت و ۲ دقیقه ظرفیت باتری: ۲۸۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۷ ساعت و ۳۸ دقیقه OnePlus One شارژ شدن وان پلاس وان دقیقا ۲ ساعت طول می کشد. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۲ ساعت ظرفیت باتری: ۳۱۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۸ ساعت و ۵ دقیقه LG G3 ال جی جی ۳ باتری کوچکتری نسبت به وان پلاس وان دارد اما زمان شارژ شدن آن هم دقیقا ۲ ساعت است. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۲ ساعت ظرفیت باتری: ۳۰۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۶ ساعت و ۱۴ دقیقه Google Nexus 6 نکسوس ۶ با باتری بزرگ ۳۲۲۰ میلی آمپری اش تنها ۱ ساعت و ۳۸ دقیقه زمان می برد تا شارژ شود. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۱ ساعت و ۳۸ دقیقه ظرفیت باتری: ۳۲۲۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۷ ساعت و ۵۳ دقیقه Samsung Galaxy Note 4 این غول سامسونگ با باتری ۳۲۲۰ میلی آمپری اش به لطف تکنولوژی کوالکام در عرض ۸ ساعت و ۴۳ دقیقه شارژ می شود. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۱ ساعت و ۳۵ دقیقه ظرفیت باتری: ۳۲۲۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۸ ساعت و ۴۳ دقیقه Oppo Find 7a شاید شگفت زده شوید اما Oppo Find 7a در رتبه بندی صورت گرفته مقام اول را به عهده دارد. اگرچه زمان روشن ماندن تلفن همراه چندان زیاد نیست اما به طور مجموع Oppo رکورد خوبی به ثبت رسانده است. زمان شارژ ۰ تا ۱۰۰ درصد: ۱ ساعت و ۲۲ دقیقه ظرفیت باتری: ۲۸۰۰ میلی آمپر ساعت عمر باتری: ۶ ساعت و ۶ دقیقه زمان شارژ عمر باتری
  5. وب سایت زومجی - میثم خلیل زاده:در این مقاله قصد معرفی ۱۲ انیمه زیبا را داریم که در کنار محبوبیت در کشور ژاپن، مورد پسند علاقمندان سایر کشور‌های دنیا نیز قرار گرفته‌اند. برای افراد ناوارد بدون شک راحت است که انیمه‌های ژاپنی را چیزی جز کارتون‌های عجیب و غریبی برای کودکان فرض نکنند. در واقع، این تفکری است که بیشتر مردم به ویژه قشر بزرگسال به آن اعتقاد دارند. انیمه، یا به اعتقاد برخی کارتون ژاپنی، سبک و استایل خاصی از انیمیشن است که اصولا توسط استودیوهای ژاپنی ساخته می‌شود، هرچند در سال‌های اخیر با افزایش محبوبیت این قبیل محصولات در میان مردم اروپایی و آمریکایی شاهد علاقه‌ی استودیوهای غربی برای استفاده از جنبه‌های مختلف انیمه‌ها در خلق محصولات مخصوص به خود هستیم. اما وجه تمایز انیمه با کارتونی مانند The Simpsons در چیست؟ در حالی که کارتون‌های غربی بیشتر تمرکز برروی طنز دارند، در انیمه‌ها شاهد وجود صحنه‌هایی با مضمامین بزرگسالانه مانند مرگ، مذهب، جنسیت، سیاست و خانواده هستیم. داستان و دنیایی تیره و تار که معمولا در غرب دست‌مایه‌ی سریال‌هایی مانند بازی تخت و تاج می‌شود به راحتی پتانسیل تبدیل شدن به موضوع اصلی انیمه‌های ژاپنی را دارند. شخصیت پردازی و جنبه‌های اغراق آمیز طراحی شخصیت‌های داستان در حقیقت نقطه‌ای است که انیمه‌ها خود را از سایر انیمیشن‌ها جدا می‌کنند. شخصیت‌هایی خارج از دنیای ما با قدرت‌هایی فرازمینی و با طراحی‌هایی مخصوص و رنگا‌رنگ به همراه پیچیدگی‌های داستانی، باعث می‌شوند تا بینندگان بعد از تماشای چند قسمت به سختی تماشای انیمه را کنار بگذارند. به ویژه که برخی از انیمه‌های معروف جهان مانند Astro Boy یا One Piece، بیش از ۱۵ سال قدمت دارند. در کشورمان ایران نیز در طول سالیان گذشته شاهد دوبله و پخش محصولات مختلف ژاپنی از جمله انیمه‌های کاپیتان سوباسا (۱۹۸۳ -در ایران فوتبالیست‌ها) و بچه‌های کوهستان آلپ (۱۹۸۳) بوده‌ایم که مورد پسند کودکان، نوجوانان و جوانان قرار گرفته‌اند. در ادامه با ۱۲ انیمه بیادماندنی و زیبا همراه باشید. اصطلاحات به کار رفته در متن: فیلِر (Filler): به قسمت‌هایی از انیمه می‌گویند که اساسا از روی مانگا تولید نشده و داستانی فرعی دارد. مانگا: کتاب مصور ژاپنی که اصولا به صورت سیاه و سفید توسط مانگاکا (ترسیم کننده مانگا) خلق می‌شود. تقریبا تمامی انیمه‌ها در ابتدا به صورت مانگا منتشر شده‌اند. مانگاکا: هنرمند مانگا یا شخصی که نویسنده و تصویرگر داستان‌های مانگایی است را در ژاپن با نام مانگاکا می‌شناسند. شینیگامی: در ژاپن به عنوان خدای مرگ شناخته می‌شود.FullMetal Alchemist: Brotherhood دین، مرگ، نژادپرستی، نسل کشی، جنگ، سیاست و علم کیمیا! بله اینها جنبه‌های مختلف داستانی FullMetal Alchemist: Brotherhood را تشکیل می‌دهند. اِدوارد و آلفونس اِلریک دو برادر داستان ما بعد از مرگ زودهنگام مادرشان تصمیم‌ می‌گیرند تا با استفاده از دانسته‌هایِ علمِ کیمیاگری پدرشان، مادر خود را باری دیگر زنده کنند. جاه‌طلبی این دو برادرِ کم سن و سال و وجود قانون تبادل مساوی در علم کیمیاگری باعث می‌شود تا در کنار شکست فرآیند بازگرداندن مادر، اِدوارد، برادر بزرگتر یک دست و یک پای خود را از دست بدهد. هرچند در مقابل آلفونس برادر کوچکتر چیزی فراتر را یعنی تمام جسم خود را از دست داده است. آغازی پر از امید در نهایت جای خود را به کابوس حبس شدن برادر کوچکتر در جسمی فلزی و از دست رفتن دست و پای برادر بزرگتر، می‌دهد. در کنار پیشنهاد تماشای Full Metal Alchemist، در حقیقت قدرت واقعی این اِنیمه در داستان فوق‌العاده آن است که شما را وارد سفری فوق‌العاده در ۶۴ قسمت می‌کند. اگر عاشق داستانی پرمحتوا،‌شخصیت‌هایی مختلف با گذشته‌ای متفاوت و مبارزات حماسی هستید بدون شک FMA: Brotherhood نوشته‌ی هیرومو آراکاوا مناسب شما خواهد بود. Bleach ۱۱ سال از اولین آشنایی ما با ایچیگو کوروساکی، پسری با توانایی دیدن ارواح شهر کاراکورا می‌گذرد. پسری ۱۵ ساله که از ابتدا قادر به دیدن ارواح و ارتباط برقرار کردن با آنها بود. اما زندگی عجیب این پسر دبیرستانی زمانی که با روکیا کوچیکی، شینیگامی جوخه سیزدهم دیدار می‌کند به ناگاه با آغاز حملات ارواح شیطانی یا به اصطلاح هولوها به کل تغییر می‌کند. قدرت شکستن طلسم شینیگامی و حمله‌ور شدن بدون فکر وی به سمت یک هولو در نهایت باعث می‌شود تا روکیا با سپر بلا شدن برابر ایچیگو، تصمیمِ دادن نصف قدرت شینیگامی خود را به وی بگیرد. اما در کمال تعجب این تبادل قدرت، ایچیگو را به یک شینیگامی واقعی تبدیل می‌کند. هرچند تبدیل کردن یک انسان به شینیگامی بدون شک از طرفِ انجمنِ ارواح دارای پیامدهایی برای روکیا کوچیکی است. صحنه‌های اکشن سنگین و پر از خون به همراه تصاویری خشن از حملات شیاطین و شینیگامی‌ها با لباس سامورایی‌ به مراتب به جدیت انیمه بلیچ می‌افزاید. خط داستانی معقول و عدم تکراری شدن رخداد‌های داستان به دلیل تفاوت‌های پیش‌آمدها برای شخصیت‌های مختلف به خوبی جذابیت لازم برای پیگیری ماجراجویی کوروساکی و هولوها را به ما می‌دهد. تیته کوبو، نویسنده و مانگاکا بلیچ با تغییر خط داستانی در کنار شگفت‌زده کردن بینندگان، آنها را وارد مبارزاتی نفس گیر می‌کند. البته نباید از برخی معایب مانند فیلِر‌ها در بلیچ گذشت با این حال در نهایت خط داستانی اصلی شما را ناامید نخواهد کرد. Naruto جدای از Dragon Ball Z و Attack on Titan (که در ادامه به آن خواهیم پرداخت) کمتر می‌توان انیمه دیگری را پیدا کرد که در کشور‌های غربی به اندازه ناروتو مورد توجه و ترجمه افراد مختلف قرار گرفته باشد. ناروتو اوزوماکی پسری بازیگوش که در هنگام تولد به دلیل حمله‌ی روباهی ۹ دُم به نام کیوبی پدر و مادر خود را از دست داده در رویای تبدیل شدن به هوکاگه، رهبر محافظ روستای کونوها، به سر می‌برد. او بعدها و به مرور با پیدا کردن دوستانی جدید از اِنزوای ناخواسته خارج شده و به برخی از ویژگی‌ها و توانایی‌های خود پی می‌برد، در نتیجه به مرور در راه رسیدن به آرزوی دیرینه‌ خود تلاش می‌کند. در کل داستان ناروتو به شکلی است که باید در لحظه به همراه ناروتو در ماموریت‌های مختلف آن را تجربه کنید. اکنون با اتمام مانگای این مجموعه علاقمندان هر هفته مانند ۱۳ سال گذشته پای نمایشگرهای خود جهت تماشای انیمه ناروتو می‌نشینند. در کل انیمه ناروتو از دو مجموعه ناروتو در ۲۲۰ قسمت و ناروتو شیپودن (که تا کنون ۴۴۵ قسمت از آن پخش شده) تشکیل می‌شود. Gundam Wing تنها ۴۹ قسمت برای به یادماندنی کردن نوشته کوئیچی توکیتا کافی بود. اگر سِنِ شما برای انیمیشن Transformers کمی زیاد است، اما ایده‌ی روبات‌ها و مبارزات و عملیات‌های تخریب مخفیانه تصورات شما را قلقلک می‌دهد احتمالا Gundam Wing بهترین انتخاب برای زمان سرگرمی شما خواهد بود. پنج سرباز نوجوان به نام‌های هیرو یوی، ترووآ بارِتون، کوآتره وانِر، چانگ وو فی و دووُ مَکس‌وِل با اوج‌گیری اختلاف‌ها در فضا برای از بین بردن حِزب سیاسی اُز و مستعمرات فضایی و زمینی، هریک از منطقه خود وارد نبرد می‌شوند. با ورود این پنج سرباز که هر کدام قادر به هدایت روبات مخصوص به خود هستند روند پیشروی نبرد وارد چالشی جدید خواهد شد. این مجموعه سال‌ها قبل در سال ۱۹۹۵ به روی آنتن رفته و تا سال ۱۹۹۶ در ۴۹ قسمت پخش شد. البته سری‌های متفاوت و دنباله‌داری از Gundam Wing تولید شده است که اکنون نیز برخی از آنها برای پخش مراحل تولید را سپری می‌کنند. Death Note Death Note به خوبی لقب عجیب‌ترین انیمه این لیست را یدک می‌کشد. هرچند Death Note نیز مانند سایر انیمه‌ها به راحتی در زیر مجموعه سبک‌هایی مانند فانتزی-درام جای می‌گیرد اما متفاوت با سایر انیمه‌ها است و تنها به طرح یک سوال پرداخته است: «اگر توانایی سلب زندگی از افراد را تنها با نوشتن نام آنها در یک دفتر مرگ به دست می‌آوردید، چه کار می‌کردید؟!» شروع فانتزی داستان به سرعت جای خود را به کِشمَکِش موش و گربه‌ایِ دو ذهن قدرتمند (قهرمان و ضدقهرمان) یعنی اِل و لایت یاگامی می‌دهد. تقابل دو شخصیت باهوش، یک طرف مجهز به دفتر مرگ و شینیگامی و در طرف دیگر فردی خواهان عدالت با همکاری پلیس ژاپن به خوبی شما را در خط داستانی اِنیمه غرق می‌کند. قوانین مختلف استفاده از دفترمرگ و قابلیت‌های یک دفتر خالی در کنار جاه‌طلبی‌های طالِبان قدرت همگی از نکات برجسته‌ی Death Note هستند. تسوگومی اوبا، نویسنده و تاکشی اوباتا، تصویرگر با همکاری یکدیگر در سال ۲۰۰۳ اولین مانگا این مجموعه را منتشر کردند. Death Note در سال ۲۰۰۶ در قالب یک انیمه ۳۷ قسمتی از شبکه نیپون پخش شد. Outlaw Star بعد از داستان پر پیچ و خم Death Note سُراغِ یکی دیگر از انیمه‌های خوبی که پخش آن پایان یافته، می‌رویم. برعکس Death Note،انیمه Outlaw Star روان‌تر و در قسمت‌هایی کمتر (۲۶ قسمت) تولید و پخش شده است. اگر از هواداران شبکه‌های توونامی و کارتون نِتوورک باشید احتمالا با این انیمه با کیفیت اما قدیمی تا به حال روبرو شده‌اید. زیرا این دو شبکه با تغییراتی در سال‌های گذشته اقدام به پخش نسخه انگلیسی این انیمه کرده‌اند. داستان انیمه با زندگی جین اِستاروایند و همکار جوان عاشق تکنولوژی او جیم هاوکینگ، دو جایزه بگیر آغاز می‌شود. این دو که با شکار مجرمان و دریافت جایزه آنها در کنار تعمیرات لوازم مختلف زندگی را سپری می‌کنند با ورود یک زن به نام رِیچِل و پیشنهاد کار جهت محافظت شخصی در نهایت وارد ماجراجویی خطرناکی می‌شوند. با ورود دزدان فضایی جین و جیم به ناچار مجبور هستند تا از سیاره نگهبان شماره ۳ به همراه یکی از یاغی‌ها فرار کنند. رقابت گروه‌های مختلف برای رسیدن به افسانه Galactic Leyline، مرکز داده‌های دانش جهان در ادامه نبردهای فضایی و آشوب را به همراه خود می‌آورد. اگر شما از علاقمندان به سری اِستاروارز هستید احتمالا Outlaw Star نیز مورد پسند شما قرار می‌گیرد. Sengoku Basara: Samurai Kings سون‌ تِنزو، نویسنده قدیمی هنر رَزم در رابطه با «استراتژی ترکیب بازدارندگی با حمله» می‌گوید: از طریق دیپلماسی، تقسیم و متلاشی کردنِ واحدهای دشمن و تَحکیم و تَثبیت اتحاد و گسترش نیروهای خود؛ لذا هرقدر دشمن منزوی و ارتباطش با لشکریانش قطع شود، نهایتاً به تسلیم واداشته می‌شود. انیمه Sengoku Basara با تِکیه برهمین اصل بنیادینِ نبرد رِوایاتی هیجانی و زیبا را ارائه می‌دهد. با آغاز آشوب‌ها در جای جای کشور فرماندهانِ خواهانِ قدرت و صلح برای دستیابی به پایتخت رهسپار میدان نبرد می‌شوند. در این میان اما بلند شدن پادشاهی شیطانی به نام اُدا نوباناگا و سرازیر کردن خون بیگناهان در میدان نبرد در نهایت باعث ایجاد اتحادی میان جبهه‌های مختلف نبرد برای از بین بردن وی خواهد شد. نبرد‌های حماسی به سبک سامورایی‌ها، استراتژی‌های پیروزی و شکست برخی از همین استراتژی‌ها در کنار حس شرمساری، غرور و جاه‌طلبی و خیانت شخصیت های داستان، همگی Sengoku Basara را بیادماندنی می‌کنند. Cowboy Bebop داستانی دیگر در رابطه با جایزه‌بگیران یا همان شکارچیان بانتی، اینبار اما با کشتی فضایی Bebop همراه کابوی‌ها می‌شویم تا در هر قسمت با اِسپایک اِشپیگل و جِت بِلَک، کارآگاه سابق و صاحب Bebop به دنبال یکی از تبهکاران فضا ماجراجویی جدیدی را تجربه کنیم. در هر قسمت از ۲۶ اپیزود پخش شده، اشپیگل به دنبال یکی از مُجرمان می‌رود تا با دستگیری مجرم جایزه او را از آن خود کند. موسیقی جاز تیتراژ ابتدایی در کنار نحوه‌ی به تصویر کشیدن متفاوت داستانِ هر قسمت، به خوبی علاقمندان به داستان‌های علمی-تخیلی و پُلیسی را سرگرم خواهد کرد. Cowboy Bebop، هرچند ابتدا مانند سایر انیمه‌ها در ژاپن پخش شد اما در ادامه با دوبله به صورت انگلیسی بسیار مورد پسند جوانان در سایر کشورها به ویژه ایالات متحده قرار گرفت. سازندگان با افزایش محبوبیت این انیمه در نهایت تصمیم گرفتند تا در سال ۲۰۰۱ فیلمی بلند را در سینماها اکران کنند. Fairy Tail لوسی هارتفیلیا، دختری ۱۷ ساله با توانایی کنترل ارواح فلکی است که با هدف کامل کردن فرآیند تبدیل شدن به یک جادوگر موفق، قصد پیوستن به انجمن فیری تیل را دارد. او در این راه با رسیدن به شهر هاروجیون با ناتسو ایگونیلُ، پسر جوانی که دچار مشکل گرفتگی و تهوع است، آشنا می‌شود که در نتیجه این آشنایی در نهایت لوسی با پیشنهاد ناتسو به عضویت انجمن فیری تیل در‌می‌آید. فیری تیل، قوی‌ترین و پردردسرترین انجمن جادوگری پادشاهی فیوور است که تحت نظر ماکاروف، استاد انجمن و یکی از ۱۰ جادوگر برتر رهبری می‌شود. انجمن‌های جادوگری با دریافت مزد در قبال انجام کارهای مختلف مانند حفاظت، زیر نظر شورای مرکزی اِمرار مَعاش می‌کنند. در این میان انجمن‌های تاریکی‌ نیز وجود دارند که در موارد مختلف با ایجاد نبردهایی میان انجمن‌ها باعث ایجاد اغتشاشاتی در کشورها خواهد شد. هیرو ماشیما، مانگاکا Fairy Tail اولین بار در سال ۲۰۰۶ این مجموعه را به صورت مانگا منتشر کرد. فیری تیل در نهایت در سال ۲۰۰۹ به صورت انیمه از تلویزیون ژاپن پخش شد. این مجموعه اکنون نیز هم به صورت مانگا و هم به صورت انیمه هر هفته منتشر و پخش می‌شود. Attack on Titan از همین ابتدا باید گفت که مجموعه Attack on Titan خشن‌ترین و خونبارترین صحنه‌های این لیست را در خود جای می‌دهد. به همین دلیل اگر از خشونت خوشتان نمی‌آید بهتر است که این مجموعه را با تمام شایستگی‌هایی که دارد از لیست خود خارج کنید. افرادی که سریال بازی تخت‌ و تاج را دنبال می‌کنند با رَویه‌یِ پیش‌رویِ داستان و تار و مار شدن شخصیت‌ها توسط جُرج آر. آر. مارتین آشنایی کامل دارند. این دقیقا همان اتفاقی است که هاجیمه ایسایاما در Attack on Titan (بسیار بی‌رحمانه) انجام می‌دهد. یکصد سال پیش با پدیدار شدن ناگهانی تایتان‌ها موجی از کشتار نسلِ بشریت توسط این غول‌هایِ انسان‌نما آغاز می‌شود. با پیشروی این موجودات در نهایت ‌انسا‌ن‌ها برای جلوگیری از انقراض بشر سه دیوار دایره‌ای شکلِ عظیم ساخته و خود را در بین آنها زندانی می‌کنند. انسان‌ها به مدت صد سال در صلح و آرامش بین این دیوارها زندگی می‌کنند تا اینکه روزی ناگهان تایتانی بلندتر از دیوار اول (ماریا)‌ پدیدار شده و با ایجاد سوراخی راه عبور سایر غول‌ها به داخل منطقه‌ی زراعی انسان‌ها را باز می‌کند. نتیجه‌ی این حمله‌ی ناگهانی مشخص است. انسان‌ها با از دست دادن منطقه‌ی وسیعی از قلمرو جدید، وارد دورانی سخت و قحطی می‌شوند. داستان این انیمه در رابطه با دو خواهر و برادر ناتنی به نام‌های اِرِن ییگر و میکاسا آکرمن است که بعد از سقوط دیوار اول با سختی‌های بسیاری روبرو می‌شوند. Ninja Scroll بعد از موفقیت فیلم Ninja Scroll محصول سال ۱۹۹۳، استودیو مَدهاوس در سال ۲۰۰۳ تصمیم می‌گیرد تا ماجراجویی‌های جیوبی کیباگامی در حفاظت از سنگ اژدها و شیگورو، دختری زیبا و کاهن نور را در قالب انیمه به تصویر بکشد. این مجموعه که در ۱۳ قسمت تولید شد به قدری مورد توجه منتقدان قرار گرفت که اکنون با گذشت ۱۲ سال از زمان پخش مجموعه هنوز می‌توان Ninja Scroll را از نظر کیفیت برتر از برخی انیمه‌های حاضر معرفی کرد. البته مانند Attack on Titan، انیمه Ninja Scroll نیز به دلیل خشونت مبارزات مناسب بزرگسالان است. در کل Ninja Scroll روایتگر ماجرای یک نینجا در مقابل انجمنی شیطانی است که به هیچ قاعده و قانونی در مبارزه پای‌بند نیستند. اگر از علاقمندان داستان‌های تخیلی با ویژگی‌های فرهنگ ژاپن هستید مسلما از Ninja Scroll لذت خواهید برد. One Piece مانکی دی. لوفی، استفاده کننده از میوه‌ی شیطانی گوموگومو (پلاستیک) به دنبال رویای تبدیل شدن به پادشاه دزدان دریایی راهی گراندولاین می شود. او در این راه باید در کنار عبور از سد دشمنان و سایر دزدان دریایی، خدمه و دوستانی را نیز برای همراهی خود پیدا کند. رفتن به دنبال گنجی که به گفته‌ی گل دی. راجر، پادشاه دزدان دریایی در وان پیس پنهان شده؛ بعد از اعدام راجر، بر خلاف خواسته‌ی نیروی دریایی سیل عظیمی از نسل جدید دزدان دریایی را راهی اقیانوس‌ها کرده و آشوب به پا کند. در این راه به مرور واقعیت‌هایی پشت پرده حرف دی و دولت‌های جهانی برملا می‌شود که هرچه بیشتر بینندگان را به ادامه ماجرا ترغیب می‌کند. ائیچیرو اودا، مانگاکا One Piece از سال ۱۹۹۷ تاکنون مانگای این مجموعه را در هفته‌نامه شونن جامپ منتشر می‌کند. One Piece در نهایت از سال ۱۹۹۸ تاکنون در قالب انیمه مهمان خانه‌های علاقمندان بوده است.
  6. وب سایت زومجی - محمد صادق شجاعی: سال ۱۹۶۲ مصادف بود با خلق شخصیت هالک شگفت‌انگیز (The Incredible Hulk) توسط استن لی و جک کیربی. این شخصیت اغازی دشوار و پر از موانع داشته و با این وجود که او یکی از شناخته شده‌ترین شخصیت‌های مارول است اما به مانند هم دوره‌هایش پرفروش نبوده. هالک بدون شک یکی از جالب‌ترین و در عین حال عجیب‌ترین شخصیت‌های کمیک ظهور کرده در دهه ۶۰ میلادی است و داستان‌هایش طیف وسیعی از اونجرز تا ولورین را دربر‌می‌گیرد. ماجراجویی‌های او همواره عجیب و غریب بوده‌اند و مارول با اقدامات خاص و تغییرات ویژه مردم را بیش از پیش به این هیولای سبز رنگ علاقه‌مند می‌کند. انواع مختلفی از این شخصیت تاکنون ساخته شده است. در این مقاله ۲۰ حقیقت عجیب و فوق‌العاده در مورد بروس بنر و هیولایی که در هنگام عصبانیت به آن تبدیل می‌شود (در زمان عصبانیت او را دوست نخواهید داشت) جمع‌آوری شده است‌. شاید تعدادی از آن‌ها باورنکردنی باشند اما هیچ‌یک خلاف حقیقت نیستند. ۲۰-چگونه خواهد مرد زمانی که تمام مردم دنیا در جنگ اتمی کشته شدند، تنها یک‌نفر جان سالم بدر می‌برد. کمیک Hulk: The End داستان بروس بنر پیر و سالخورده را روایت می‌کند که محکوم شده تا ابد در دنیا راه برود زیرا که هالک اجازه مرگ را به او نمی‌دهد. او که آسیب ناپذیر است، مرتبا توسط سوسک‌های جهش یافته که زنده زنده او را می‌خورند، مورد حمله قرار می‌گیرد. اما این پایان کار او نیست چرا که هر بار بدن او بازسازی می‌شود. داستان این کمیک بسیار غم‌انگیز است و در نهایت، هالک به بروس بنر اجازه می‌دهد که به تنها آرزویش، یعنی مرگ برسد. ۱۹- توقف انتشار اولین سری از کمیک‌های هالک پس از شش شماره علی‌رغم ظهور به عنوان یکی از شخصیت‌های اورجینال مارول همزمان با قهرمانانی چون مرد عنکبوتی و مرد آهنی، شخصیت هالک همواره با دشمنی به نام میزان فروش درگیر بود. برای اینکه بتواند طرفداران را مجذوب خود کند هالک مجبور بود به ماجراجویی‌های عجیب و بعضا تکراری برود. اما هیچ‌یک ازاین اقدامات نتوانست قهرمان عظیم الجثه ما را از ورطه سقوط نجات دهند. حقیقت این است که انتشار سری تکی هالک پس از شش شماره در سال ۱۹۶۳ متوقف شد. دلیل این امر تناقض در تصویرسازی هالک (ترکیبی از جانوری عظیم الجثه و مجرمی باهوش) بود، اما پس از حضور افتخاری او در کمیک‌های اونجرز دوباره سری خودش را بدست آورد. ۱۸- او از فردی پرینز جونیور متنفر است در کمیک Ultimate Universe با روی دیگری از بروس بنر آشنا می‌شویم. پس از اینکه شهرت تیم تازه تاسیس The Ultimates دهان به دهان چرخید و دیگر هیچ رقیبی برای این تیم باقی نماند، بروس از فرصت استفاده کرده و عمدا خود را به هالک تبدیل کرد. نتیجه این عمل بروس وقوع نبردی بین این دو قهرمان بود. همچنین نسبت به این موضوع که نامزد سابقش بتی راس با بازیگری فردی پرینز جونیور قرار دارد، علاوه بر عصبانیت حس حسادت او را نیز برانگیخته است. هالک عصبانی با هدف تیکه تیکه کردن به دنبال فردی می‌رود. اما قبل از اینکه فرصت انتقام را پیدا کند، تیم The Ultimates سر رسیده و جلوی این جنون را می‌گیرند. ۱۷- تبعید به فضا سال‌ها قبل تعدادی از بهترین و مشهورترین ابرقهرمانان دنیای مارول با هدف ایجاد انجمنی که تصمیمات دشوار اما به صلاح دنیای مارول را بگیرد، گرد هم آمدند. اعضای این انجمن عبارتند از مرد آهنی، آقای شگفت انگیز و دکتر استرنج. پس از جنونی که هالک در لاس وگاس به راه انداخته بود، این گروه سری تصمیم گرفت که او را به فضای نامتناهی آسمان بفرستند زیرا که متوجه شدند هالک تهدیدی غیرقابل کنترل است. این عمل خیانت بزرگی در حق او بود و باعث شد که او در Civil War. Rumors حضور نداشته باشد. ۱۶- او قدرت‌های عجیبی دارد هرقدر که هالک عصبانی‌تر می‌شود، عجیب‌تر هم می‌شود. علاوه بر زور بازوی بسیار زیاد، او دارای قدرت‌هایی مانند پرش‌های بلند و خود درمانی نیز هست. البته به دلیل فیلم‌های سینمایی این شخصیت با این قدرت‌ها آشنا هستید. با این وجود در طول سال‌ها انتشار کتاب‌های کمیک مختلف، هالک قدرت‌های منحصر بفرد و بعضا عجیب بدست آورده است. برای مثال به دلیل غده‌ای که در شش‌هایش فشار ایجاد می‌کند، می‌تواند زیر آب نفس بکشد. یکی از عجیب‌ترین قدرت‌های او توانایی دیدن ارواح است. به دلیل وجود همین قدرت، هالک یکی از معدود شخصیت‌هایی است که می‌تواند حالت معنوی دکتر استرنج را ببیند. ۱۵- او یک همتای سرخ دارد چند سال قبل مارول با انتشار یک سری جدید از کتاب‌های کمیک قصد داشت باری دیگر هالک را در مرکز توجه و علاقه عموم قرار دهد. شخصیت خشن و سادیست «هالک سرخ» هرکار از دستش برمی‌آمد در سری ۲۳ شماره‌اش کرد. شخصیت ابومینیشن را کشت و تخته اسکی موج‌سوار نقره‌ای را ربود. در تمام مدت انتشار این مجموعه، کشف هویت واقعی او سوهانی بر روح خوانندگان بود. در نهایت مشخص شد او ژنرال راس است، همان کسی که سال‌ها به شکنجه بروس بنر مشغول بود. افشای هویت هالک سرخ را می‌توان گیج کننده‌ترین و در عین‌حال مسخره‌ترین افشای هویت تاریخ دانست (در زمان تبدیل شدن چه بلایی بر سر سبیل او می‌آید؟). مارول بازهم اینکار را ادامه داد و در طول سالیان متوالی متحدین هالک مانند بتی راس و ریک جونز را به شکل هالک درآورد. ۱۴- حضور تونی استارک در فیلم هالک شگفت‌انگیز در تمام فیلم‌های مارول پس از اتمام تیتراژ صحنه‌ای از فیلم بعدی نمایش داده می‌شود. در فیلم The Incredible Hulk محصول سال ۲۰۰۸ پس از اتمام تیتراژ، رابرت داونی جونیور را در قالب تونی استارک مشاهده می‌کنیم. بعدها مشخص شد که داستانی پشت این صحنه وجود دارد. مارول به منظور روشن کردن ابعاد مختلف این داستان فیلم کوتاه The Consultant را با بازی مامور کولسون ساخت. این فیلم در زمان بین Iron Man 2 و فیلم اول Thor جریان دارد. در فیلم کوتاه مشاور مامور کولسون و یک مامور دیگر باید جلوی ژنرال راس بگیرند، زیرا او قصد دارد به جای هالک شخصیت ابومینیشن را برای عضویت در اونجرز پیشنهاد کند. اگر کاری کنند که راس تصور کند به ابومینیشن نیاز دارند و دلیلی برای ممانعت از تصمیمش بتراشند، خود‌ به‌ خود مشکل حل می‌شود. این دو مامور تمام فکر خود را به کار بستند و توانستند فرد مناسب را پیدا کنند. چه کسی به طور غیرقابل وصف مغرور، شهره جهان و به طرز وحشتناکی شما را عصبانی می‌کند؟ پاسخ تونی استارک است. این فیلم کوتاه در نهایت بر روی نسخه بلوری Thor عرضه شد. ۱۳- او نام‌های مستعار زیادی دارد هالک کلاسیک مورد علاقه اکثر طرفداران، همان هالکی است که تنها آن جمله دو کلمه‌ای معروف را به زبان می‌آورد. اما «هالک نابود کن!» خیلی زود قدیمی شد، به همین دلیل هالک مجبور شد در طول سال‌ها قالب شخصیت‌های مختلفی را به خود بگیرد. جو فیکسیت (تصویر بالا) یکی از اوباش پرقدرت لاس وگاس بدون شک یکی از محبوب‌ترین این قالب‌ها است. حتی در یک قالب، هالک توانست هوش خود را حفظ کرده و لقب پروفسور را بدست آورد. تصور کنید هالک با هوش بروس بنر! ۱۲- یکبار ولورین را از وسط به دو نیم تقسیم کرد سال‌ها قبل دیمون لیندلوف، نویسنده سریال لاست، وظیفه نگارش سری Ultimate Wolverine vs. Hulk را برعهده گرفت. قضیه این مجموعه شش بخشی از این قرار است که نیک فیوری تصمیم می‌گیرد با استخدام ولورین (بهترین فرد برای نابود کردن هالک) یک بار و برای همیشه این مزاحم S.H.I.E.L.D. را از صحنه روزگار حذف کند.مبارزه‌ی ولورین و هالک آنچنان طولانی نشد و هالک توانست ولورین از وسط به دو نیم تقسیم کند و هر تکه را مایل‌ها از هم دور کند تا ولورین نتواند به این زودی‌ها احیا شود. ولورین مجبور بود مایل‌ها بر روی زمین بخزد تا بتواند پاهایش را پیدا کند. به دلیل وقفه طولانی بین انتشار هریک از شمار‌ه‌ها، ولورین پیر و بیچاره در حدود دو سال و نیم در قالب دو تکه مجزا به حیات ادامه داد. ۱۱- حضورلو فرینگنو تقریبا در تمامی اقتباس‌ها بیل بیکسبی ایفاگر نقش دیوید بنر (نام تغییر یافته بروس) در سریالی تلویزیونی هالک است اما این بدنساز لو فریگنو بود که توانست در دوران بدون جلوه‌های ویژه این شخصیت کتاب‌های کمیک مارول را هرچه واقعی‌تر وارد تلویزیون کند. حتی پس از اتمام پخش سریال در سال ۱۹۸۲، لو ارتباطش با دنیای هالک را قطع نکرد. در دهه ۹۰ صداپیشگی هالک در سریال انیمیشنی بر عهده او بود، در فیلم آنگ لی محصول سال ۲۰۰۳ حضوری افتخاری داشت، سال‌ها بعد همین عمل را در The Incredible Hulk 5 تکرار و صداپیشگی نیز کرد. ۱۰- او سیاره‌اش را تسخیر کرد مجمع سری تصمیم گرفته بود هالک را با شاتل به فضا برسد. شاتلی که هیولای سبز در آن زندانی شده بود به مقصد سیاره‌ای خالی از سکنه در حرکت بود. سیاره‌ای که دیگر نتواند به کسی صدمه بزند. اما ذات خرابکار هالک باعث شد که نقشه تغییر کرده و هالک به سیاره ساکار برسد. این سیاره شباهت بسیاری به روم باستان داشته و دارای محلی مانند میدان نبرد گلادیاتور‌ها بود. هالک تصمیم گرفت با مبارزه، به بالاترین درجه برسد و پادشاه این سیاره شود. او پس از تسخیر کامل سیاره، ارتشش را با هدف انتقام از اونجرز به سمت زمین هدایت کرد: انتقام کشته شدن همسرش پس انفجار غیرعمدی شاتل. ۹- اسکالک در طی یکی از ترکیب‌های نادر دنیاهای مارول و دی‌سی، قهرمانان این دو دنیا با حفظ المان‌هایی از هر دو طرف با یکدیگر ترکیب شدند. ترکیب هالک با سولومون گرودی، شخصیت شرور دنیای بتمن منجر به ساخت اسکالک شد. این کاراکتر در عین حال که عجیب بود، اما هدف خاصی نداشت و در نهایت به خدمت دکتر استرینج‌فیت (ترکیبی از دکتر استرنج و دکتر فیت) درآمد. اسکالک یکی از بدترین و بیهوده‌ترین شخصیت‌هایی است که در این مجموعه کم عمر خلق شد. ۸- او در ابتدا خاکستری بود اولین باری که هالک ظهور کرد، ظاهری خاکستری داشت. پرینترهای آن زمان نمی‌توانستند سایه یکدست رنگ خاکستری را حفظ کنند. در نتیجه استن لی مجبور شد رنگ او را به سبز که راحت‌تر چاپ می‌شد تغییر دهد. رنگ این نسخه از شخصیت کوچک‌ترین مشکل بود. در کمیک‌های اولیه، بروس عمدا با قرار دادن خودش در معرض تشعشعات گاما به هالک تبدیل می‌شود و برای تبدیل شدن هربار باید این عمل را تکرار کند. همچنین، به مانند خون‌آشام یا گرگینه تنها شب‌ها به هالک تبدیل می‌شد. عجیب‌ترین نمونه از این تبدیل شبانه، لحظه‌ای است که بنر پس از تبدیل به هالک همچنان سر انسانی‌اش را حفظ کرده است. در نتیجه مجبور شد یک ماسک هالک رو سرش قرار دهد. ۷. ظهور ولورین در کمیک هالک کتاب‌های کمیک هالک به مانند تعدادی از شخصیت‌های هم‌رده شناخته شده‌اش هیچگاه پرفروش نبوده است. اما سری هالک مسئولیت معرفی یکی از مشهورترین ابرقهرمانان دنیا را برعهده داشته است. ولورین در میان صفحات کمیک The Incredible Hulk #181 ظهور کرد. ماموری ناشناس که توسط دولت کانادا به منظور نابود کردن هالک و وندیگو فرستاده شده است. این نبرد به تنش طولانی مدت بین این دو شخصیت منجر شد و در عین‌حال آینده‌ای روشن برای لوگان رقم زد. در نهایت نیز توانست نقش اصلی کمیک Giant-Size X-Men #1 را بدست آورد. ۶- جاوز تقریبا نقش هالک را بدست آورده بود در حالی که اکنون نام لو فریگنو با هالک هم معنی است، اما او اولین بازیگر انتخابی برای این سریال نبود. در عوض تهیه‌کنندگان به سراغ ریچارد کیل (معروف به جاوز) رفته بودند اما پس از فیلمبرداری قسمت اول سریال تغییر عقیده دادند زیرا به نظر آن‌ها کیل به اندازه کافی بزرگ نبود. همچنین آرنولد شوارزنگر برای این نقش درنظر گرفته شده بود. اما این بازیگر سری فیلم‌های ترمیناتور در مقایسه با فریگنو قدری کوچک‌تر بود. ۵- او خانواده دارد در آینده متناوب کمیک Old Man Logan، ابر شروران تمام دنیا را تسخیر کرده و ایالات متحده را بین خودشان تقسیم کردند. این نسخه از هالک کاملا دیوانه و آشفته است و قصد دارد خانواده‌ای کامل و بی نقص از هالک‌های مشابه خودش بسازد. در ادامه هالک به هیولایی بزرگتر از قبل تبدیل شده و فرزند کم خرد او به اشتباه همسر و فرزند ولورین را می‌کشد. این اتفاق شروع کننده جنگی بین لوگان و متحد دیوانه سابق او بود. ولورین در مبارزه نهایی با هالک، توسط او خورده می‌شود اما ولورین می‌تواند هالک را از داخل بشکافد و برای همیشه از بین ببرد. ۴- اولین لایو اکشن دیردویل و ثور در نمایش تلویزیونی هالک فیلم‌های The Thor و The Daredevil اولین تجربه لایو اکشن این دو شخصیت نیستند بلکه هردوی آن‌ها در سریال تلویزیونی The Incredible Hulk تجربه نخست خود را به مرحله اجرا درآوردند. در مورد The Man Without Fear باید گفت که این کمیک برای فیلم تلویزیونی The Trial Of The Incredible Hulk ساخته شده بود. دیردویل لباسی مشابه سریال پخش شده از نت‌فلیکس (این سریال براساس کمیک‌های فرانک میلر و جان رومیتا جونیور ساخته شده) داشته و قرار بود اولین حضورش را در سریال خودش تجربه که هیچگاه عملی نشد. همچنین ثور با ظاهری شبیه به وایکینگ‌ها در یکی از این فیلم‌ها حضور داشته است. ۳- اد نورتون در برابر مارول ادوارد نورتون با این شرط ایفای نقش بروس بنر در The Incredible Hulk را پذیرفت که او اجازه داشته باشد بازنویسی در فیلمنامه انجام دهد. مارول با این شرط موافقت کرد و نسخه این بازیگر از فیلم را ضبط کرد. اما این استودیو تصمیم می‌گیرد که بخش‌های کلامی و داستان فرعی ضعیف ایجاد شده توسط نورتون را حذف کرده و در نتیجه فیلمی کوتاه‌تر و با صحنه‌های اکشن بیشتر خلق کند. همین مسئله باعث ایجاد اختلاف بین نورتون و مارول شد. پس از اینکه نورتون از حضور در تبلیغات فیلم سر باز زد، مارول تصمیم گرفت که ایفای نقش هالک در فیلم اونجرز را بر عهده مارو روفالو قرار دهد. ۲- بر روی کاور مجله رولینگ استون بوده است در سال ۱۹۷۱، شخصیت هالک با اقبال عمومی رو‌به‌رو شده بود و این شهرت به قرار گرفتن بر روی جلد مجله رولینگ استون منجر شد. هرب تریمپ از مارول طراحی این کاور را برعهده داشت. این موضوع در آن دوره اهمیت بسیار داشته و به یکی از آیتم‌های مهم کلکسیونرها بدل شد. بر روی این کاور نوشته «داستانی که هالک شگفت انگیز توان متوقف کردنش آن را نداشت!» نقش بسته و به این نکته اشاره دارد که صنعت کتاب‌های کمیک به دلیل موفقیت فیلم‌های اقتباسی در چند سال اخیر به یکی از جنبه‌های اصلی سرگرمی تبدیل شده است. همچنین مصاحبه‌ها و تصاویری از کارکنان مارول چاپ شد که مردم را بیش از پیش با دنیای آن‌ها آشنا کرد. ۱- به مدت ۵۰ سال اونجرز را ترک کرد پس از فریب خوردن از لوکی و نابودی یک خط راه آهن، هالک با اونجرز درگیر می‌شود. مدتی بعد هر دو طرف متوجه اشتباهات‌شان می‌شوند و برای مبارزه با خدای آشوب با یکدیگر متحد می‌شوند. در واقع هالک یکی از موسسین و اولین اعضای تیم است، اما در پایان شماره دوم کمیک به این دلیل که متوجه می‌شود اعضای تیم از قدرت‌های مخرب او هراس دارند تیم را ترک می‌کند. علی‌رغم حضور در تعدادی از داستان‌های اونجرز، بازگشت هالک به عنوان عضوی از تیم ۵۰ سال به طول می‌انجامد. او هم‌اکنون در بیشتر کتاب‌های اونجرز به عنوان کاراکتری مهم و کلیدی حضور دارد. هالک یکی از برترین ابرقهرمانان تاریخ بوده، هست و خواهد بود. با این‌حال سازندگان به قدری غرق دیگر ابرقهرمانان مارول شده‌اند که کمتر به او توجه می‌شود. انتظار داریم خلاف این موضوع در فیلم Thor: Ragnarok ثابت شود و در نهایت باز هم پس از سال‌ها، شاهد فیلمی مستقل از شخصیت هالک باشیم.
  7. روزنامه قانون - حسام نصيري: دومين روز از جشنواره فيلم فجر هم با حواشي مختلف برگزار شد و سينماگران و مخاطبان روز دوم اين رويداد سينمايي را هم گذراندند.شايد يكي از اتفاقاتي كه در روز دوم بيشتر از ساير حواشي جشنواره فيلم فجر خودنمايي مي‌كرد حضورو استقرار نيروهاي گشت ارشاد در كاخ جشنواره بود. دیروز اولین نشست‌های نقد و بررسی فیلم‌ها برگزار شد. در نشست «نیمه شب اتفاق افتاد» حامد بهداد سوژه محبوب عکاس‌ها بود. سلفی می‌گرفت و شیطنت می‌کرد. اتفاق ديگري كه در نشست خبري فيلم‌ها افتاد اين بود كه براي نشست بیشتر فیلم‌ها بازیگران اصلی نیامده بودند و اين موجب دلخوري بسياري از عكاسان و خبرنگاران شده بود. همچنان آقای دبیر خبری نداشت و به جایش آقای ایوبی به تماشای فیلم موتمن نشست. نشست فیلم «دلبری» با دلخوری و کَل‌کَل‌های نیمه پنهان هنگامه قاضیانی و مجری برنامه که در پایان به مجادله لفظی کشیده شد، برگزار شد. دومین نشست سومین روز جشنواره فیلم فجر به فیلم «دلبری» به کارگردانی سیدجواد اشکذری اختصاص داشت که در همان ابتدا علیرضا غفاری مجری نشست اعلام کرد که هنگامه قاضیانی به دلیل مشکلی در حنجره خیلی صحبت نخواهد کرد، در حالی که این بازیگر تا پایان نشست علاوه بر صحبت با عباس غزالی به کَل‌کَل و پاسخگویی به برخی صحبت‌های مجری پرداخت. هنگامه قاضیانی نیز در سخنانی کوتاه گفت: 70 درصد این فیلم مونولوگ بود، در حالی که در سینما این چنین مونولوگ‌هایی نداشته‌ایم و از آنجا که از بازی غلو شده هراس دارم تلاش کردم از پس این نقش بربیایم. او همچنین اضافه کرد که در تمام سکانس‌ها تلاش کرد بازی خود را داشته باشد و تأکید کرد که عادت به استفاده از اشک مصنوعی هم ندارد. تکرار استفاده نکردن از اشک مصنوعی باعث شد علیرضا غفاری که اجرا و مدیریت نشست را بر عهده داشت بگوید صحنه‌های اشک‌آور فیلم زیاد نبود و خیلی هم نیاز به استفاده از اشک مصنوعی نبود. این جمله با واکنش هنگامه قاضیانی همراه شد که گفت نقش من همراه با بغض زیادی بود که خوب درآوردن این کار سخت است و در جواب شنید که بغض دیگر جزو بازی است. با هم نگاهي به سه فيلم ديگر بخش سوداي سيمرغ كه در روز دوم جشنواره به نمايش درآمدند مي‌اندازيم. دلبری کارگرد‌‌‌‌‌‌‌ان : سيد جلال اشكذري امتیاز: صفر يكي ديگر از فيلم‌هايي كه روز دوم به نمايش درآمد دومين ساخته اشكذري است. «دلبری» دومین ساخته سید جلال اشکذری که در بخش سودای سیمرغ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، يك ملودرامی اجتماعی است و روایت تازه ای از دفاع مقدس را بیان می کند.قصه فیلم «دلبری » درباره زنی به نام طوبی است که در شب مراسم عروسی خواهرزاده‌اش اتفاقاتی برایش رخ می‌دهد. اولین ساخته سید جلال اشکذری به نام «خانه ای کنار ابرها» در سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. هنگامه قاضیانی، آتیلا پسیانی، عباس غزالی، محمدرضا شیرخانلو، مهسا هاشمی ومهدی عطاران در آن به ايفاي نقش پرداخته اند.دلبري فیلمی به‌شدت کلافه‌کننده است با داستانی کش‌دار و تکرارشونده. فیلم تنها یک لوکیشن دارد و هسته محوری ساختارش استوار است بر دیالوگ‌های طوبی(هنگامه قاضیانی) با همسرش. یلم در تمام مدتش نمی‌تواند دلیل و دغدغه ساختش را توضیح دهد.رویکرد اصلی تجلیل از مقام والای یک همسر جانباز است و رویکرد تجلیل از خود جانباز در پس‌زمینه. عامل بسط دهنده قصه در پاسخ میثم(همسر جانباز طوبی) با چشمک زدن به سوال طوبی نهفته است. مسئله‌ای که سبب می‌شود کل موضوع و کنه فیلم به کشف معمای «چشمک چهارم» میثم تقلیل یابد. یک شهروند کاملا معمولی کارگرد‌‌‌‌‌‌‌ان :مجيد برزگر امتیاز: صفر فیلمی در ادامه «پرویز» و «پریدن از ارتفاع کم». با این تفاوت که این‌بار هاله و ابهام بیشتر و غلیظ‌تری شخصیت‌ها را احاطه کرده. محال است متوجه شوید که شخصیت اصلی (آقای صفری) گرفتار چه سندرومی است که مدام عاشق می‌شود و چرا ابزار بیان علاقه‌اش نان سنگک است.برزگر سعی کرده با کاستن از گفتار شخصیت اصلی به نوعی روایت محوری را از درون تهی کند و ساختاری صرفا متکی بر میزان‌سن بنا نهد. اما نوع روایت مانع تجسم ایده اصلی برزگر می‌شود و همچنین رابطه مخاطب با فیلم را مختل می‌کند. هرچند که به نظر می‌رسد برزگر در معدود نماهایی مانند نمای آتلیه موفق است اما در کلیت دو آدم اصلی کنش‌ و واکنش‌‌هایشان هیچگاه عمق نمی‌یابد و صرفا در سطح بصری دو بعدی پرده باقی می‌ماند. توضیح منطقی شخصیت آقای صفری این‌گونه است که او دوست ندارد صورت و چهره‌ خاصی از معشوق را برای همیشه به خاطر بسپارد از همین روی محل صورت همسرش را در عکس‌ها بریده .نمایی که در بردارنده این امر است گویی نقیض مختصات شخصیت اصلی است که خاطره بازی را دوست نمی‌دارد. وهمین‌طورچرا ابزار بیان عشق نان سنگک است. مسئله‌ای که با توضیحات عامیانه مامور پلیس ناخودآگاه پیوند معناداری می‌یابد. همان مسیری که در فیلم «پرویز»، یک آدم ساده و ترحم برانگیز تبدیل به هیولا می‌شود را هم آقای صفری طی می‌کند. نقطه آغاز آن نمایی است که موهایش را رنگ می‌کند و نقطه پایانش صحنه جنایت که البته به مخاطب نشان داده نمی‌شود.شاید خیلی‌ها پایان فیلم را نقطه قوت و نجات دهنده فیلم تلقی کنند اما به‌نظر پایان‌بندی نه‌تنها نقطه قوت نیست بلکه فیلم بیشترین لطمه را هم از همین نقطه می‌خورد. آخرین بار کی سحر رو دیدی؟ کارگرد‌‌‌‌‌‌‌ان :فرزاد موتمن امتیاز: صفر آخرین فیلم موتمن به شدت ناامید کننده است. فیلمی با پیرنگی معمایی و لوکیشن‌های بسیار که سعی دارد داستانی جنایی-پلیسی را با محوریت و فرمت کارآگاهی کم‌حرف و باهوش روایت کند.الگوی بصری فیلم در نیمه ابتدایی ماحصل برش‌های متقاطعی است که فیلمساز بین خانواده سحر و کارآگاه می‌زند و در نیمه دوم وزن کارآگاه بیشتر می شود.نکته اصلی فیلم‌هایی با پیرنگ معمایی این است که در عین حال که پاسخ معما همواره در مقابل چشمان مخاطب است اما مخاطب را تا انتها با خود همراه می‌کند تا مخاطب نتواند زودتر از کاراگاه معمای داستان را حل کند.در حالی که فیلم موتمن این‌طور نیست.تقریبا از میانه داستان با نشان دادن مظنونی و عدم تعقیب و بررسی ابعاد مبهم پیرامونش همه طرح و ساختار معمایی داستان فرو می‌ریزدهمچنین آدم‌های اصلی فیلم به‌علت فقدان شخصیت‌پردازی مناسب در نمای‌بسته متوالی و متعددی که پی هم می‌آیند به درستی برای مخاطب ترسیم نمی‌شوند. مشخصا سحر، خواهر بزرگترش و برادرش هر سه لحن و ادبیات‌شان طبقه متوسطی است و هیچ شباهتی به طبقه حاشیه‌نشین و مورد اشاره ندارند و حتی در سطح بصری هم کنتراست شدیدی بین مادر و پدر سحر با بچه‌هایشان وجود دارد.همین‌طورفلاش‌بک پایانی فیلم به‌شدت اضافی و آزار دهنده است.شخصیت کارآگاه که فریبرز عرب نیا نقشش را بازی می‌کند فاقد رد و نشانی از هوش بالا و متمایز کننده یک کارآگاه باهوش است‌.فیلم چه در جزییات و چه کلیاتش در سطح پایین‌تری از ادراک و هوش مخاطب خود قرار دارد و از این منظر تجربه‌ ناموفق دیگری است در کارنامه فیلم‌سازی فرزاد موتمن.
  8. برترین ها: در 16 مارس 2016 در روتردام هلند، جنگلی شناور از 20 درخت راه اندازی خواهد شد. ایده این کار که از یک اثر هنری الهام گرفته شده، در سال 2014 با موفقیت آزمایش شد و حالا در سال 2016 قرار است به صورت گسترده تر اجرا شود. این جنگل عمدتا از مواد موجود ساخته خواهد شد. هربار، در نوسازی قسمتی از شهر، درختان باید به جای دیگری منتقل شوند. قبلا این درخت ها ویران می شدند اما امروزه آنها را در جایی انبار می کنند، و حالا قرار است آن ها روی دریا شناور باشند.
  9. وبسایت پول نیوز: همیشه در افسانه ها از مکان های تخیلی و افسانه ای گفته می شود. در این مطلب ۱۰ مکان تخیلی و افسانه ای که وجود واقعی دارند را به شما معرفی می کنیم. ‏۱.‏ ونیز کوچک ‏‎(Little Venice)‎‏ – فرانسه ‏ درست است شما هم فکر می کنید ونیز را فقط باید در ایتالیا دید ، اما ونیز کوچک نام منطقه ای است در کلمار فرانسه که به دلیل ‏شباهت زیادی که به ونیز دارد این نام برای آن گذاشته شده است. خانه هایی که در یک خط در اطراف رودخانه قرار گرفته اند ‏نمای زیبایی به این منطقه می دهند. این خانه ها تا جنوب شرقی شهر به شکلی یکسان کشیده شده اند. اکثر ساکنین این منطقه ‏باغبان یا قایقران هستند. ‏ ‏ ۲.‏ جنگل ‏Hoh Rain‏ – واشنگتن ‏‏‏‎ این جنگل در شمال غربی اقیانوس آرام قرار گرفته است. جنگل ‏Hoh‏ یکی از بهترین و زیباترین نمونه های جنگل های انبوه ‏معتدل در ایالات متحده آمریکا است که مشهورترین و پرطرفدارترین مقاصد گردشگری این منطقه نیز محسوب می شود. در ‏طول فصل زمستان باران به طور مداوم در این جنگل می بارد که نتیجه آن سرسبزی درختان و گونه های مختلف گیاهان این ‏جنگل است. ‏‏ ‏ ‏ ‏۳.‏ Ta Prohm‏ – کامبوج Ta Prahm‏ نام مدرن معبدی در آنگکور است که مجموعه ای از برج ها و دیواره هاییست که به شکلی باورنکردنی و رویایی ‏در آغوش ریشه هایی گسترده و وسیع قرار گرفته اند. ‏Ta Prohm‏ یکی از پربازدیدترین مکان های دنیاست که در لیست خیلی ها ‏برای بازدید قرار گرفته است. بسیاری از افرادی که از این مکان دیدن کرده اند معتقدند ‏Ta Prohm‏ یکی از جاهاییست که حتما ‏باید در طول زندگیتان آن را ببینید. ‏ ‏‏‏‏ ۴. کاخ ‏‏Neuschwanstein‏ – آلمان ‏‏‎ این کاخ مربوط به قرن نوزدهم میلادی می شود که در بالای تپه ای نزدیک به دهکده ‏Hohenschwangau‏ در جنوب غربی ‏باواریای آلمان واقع شده است. این کاخ که مربوط به پادشاه لودویگ دوم است در سال ۱۸۸۶ و هفت هفته پس از مرگ وی برای ‏بازدید عموم بازگشایی شد. این پادشاه به دلیل خجالتی بودن علاقه ای نداشت زیاد در انظار عمومی باشد به همین دلیل کاخ وی در ‏بالای این تپه و به دور از زندگی عمومی مردم ساخته شده است. امروزه تعداد زیادی از مردم برای بازدید از زندگی شخصی این ‏پادشاه خجالتی از کاخ وی بازدید می کنند. ‏ ‏‏ ‏ ‏ در فصل تابستان روزانه نزدیک به ۶۰۰۰ نفر از این کاخ بازدید می کنند ، کاخ ‏Neuschwanstein‏ ‏یکی از مشهورترین قلعه ‏ها در کل اروپا می باشد. ‏ ‏ ‏‏ ‏ ‏ ۵.‏ قلعه ‏Chenonceau‏ – فرانسه ‏ ‎ قلعه ای که در قرن شانزدهم میلادی ساخته شده است و در شمال رودخانه ‏Cher‏ قرار گرفته است و تصویری رویایی ایجاد کرده ‏است.‏ ‏‏ ‏‏ ‏ ‏۶.‏ دهکده کارمل ‏‎(Carmel Village)‎‏ – کالیفرنیا ‏ ‏خیابان های این دهکده انگار از وسط کتابهای داستان های افسانه ای بیرون آمده اند ، زیبایی گوشه و کنار این دهکده باعث می ‏شود نفستان بند بیاید. توریست ها تنها افرادی نیستند که علاقه مند به این دهکده هستند بلکه هنرمندان و نقاشان هم برای به ‏تصویر کشیدن این زیبایی ها زیاد به این دهکده سفر می کنند. نتیجه این نقاشی ها نیز در نمایشگاهی در همین دهکده به نمایش ‏گذاشته شده است.‏‏ ۷.‏پرچین تاریک ‏‎(The Dark Hedges )‎‏ – ایرلند شمالی ‏‏ این منطقه یکی از پدیده های طبیعی ایرلند شمالی است که بیشترین عکاسی از آن صورت گرفته است و همچنین یکی از ‏مشهورترین و پربازدید ترین جاذبه های توریستی آن می باشد. درختانی که به شکل تونلی شکل محیطی رومانتیک و رویایی را ‏ایجاد کرده اند. گفته می شود این درخت ها در قرن ۱۸ میلادی کاشته شده اند.‏ ‏ ‏ ‏ ۸.‏ مرکز تاریخی ‏Cesky Krumlov‏ – چک ‏‏‏‏‎ اCesky Krumlov‏ یک شهر کوچک در جنوب منطقه ‏Bohemian‏ در جمهوری چک می باشد که در آن قلعه ‏Cesky ‎Krumlov‏ نیز قرار دارد. این منطقه که جزئی از میراث ثبت شده یونسکو می باشد مربوط به قرن ۱۳ میلادی است و تمام ‏ساختار آن به همان شکل قدیمی و اولیه باقی مانده است. ‏ ۹.‏ کلیسای مونت سنت میشل‎ Abbaye du Mont-Saint-Michel)‎‏ ‏‎(‎‏- فرانسه‏‏‏‏‎ کلیسای مونت سنت میشل در جزیره ای به همین نام در نورمندی فرانسه قرار دارد. این کلیسا یکی از مهم ترین مراکز زیارتی در ‏این منطقه بوده است که مربوط به قرن هشتم میلادی می شود. این ساختمان نمونه قابل توجهی از معماری قرون وسطی است که ‏هم عملکردی نظامی داشته هم مکانی مذهبی به شمار می رفته است. ‏‏ ‏ ‏‏ ‏۱۰.‏ ‎ ‎غار کرم های شب تاب ‏‎(Waitomo Glowworm Caves)‎‏ – نیوزلند‏‏‏‏‏‏‎ این غار در نیوزلند قرار دارد و به غار” کرم شب تاب” معروف است. این کرم های شب تاب بسیار کوچک هستند به طوری ‏که ‏شاید دیدن و پیدا کردن تک تک آنها دشوار باشد ، اما از آنجایی که تعداد خیلی زیادی از آنها در این غار وجود دارند در کنار ‏هم ‏درخشش حیرت انگیزی را ایجاد می کنند. این موجودات عجیب برای شکار غذای خود از سقف به پایین آویزان می شوند و ‏هر ‏چه گرسنه تر باشند درخشش بیشتری دارند ! ‏ ‏ ‏‏
  10. هفته نامه چلچراغ - امین آرام: هیچ وقت به این فکر کرده اید که چه سکانس مرگ آسایی در سینما شما را تحت تاثیر قرار داده است؟! کدام یک از صحنه هایی که درباره مرگ در سینما دیده اید، بیشتر از بقیه در یادتان مانده است؟ اگر حتی طرفدار سینما هم نباشید، حتما در یک سکانس یا صحنه تحت تاثیر قرار گرفته اید، چه برسد به حال آن هایی که سینما برایشان امری جدی و نوعی زندگی است! در یک رای گیری که توسط سازمان پرفکت جویس فیونرالز برای یک تحقیقات انجام شده است، از نزدیکی به 2300 نفر نظرخواهی کردند تا تاثیرگذارترین سکانس مرگ در سینما و تلویزیون را ذکر کنند، 10 فیلم بیشترین رای را آورده اند. جالب این که دو انیمیشن بیشترین را را در میان سایر فیلم ها و نظرات افراد داشته است. علاوه بر شیرشاه سکانس دیگری از انیمیشن های دیزنی در بامبی انتخاب شد. سکانس مرگ مادر بامبی که خیلی ها عقیده دارند ادای دین والت دیزنی به مادر خود است. مادر والت دیزنی به علت گازگرفتگی جان خود را از دست داد. آن هم در خانه ای که والت دیزنی با سود فروش «سفید برفی و هفت کوتوله» برای مادر خود خریداری کرده بود. مرگ جک در «تایتانیک» دومین مرگ دل خراش سینمایی انتخاب شده است. این صحنه ها را بخوانید و به یاد بیاورید. 1- مرگ موفاسا در «شیر شاه» (45 درصد) موفاسا همان پدر شیر شاه انیمیشن است که به دلیل نجات سرزمین و فرزندش به دستان برادرش قربانی شد. داستان این کارتون، از چندین اثر هنری معروف از قصه های مذهبی گرفته تا نمایشنامه های ویلیام شکسپیر گرفته شده است. شیری به نام اسکار که درصدد پادشاهی جنگل است (که این سمت به برادرش موفاسا رسیده و در آینده به پسر موفاسا، سیمبا می رسد) موفاسا را می کشد و برادرزاده اش سیمبا را فراری می دهد و سیمبا در آینده بزرگ می شود و می آید تا انتقام تاج و تختش و البته پدرش را از اسکار بگیرد. 2- مرگ جک (دی کاپریو) در «تایتانیک» (39 درصد) جک عاشق پیشه ای که در سال های نه چندان دور حسابی سر و صدا کرد، به دلیل زنده ماندن عشقش جان فدایی کرد و حاضر شد در آب یخ اقیانوس بماند تا عاشقانه رز را نجات دهد و او زنده بماند. جک تا آخرین لحظه مرگش نمایش داده شد و به همین دلیل هم مخاطب حاضر نبود او را در این حالت ببیند. 3- مرگ ماریون کرین (جنت لی) در «روانی» (37 درصد) «روانی» جزو 250 فیلم برتر از نظر منتقدان است. این فیلم ترسناک به کارگردانی آلفرد هیچکاک فقید است. ماریون کرین (لی) به امید تسهیل کار ازدواجش با سام لومیس (گاوین) پول های کارفرمایش را می دزدد و از شهر محل سکونتش خارج می شود و بین راه در هتل بیتس، که جوانی به نام نورمن بیتس (پرکینز) اداره اش می کند، به استراحت می پردازد. نورمن به او می گوید که همراه مادر از لحاظ روانی متعادلش در خانه کنار هتل زندگی می کند. شب هنگام که ماریون از کار خود پشیمان شده، پیش از خواب به حمام می رود و زیر دوش- ظاهرا به دست مادر نورمن- به قتل می رسد. نورمن آثار قتل را پاک می کند و جسد ماریون و اتومبیلش را در باتلاق می اندازد. البته فیلم این جا به پایان نمی رسد و معما و دلهره اش ادامه دارد. 4- نوا و الی (جیمز گارنر و جینا رولندز) در «دفترچه یادداشت» (34 درصد) فیلم «دفترچه خاطرات» یا «دفترچه یادداشت» را حتما دیده اید. فیلم عاشقانه ای که در رده 10 فیلم عاشقانه برتر دنیا قرار گرفته است. الی و نوا که بعد از سال ها عاشق یکدیگر بودن همدیگر را به دلیل جنگ و البته زورگویی مادر الی گم کرده اند، در نهایت درست در روزهایی که نوا می خواهد با فرد دیگری ازدواج کند، به هم می رسند و با هم زندگی عاشقانه ای را سپری می کنند. در ایام پیری به دلیل آلزایمر و بیماری نوا همچون گذشته ایام را باهم می گذرانند و در نهایت در پیری با هم می میرند. 5- رومئو و ژولیت (لئوناردو دی کاپریو و کلر دنیز) در «رومئو + ژولیت» (26 درصد) این فیلم برگرفته از داستان معروف ویلیام شکسپیر است که در آن لئوناردو دی کاپریو بازی کرده است. رومئو و ژولیت دختر و پسر جوانی اند که خانواده های آنان با یکدیگر دشمن دیرینه دارند و از این رو اجازه نمی دهند آن ها با هم ازدواج کنند. قهرمانان یک زوج جوان ساده که در آتش عشق یکدیگر می سوزند. اما نمی توانند به هم برسند. چون ژولیت ناامید از تحقق عشقش و با هدف تنبیه و هشدار دیگران، مایعی را که لارنس راهب به او داده می نوشد که مدتی او را همچون مرده ای به خواب عمیقی فرو می برد. خبر مرگ ژولیت در شهر می پیچد و مجلسی که برای ازدواج ژولیت با کنت پاریس برپا شده بود، به مجلس عزا بدل می شود. رومئو نیز در پی شنیدن این خبر سمی را تهیه می کند و برای رسیدن به ژولیت سم را می نوشد. بعد از 42 ساعت ژولیت از خواب بر می خیزد و چون با جسد بی جان رومئو رو به رو می شود، با خنجر رومئو به زندگی اش پایان می دهد. 6- مرگ مادر بامبی در بامبی (23 درصد) بامبی براساس داستان «بامبی در جنگل» رمانی که از فلیکس سالترن نویسنده اتریشی ساخته شده است. این داستان به زبان آلمانی نوشته شده و نخستین بار در سال 1923 در اتریش منتشر شد. این اثر، داستان زندگی یک شوکا (نوعی گوزن) به همراه پدر و مادر خویش و در تعامل و رویارویی با انسان هاست که به مرگ مادر او توسط شکارچی ها، و افزونی دایره تجربیات او در زندگی می انجامد، که نوع مرگ مادر او را در مقدمه این مطلب ذکر کردیم. 7- جان کافی (مایکل کلارک دانکن) در «دالان سبز» (21 درصد) «دالان سبز» یا «مسیر سبز» فیلمی با درون مایه ای فلسفی است که مورد بی توجهی جایزه های هالیوودی قرار گرفت، اما تحسین منتقدان را با خود داشت. فیلم در یک زندان می گذرد و درباره پل اجکام (تام هنکس) است که به علت کهولت سن در خانه سالمندان است و به بیان بخشی از خاطرات خود برای دوستش در زمان خدمتش در پلیس امریکا می پردازد. اجکام در جوانی در زندان مسئول گروه اعدام کنندگان بوده و در آن جا با یک سیاه پوست درشت اندام و خوش قلب به نام جان کافی (مایکل کلارک دانکن) آشنا می شود که قدرتی خارق العاده دارد و به واسطه آن اجکام را از درد و بیماری رها می کند. این زندانی متهم به قتل دل خراشانه دو دختربچه بود. پلیس به تدریج در می یابد که جان نه تنها سنگ دل نبوده، بلکه بسیار هم کاردان و بامحبت است. سرانجام جان کافی در یک صندلی الکتریکی اعدام می شود. فیلم به دلیل آشنا کردن مخاطب با وجوه شخصیتی جان کافی هنگام مرگ او تاثیر بسیاری می گذارد. 8- کین (جان هارت) در «بیگانه» (18 درصد) یک کشتی فضایی تجاری با هفت سرنشین در راه بازگشت به زمین با پیام کمک از سوی سیاره ای در مسیرش مواجه می شود. کامپیوتر کنترل کننده سفینه افراد را از حالت فریز خارج می کند تا به این پیغام پاسخ داده شود. افراد داخل سفینه برای بررسی محل ارسال پیام، روی سیاره فرود می کنند که در حین فرود سفینه دچار آسیب می شود. یک گروه سه نفره به سردستگی کین در حین این که سفینه تعمیر می شود، تصمیم به بررسی میدانی محل می گیرند. آن ها پس از خروج از کشتی و رجوع به محل با بقایای یک کشتی فضایی مواجه می شوند. در حین بررسی کلونی توسط کین، یکی از آن ها به او می چسبد و او تحت مراقبت رباتی قرار می گیرد که باعث شده تا این سفینه به اشتباه به این سیاره بنشیند. کین در نهایت به سرنوشت سایر اعضای این سفینه به غیر از ریپلی قرار می گیرد و می میرد. 9- الیاس (ویلم دافو) در «جوخه» (14 درصد) «جوخه» درباره انسانیتی است که در جنگل های ویتنام گم شده است. فیلم درباره سرباز تیلور است که زیر نظر گروهبان الیاس کار می کند. با این که الیاس یک مرد جنگی تمام عیار است، اما انسانیت خود را هنوز از یاد نبرده. در روستایی گروهبان بارنز برای تهدید یک ویتنامی، اسلحه را بر سر کودکی می گذارد و این آغاز جدال میان بارنز و الیاس است که همین اتفاق هم باعث می شود بارنز الیاس را در حین عملیات در جنگل بکشد و به گردن دشمن بیندازد. 10- گروهبان هاوی (ادوارد وودوارد) در «مرد حصیری» (11 درصد) این فیلم در ژانر ترسناک قرار دارد. گروهبان هاوی به جزیره ای می رود تا به بررسی ناپدید شدن یک دختر جوان بپردازد. اما براساس اتفاقاتی روستاییان سرانجام او را با کوهی از حصیر و چوب های نازک به آتش می کشند و در عین حال شروع به خوانده ترانه انگلیسی می کنند و دعا می خوانند.
  11. وب سایت زومجی - نادر امرایی: امسال نیز مانند هرسال، دنیای سینمای فیلم‌های بسیار زیادی را به خود دید. در این مقاله سعی‌ کردیم که تعدادی از زیباترین پوسترهای فیلم‌های اکران شده در این سال را برای شما جمع‌آوری کنیم. سال ۲۰۱۵ نیز مانند سال‌های گذشته، سال پرباری برای دنیای سینما بود. از طرفی‌ اکران فیلم‌های مورد انتظاری مانند هشت نفرت انگیز (The Hateful Eight) و جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود (Star Wars: The Force Awakens) و از طرف دیگر اکران فیلم‌های جمع و جور و مستقلی مانند من، ارل و دختر در حال مرگ (Me، Earl and the Dying Girl) و مواد (Dope)، امسال را نیز به سالی‌ هیجان‌انگیز برای طرفداران این رسانه تبدیل کرد. با این همه مساله‌ای‌ که شاید در فیلم‌ها کمتر به چشم بیاید، پوسترهای آنها است. آثار هنری‌ای که سعی‌ دارند با یک تصویر ایستا، علاوه بر نشان دادن فضا و داستان کلی‌ فیلم، بیننده را با درون‌مایه فیلم نیز آشنا کنند. امسال نیز از این قاعده مستثنی نبود و در سال ۲۰۱۵ ما شاهد تعدادی از بهترین پوسترهای فیلم بودیم. این پوسترها نه مربوط به پوستر پردر آمد‌ترین فیلم‌های سال و نه مربوط به پوستر بهترین فیلم‌های سال است. ما در این مقاله سعی‌ کردیم که صرفا از دید هنری، زیباترین پوسترها را برای شما جمع‌آوری کنیم. در بین این پوسترها، شاید چشم شما به فیلم‌های موفقی‌ در گیشه یا فیلم‌هایی‌ که حتی اسمشان را تا به حال نشنید‌اید بخورد، اما نکته غیر قابل کتمان این است که تمامی‌ این پوسترها، آثار هنری فوق‌العاده‌ای هستند. سخن را کوتاه می‌کنیم و شما را به دیدن این پوسترها همراه با توضیح مختصری درباره آنها دعوت می‌کنیم: مرد مورچه‌ای / Ant-Man مرد مورچه‌ای به عنوان فیلمی که مشکلات زیادی بر سر راه ساختش قرار داشت، بسیار موفق و دور از انتظار عمل کرد و راه را برای ساخت فیلم‌های دیگری را با محوریت کوچک‌ترین ابر قهرمان دنیای مارول باز کرد. این فیلم که توانست در میان تعجب همگان به یکی‌ از لذت بخش‌ترین و بامزه‌ترین فیلم‌های دنیای سینمایی مارول تبدیل شود، کمپین تبلیغاتی بسیار جالبی‌ نیز داشت. از بیلبورد‌های بسیار کوچک گرفته تا این پوستر مینیمال که توسط BLT Communications طراحی شده است. باسکین / Baskin یک فیلم از سینمای ترکیه که داستان ۵ افسر پلیس و ورود آنها به یک دنیای ترسناک را تعریف می‌کند، فیلمی بود که در خارج از ترکیه زیاد به آن‌ توجهی‌ نشد اما هرچقدر فیلم به معروفیت در خارج از ترکیه دست پیدا نکرد، باعث نمی‌شود که ما این پوستر طراحی شده توسط جاستین اریکسن را نادیده بگیریم. از دیگر پوسترهای طراحی شده توسط این هنرمند، می‌توان به پوسترهایی برای فیلم‌های Stung و X-Men: Apocalypse اشاره کرد. قله سرخ / Crimson Peak شاید فیلم Crimson Peak گیلرمو دل تورو نتوانست آنچنان که باید و شاید نظر منتقدین را جلب کند و ارواح در آن‌ فیلم حضور کمرنگی داشتند، اما نمی‌توان زیبایی‌ این پوستر طراحی شده برای فیلم را توسط گای دیویس نادیده گرفت. Cut Bank آکیکو استهرنبرگر، باز هم در لیست طراحان برتر پوسترهای فیلم قرار گرفت. برای پی‌ بردن به نبوغ به کار رفته در طراحی پوستر فیلم Cut Bank، به تفنگی که بر روی صندوق پستی با ظرافت قرار داده شده، نگاه کنید. پایان تور / The End of the Tour این پوستر که توسط هنرمندی به نام P+A طراحی شده، تقریباً پای ثابت تمام لیست‌های بهترین پوسترهای فیلم سال ۲۰۱۵ بود. نکته بسیار جالب در طراحی این پوستر، این است که مصاحبه‌های بین دیو لیپسکی خبرنگار (با بازی جسی آیزنبرگ) با دیوید فاستر والاس نویسنده (با بازی جیسون سیگل) و تاثیر این گفتگوها بر ذهن هر دوی این شخصیت‌ها، به زیبایی‌ به تصویر کشیده شده است. شب بخیر مامان / Goodnight Mommy شاید امسال را بتوان به نوعی سال فیلم‌های ترسناک مستقل دانست. شب بخیر مامان نیز یکی‌ از فیلم‌های بسیار خوش ساخت مستقل ترسناک امسال بود که توانست با استقبال خوبی‌ مواجه شود. با اینکه پوستر اصلی‌ نسخه ایالات متحده فیلم دوقلوهای فیلم را نشان می‌داد و کماکان ترسناک بود، اما پوستر طراحی شده توسط شرکت موندو واقعا فضای ترسناک فیلم را به خوبی‌ به بیننده منتقل می‌کرد. هشت نفرت انگیز / The Hateful Eight همه‌چیز درباره فیلم جدید وسترن کوئنتین تارانتینو حال و هوایی‌ کلاسیک و قدیمی دارد. از داستان فیلم که با الهام از کتاب‌های آگاتا کریستی نوشته شده تا پخش ۷۰ میلیمتری فیلم و حتی موسیقی‌های آن‌. این پوستر زیبا نیز کاملا با فضای فیلم هم‌خوانی دارد و باز هم توسط BLT Communication طراحی شده است. بازی‌های گرسنگی: پرنده مقلد – قسمت دوم / The Hunger Games: Mockingjay – Part 2 کمپانی طراحی LA برای ساخت پوستر آخرین فیلم مجموعه بازی‌های گرسنگی، یک رویه خاص را اتخاذ کرده است. قرار دادن چشم شخصیت جنیفر لاورنس درون یک گل خونین، پوستر این فیلم را به یکی‌ از زیباترین پوسترهای فیلم سال ۲۰۱۵ تبدیل کرده است. پشت و رو / Inside Out یکی‌ از بهترین فیلم‌های پیکسار در سال‌های اخیر بدون شک انیمیشن فوق‌العاده زیبای پشت و رو بود. این پوستر نیز، که به زیبایی‌ هرچه تمام‌تر طراحی شده، به خوبی‌ احساسات مختلف شخصیت جوان فیلم را نشان می‌دهد. این پوستر که برای نسخه فرانسوی فیلم تهیه شده، طراحی مینیمالی دارد و ما را به یاد انیمیشن‌های کلاسیک دیزنی می‌اندازد. وظیفه طراحی این پوستر بر عهده هنرمندی به نام ماری بلر بوده است. ایریس / Iris کمپانی گراویلیس، برای طراحی پوستر فیلم مستندی که توسط آلبرت میس‌لس، یکی‌ از کهنه‌کار‌ترین و بهترین مستندساز‌های تاریخ سینما، ساخته شده، نهایت هنر را نشان داده است. ایریس آپفل، که فیلم درباره زندگی‌ او است، یکی‌ از معروف‌ترین طراحان لباس است و ما وی را در مرکز این پوستر به صورت سیاه و سفید می‌بینیم که در تضاد زیبایی با پس زمینه رنگی‌ فیلم قرار دارد. آن‌ دنبال می‌کند / It Follows یکی‌ از اریجینال‌ترین و هیجان‌انگیز‌ترین فیلم‌های ترسناک مستقل چند سال اخیر سینما بدون شک It Follows بود که امسال اکران شد. پوستر این فیلم نیز که با دست طراحی شده بود نیز یکی‌ از زیباترین پوسترهای فیلم در سال ۲۰۱۵ بود. طراح این پوستر باز هم آکیکو استهرنبرگربوده است که به زیبایی‌ هرچه تمام‌تر حس پارانویا و ترس فیلم را با این پوستر منتقل می‌کند. کینگزمن: سرویس مخفی‌ / Kingsman: The Secret Service متیو وان، کارگردان فیلم Kingsman: The Secret Service, برای ساخت این فیلم، پیشنهاد کارگردانی دو فیلم افراد ایکس: روزهای گذشته آینده و جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود را رد کرد تا بتواند این اکشن خوش‌ساخت را بسازد و به نوعی فیلم‌های جاسوسی را دوباره تعریف کند. فیلم علاوه بر موفقیت بسیار خوبی‌ که در گیشه به دست آورد، پوستر بسیار منحصر به فردی نیز داشت که به خوبی‌ طنز و اکشن فیلم را منتقل می‌کند. عشق و بخشش / Love & Mercy به راحتی‌ و با نگاه کردن به پوستر فیلم، می‌توان فضا و انرژی مثبت فیلم را که داستان زندگی‌ برایان ویلسون است، حس کنید. کی آرنز، طراح پوستر فیلم، به جای نشان دادن جان کیوزاک و پاول دانو (که هر دو ایفای نقش برایان ویلسون، از اعضای گروه بیچ بویز را در فیلم بر عهده دارند و یکی‌ جوانی‌های این شخصیت را به تصویر می‌کشد و دیگری میان‌سالی‌های وی را) از عکس واقعی‌ برایان ویلسون برای طراحی این پوستر استفاده کرده است تا حس واقعی‌تری به بیننده القا کند. مینیون‌ها / Minions فیلم مینیون‌ها توانست به یکی‌ از پرفروش‌ترین انیمیشن‌های سال ۲۰۱۵ تبدیل شود و طراحان پوستر فیلم، تصمیم گرفتند با الهام از نقاشی‌ها و آثار هنری معروف، پوسترهایی با محوریت مینیون‌ها برای این انیمیشن طراحی کنند. در میان این پوسترهای طراحی شده که با الهام از آثار هنرمندانی همچون لئوناردو داوینچی، سالوادور دالی‌ و اندی وارهول ساخته شده بودند، شاید جالب‌ترین آنها پوستری بود که با الهام از نقاشی‌ ماندگار رنه، این هنرمند بلژیکی ساخته شده بود. هیچ راه فراری نیست / No Escape یکی‌ از معمولی‌ترین فیلم‌های اکشن امسال با بازی اوون ویلسون، یکی‌ از بهترین پوسترها را به خود اختصاص داده بود. شرکت کولد اپن وظیفه طراحی این پوستر را بر عهده داشت. کافی‌ است کمی‌ دقت کنید تا در فضای خالی‌ بین ساختمان‌ها بتوانید یک مسلسل را تشحیص دهید. ملکه زمین / Queen of Earth انا بک وپیل، که وظیفه طراحی پوستر این فیلم را بر عهده داشت، با طراحی پوسترهای زیبا برای فیلم‌ها بیگانه نیست. پوستر طراحی شده توسط او برای فیلم گوش کن فیلیپ، سال گذشته توانست نظر مثبت بسیاری را جلب کند و حال با طراحی پوستر برای فیلم ملکه زمین، وی نشان داد که موفقیتش اتفاقی‌ نبوده است. یکی‌ از نکاتی‌ که باعث شده این پوستر خیلی‌ زیبا به نظر برسد این است که در وهله اول و پیش از آنکه یک پوستر فیلم باشد، یک اثر هنری فوق‌العاده است. راهنمای پیش‌آهنگان برای آخرالزمان زامبی / Scouts Guide to the Zombies Apocalypse وقتی‌ صحبت از ساخت یک فیلم کمدی باشد، بعضی اوقات خیلی‌ بهتر است که خود را دست‌کم بگیرید تا انتظارت از فیلم شما پائین بیاید. فقط با نگاه کردن به اسم فیلم می‌توانید حدس بزنید که فیلم کمدی کریستوفر لندن نیز از این دست فیلم‌ها است. طراحی این پوستر نیز باز هم بر عهده استودیو BLT Communications بوده که با الهام از چاقوی جیبی‌ پیش‌آهنگان ساخته شده است. سرزمین فردا / Tomorrowland یکی‌ از فیلم‌هایی که باز هم بر خلاف انتظارات نتوانست خیلی‌ موفق عمل کند، این فیلم علمی‌ تخیلی‌ با بازی جورج کلونی بود. با این حال یکی‌ از نکات بسیار مثبت فیلم، این پوستر طراحی شده برای آن‌ بود. کوین تانگ از شرکت موندو که وظیفه طراحی این پوستر را بر عهده داشت، به زیبایی‌ هر چه تمام‌تر فضای فیلم را طراحی کرده است. پیاده‌روی / The Walk فیلم پیاده‌روی که داستان واقعی‌ فیلیپ پتیت، بندبازی که در سال ۱۹۷۴ فاصله بین برج‌های تجارت جهانی‌ را از روی طناب طی‌ کرد، توسط روبرت زمکیس کارگردانی شده است و پوستر این فیلم به زیبایی‌ هرچه تمام‌تر، حس ارتفاع را به بیننده القا می‌کند. ما کماکان اینجا هستیم / We Are Still Here باز هم یک فیلم ترسناک با بودجه کم که توسط تد گئوگگان ساخته شده است که به نوعی‌ ادای احترام این کارگردان به فیلم‌های ترسناک ساخته شده توسط لوچیو فولکی است. اما شباهت‌های این فیلم به فیلم‌های دهه ۸۰ فقط در نوع داستان و فیلم‌سازی خلاصه نمی‌شود بلکه پوستر طراحی شده با دست فیلم نیز به خوبی‌ حس ترس موجود در فیلم را به ما منتقل می‌کند. جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود / Star Wars: The Force Awakens با اینکه قسمت هفتم جنگ ستارگان که توسط جی جی آبرامز ساخته شده بسیاری از کارها را درست انجام داده، اما مطمئنا پوسترهای زیبا جزو این دست از کارها قرار نمی‌گیرد. پوسترهای طراحی شده برای فیلم چندان چنگی به دل نمی‌زد و هیچ چیز خاصی‌ به جز نشان دادن صورت شخصیت‌ها با اسلحه‌هایشان یا یک پوستر با حضور تمام شخصیت‌ها چیز بیشتری نبود. به همین علت، بندیکت وودهد تصمیم گرفت تا خود دست به کار شود و یک پوستر بسیار زیبا را برای فیلم طراحی کند. تنها کاری که لازم است شما بکنید، مقایسه این پوستر با پوسترهای رسمی‌ فیلم است! مکس دیوانه: ‌جاده خشم / Mad Max: Fury Road این پوستر طراحی شده که تقریبا ما را به یاد فیلم‌های قدیمی‌ می‌اندازد، توسط میشال لانزکوسکی انگلیسی‌ طراحی شده و به ما یادآوری می‌کند که این فیلم یکی‌ از خوش‌ساخت‌ترین فیلم‌های ۲۰۱۵ بود. در میان آثار هنری متعددی که برای این فیلم طراحی و ساخته شد، این پوستر از همه بیشتر در یاد‌ها می‌ماند.
  12. وب سایت زومجی - افشین پیروزی: 2015 که کم‌کم هم به روز‌های پایانی آن نزدیک می‌شویم، سال پرفروغی برای باکس‌آفیس محسوب می‌شد. کمپانی یونیورسال با سه فیلم Jurassic World، Minions و Furious 7، که هریک بیش از ۱ میلیارد دلار فروش کردند، سال بسیار خوبی را پشت‌سر گذاشت و اولین کمپانی فیلم‌سازی شد که به چنین توفیقی می‌رسد. فیلم جنگ ستارگان: نیرو بیدار می‌شود (Star Wars: The Force Awaknes) چندی پیش عرضه شد و توانست در اولین هفته اکران خود بیش از ۵۱۷ میلیون دلار فروش کند و از این حیث رکورد‌دار شود. در این بین برخی فیلم‌ها نیز عرضه شدند که علی‌رغم انتظارات بالا، به یک شکست محض تبدیل شدند. برای مثال فیلم در اعماق دریا (In the Heart of the Sea) که چندی پیش عرضه شد و علی‌رغم ساخته شدن با بودجه‌ای ۱۰۰ میلیون دلاری، فقط ۱۱ میلیون در هفته اول فروش کرد. البته این فیلم فعلا زمان زیادی در پیش دارد تا این رکورد را بهبود ببخشد. ولی ۱۰ فیلمی که در ادامه اسامی آن‌ها را مشاهده خواهید کرد، به‌عنوان ضعیف‌ترین و بد‌ترین فیلم‌های باکس‌آفیس سال ۲۰۱۵ شناخته می‌شوند. (در نظر داشته باشید که در تهیه این لیست فقط آثاری در نظر گرفته شده‌اند که در مدت زمان اکران خود در بیش از ۲ هزار سینما نمایش داده شده‌اند.) Mortdecai - 10 میزان فروش داخلی: ۷.۶ میلیون دلار میزان فروش خارجی: ۳۹.۵ میلیون دلار بودجه ساخت: ۶۰ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۵.۵ در IMDB جانی دِپ یکی از بزرگ‌ترین بازیگران فعلی هالیوود است که چندی پیش هم به عنوان گران‌ترین بازیگر فعلی هالیوود معرفی شد. ولی حتی حضور وی هم نتوانست باعث موفقیت فیلم Mortdecai شود و این اثر که از روی رمانی با همین نام و توسط دیوید کپ ساخته شده بود، از لحاظ فروش و امتیازی به یک فیلم ناموفق شد. البته دِپ یکی از تهیه‌کنندگان این اثر نیز بود و داستان فیلم که یک اثر کمدی است، تلاش‌های چند گروه روسی و بریتانیایی را برای پیدا کردن یک اثر هنری مرموز نشان می‌دهد که بر اساس شایعات، شامل یک کد برای پیدا کردن محل اختفای طلاهای مربوط به زمان آلمان نازی است. این اثر با بودجه‌ای معادل ۶۰ میلیون دلار ساخته شد و توانست فقط چیزی در حدود ۴۷ میلیون دلار در مدت زمان اکرانش کسب کند. 9 – Victor Frankenstein میزان فروش داخلی: ۵.۶ میلیون دلار میزان فروش خارجی: ۲۴.۷ میلیون دلار بودجه ساخت: ۴۰ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۶.۳ در IMDB فیلم Victor Frankenstein یکی از اقتباس‌هایی است که با حال و هوای امروزی از رمان مشهور فرانکنشتاینِ ماری شِلی ساخته شده است و اثری علمی تخیلی با درون‌مایه‌هایی از ژانر ترس است. حضور کارگردانی مثل پُل مک‌کیگان و البته بازیگرانی مثل دانیل رادکلیف، جیمز مک‌آووی و جسیکا براون این فیلم را به یکی از مورد‌انتظار‌ترین آثار سبک ترس تبدیل کرده بود که با بودجه‌ای ۴۰ میلیون دلاری ساخته می‌شد. داستان فیلم در مورد شخصیت فرانکنشتاین است که در شهر لندن دوره‌های پزشکی را پشت سر می‌گذارد و پس از حضور در یک سیرک، کمک شخصیت هانچبک به یک بیمار را مشاهده می‌کند و سپس این دو با همکاری یکدیگر قصد دارد تا حیات‌بخشی را از طرق غیر‌معمول آزمایش کنند و یک موجود زنده خلق کنند. فیلم علی‌رغم گرفتن امتیاز‌های تقریبا متوسط از لحاظ فروش نتوانست حتی بودجه خرج شده را جبران کند و در مجموع چیزی حدود ۳۰ میلیون دلار فروش کرد. 8 – Blackhat میزان فروش داخلی: ۸ میلیون دلار میزان فروش خارجی: ۱۱.۵ میلیون دلار بودجه ساخت:۷۰ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۵.۴ در IMDB Blackhat اثری در ژانر اکشن است که داستانی (مثلا) مرموز دارد و کارگردان آن مایکل مَن است. فیلم در مورد تلاش پلیس کشور چین برای دستگیری حمله‌های سایبری به نیروگاه‌های اتمی کشور‌های آمریکا و چین تایپه است و بازیگرانی مثل کریس همسورث، تانگ وِی و ویولا دیویس در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. این فیلم و «در اعماق دریا» ثابت می‌کنند که از لحاظ اقتصادی فقط زمانی می‌توان روی همسورث حساب کرد که نقش تور را در سری فیلم‌های سوپر قهرمانی مارول ایفا کند! Blackhat با بودجه‌ای معادل ۷۰ میلیون دلار ساخته شده است که در برابر آن فقط ۱۹ میلیون دلار در مجموع فروش کرده و یک اثر نا‌امید کننده برای کمپانی لِجِندری محسوب می‌شود. 7 – Unfinished Business میزان فروش داخلی: ۱۰.۲ میلیون دلار میزان فروش خارجی: ۴.۲ میلیون دلار بودجه ساخت: ۳۵ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۵.۴ در IMDB سال ۲۰۱۵ برای وینس وان یک سال بسیار ضعیف به حساب می‌آید. حضور در فصل دوم True Detective که اصلا قابل قیاس با فصل اول سریال هم نبود و پس از آن حضور در یکی از ضعیف‌ترین کمدی‌های سال به نام Unfinished Business که به کارگردانی کن اسکات ساخته شده است باعث شدند تا این بازیگر سالی کم‌فروغ را پشت سر بگذارد. وان در این فیلم نقش دن ترانکمن را بازی می‌کنند که به دلیل دریافت ۵ درصد سود کم‌تر از یک معامله با رییس خود به مشکل برخورد می‌کند و اوضاع وی در زندگی شخصی‌اش هم تعریفی ندارد و فرزندانش به دلیل مشکلاتی که در مدرسه درست کرده‌اند برایش دردسر‌ساز شده‌اند. همین داستان بی‌سر و ته و نبود هیچ المان موفقی در این فیلم باعث شدند که این اثر علی‌رغم بودجه ۳۵ میلیون دلاری خود فقط چیزی حدود ۱۵ میلیون دلار فروش داشته باشد. 6 – Hot Tub Time Machine 2 میزان فروش داخلی: ۱۲.۳ میلیون دلار میزان فروش خارجی: ۷۶۷ هزار دلار بودجه ساخت: ۱۴ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۵.۱ درIMDB قسمت اول فیلم Hot Tub Time Machine در سال ۲۰۱۰ اکران شد و توانست ۶۳ میلیون دلار فروش کند که آن را به یک اثر کمدی نسبتا موفق تبدیل می‌کرد. ولی استودیو پارامونت برای ساخت قسمت دوم این فیلم فقط ۱۴ میلیون دلار بودجه در نظر گرفت که البته فیلم حتی نتوانست این مقدار را نیز بازگرداند و در حدود ۱۳ میلیون دلار فروش کرد. این قسمت بدون حضور جان کوساک، بازیگر و تهیه کننده قسمت اول، به کارگردانی استیو پینک ساخته شد و داستان چند دوست را روایت می‌کند که با یک وان حمام جادویی در زمان سفر می‌کنند. شوخی‌های بی‌مزه و جُک‌های مضحک دست به دست هم دادند تا این فیلم چه از لحاظ فروش و چه از لحاظ امتیازی یک افتضاح کامل باشد! 5 – The Gunman میزان فروش داخلی: ۱۰.۶ میلیون دلار میزان فروش خارجی: فقط به صورت داخلی اکران شده است بودجه ساخت: ۴۰ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۵.۸ در IMDB فیلم The Gunman محصول مشترک آمریکا فرانسه است که به کارگردانی پیر مورل ساخته شده است. حضور شان پن در این فیلم نوید یک اثر خوش‌ساخت اکشن را می‌داد که با محوریت این بازیگر قصد داشت تا به یکی دیگر از آثار موفق سال تبدیل شود. پن در این فیلم نقش یک سرباز سابق نیرو‌های ویژه را ایفا می‌کند که در ششمین دهه زندگی خود به یک مزدور برای انجام ماموریت‌های سری تبدیل شده است. وی در سال ۲۰۰۶ به کشور جمهوری کنگو اعزام می‌شود تا در جنگ داخلی از مردم این منطقه محافظت کند. ولی اتفاقاتی که آن جا رخ می‌دهند وی را وارد یک داستان عاطفی می‌کند و وقایع فیلم بر اساس این اتفاق شکل می‌گیرند. علی‌رغم انتظارات بالا این فیلم فقط در طی مدت اکران خود ۱۰.۶ میلیون دلار فروش کرد که تقریبا یک چهارم بودجه ساخت آن است و البته از دیدگاه منتقدان هم نتوانست موفق ظاهر شود. 4 – Our Brand Is Crisis میزان فروش داخلی: ۶.۹ میلیون دلار میزان فروش خارجی: فقط به صورت داخلی اکران شده است بودجه ساخت: ۲۸ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۵.۷ در IMDB Our Brand is Crisis یک فیلم کمدی با درون مایه‌های سیاسی است که ساندرا بولاک به عنوان نقش اصلی بهره می‌برد. وی که یک جایزه اسکار در کارنامه خود دارد و امسال هم پس از صدا‌پیشگی یکی از شخصیت‌های انیمیشن Minions سال پرفروغی را پشت سر می‌گذاشت، با این فیلم ضعیف‌ترین اثر تاریخ بازیگری خود را تجربه کرد و این فیلم در هفته اول فقط ۳.۲ میلیون دلار فروش داشت که در برابر بودجه ساخت ۲۸ میلیون دلاری آن رقم بسیار پایینی است. کارگردان Our Brand is Crisis دیوید گوردون گرین است و داستان فیلم در مورد یک سیاست‌مدار کلمبیایی است که جین بادنی (با بازی بولاک) را به عنوان مدیر‌برنامه‌های خود از آمریکا استخدام می‌کند تا برنده انتخابات ریاست جمهوری کلمبیا در سال ۲۰۰۲ شود. 3 – We Are Your Friends میزان فروش داخلی: ۳.۵ میلیون دلار میزان فروش خارجی: فقط به صورت داخلی اکران شده است بودجه ساخت: ۲ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۶ در IMDB فیلم We Are Friends یک اثر موزیکال است که به کارگردانی مکس جوزف ساخته شده و از حضور زک افرون به عنوان نقش‌اصلی بهره می‌برد. حضور افرون در این فیلم که پیش از این آثار موفقی مثل «Neighbors» و «The Awkward Moment» را در کارنامه دارد، نوید یک اثر پرفروش دیگر را می‌داد. با این حال حتی حضور وی نیز در این محصول کمپانی برادران وارنر نتوانست تضمینی برای موفقیت آن باشد و فیلم در کل مدت اکران خود فقط ۳.۵ میلیون دلار کسب کرد. زک در این فیلم نقش یک DJ را به نام کول کارتر بازی می‌کند که سعی دارد یک آهنگساز بزرگ شود و در این راه از کمک‌های استادش، جیمز (با بازی وِس بنتلی) استفاده می‌کند. البته بعد‌ها مشکلاتی بین این دو نفر پیش می‌آید و کارتر باید تصمیمات سختی برای آینده خود بگیرد. 2 – Rock the Kasbah میزان فروش داخلی: ۳ میلیون دلار میزان فروش خارجی: فقط به صورت داخلی اکران شده است بودجه ساخت: ۱۵ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۵.۳ درIMDB فیلم Rock the Kasbah یک فیلم با درون‌مایه‌های کمدی است که توسط بَری لِوینسون ساخته شده است و بازیگرانی مثل بروس ویلیس، بیل موری و کیت هادسون در آن حضور دارند. فیلم در مورد شخصی به نام ریکی (با بازی بیل موری) است که یکی از مشتریانش را برای گردش به کشور افغانستان می‌برد. وی زمانی که در شهر کابل است، متوجه استعداد بالای خوانندگی یک دختر افغان می‌شود و تصمیم می‌گیرد برنامه‌ای شبیه به American Idol در این کشور اجرا کند. این فیلم یک اقتباس آزاد از مستندی به نام Afghan Star است که در سال ۲۰۰۹ پخش می‌شد. این فیلم در هفته اول اکران خود توانست فقط ۷۳۱ هزار دلار به طور میانگین از هریک از ۲ هزار و ۱۲ سینمای محل اکرانش کسب کند که رقم بسیار پایینی برای یک فیلم ۱۵ میلیون دلاری است. 1 – Jem and the Holograms میزان فروش داخلی: ۲.۱ میلیون دلار میزان فروش خارجی: ۷۰ هزار و ۵۷۱ دلار بودجه ساخت: ۵ میلیون دلار امتیاز فیلم: ۳.۴ در IMDB فیلم Jem and the Holograms یک فیلم فانتزی موزیکال است که بر اساس یک سری انیمشین سریالی اکران شده در دهه ۸۰ میلادی ساخته شده است. کارگردان فیلم جان ام. چوو است و از بازیگران آن هم می‌توان به اوبری پیپلز، استفانی اسکات و هایلی کیوکو اشاره کرد. داستان فیلم در مورد دختری به نام جریکا است که علاقه زیادی به موسیقی و ساخت آهنگ دارد. یکی از آهنگ‌های وی به صورت اتفاقی توسط دوستش در یوتیوب پخش می‌شود و مورد استقبال بسیار زیاد مردم قرار گرفته و مقدمات سفر آن‌ها را به شهر لوس آنجلس فراهم می‌کند. این فیلم که بودجه‌ای ۵ میلیون دلاری ساخته شده بود، ضعیف‌ترین اثر کمپانی یونیورسال در سال ۲۰۱۵ است و در حالی که در اولین هفته انتشار در بیش از ۲۴۰۰ سینما اکران شده بود،‌ توانست میانگین فاجعه‌بار ۵۷۰ هزار دلار را به نام خود ثبت کند و این کمپانی تنها پس از یک هفته اکران آن را متوقف کرد.
  13. وب سایت دیجیاتو - شایان ضیایی: استیون گونزالز تنها 12 سال داشت وقتی که دکترها، «لوسمی حاد میلوییدی» را در بدن وی تشخیص دادند. نوعی نادر از سرطان که منجر به کم خونی، عفونت و احساس درد مکرر می شود. به او گفته شده بود که تنها 2 درصد شانس بقا دارد و با جدا شدن از دوستانش به محیط ناخوشایند بیمارستان منتقل شد. گونزالز آرامش را در بازی های ویدیویی یافت. همان طور که استیون در دنیای مجازی خود، چه به تنهایی و چه با پدرش، غرق می شد تمام درد، حالت تهوع و خستگی اش از بین می رفتند. بازی ها توانستند راهی برای فرار از اثرات روان شناختی و دردهای فیزیکی روند معالجه ایجاد کنند؛ روند معالجه ای که روش هایی چون شیمی درمانی و اتصال دو لوله برای پیوند خون را شامل می شود. روش درمانی وی، باعث ایجاد مغز استخوان های جدید شده و 30 روز قرنطینه بیمارستانی و 100 روز قرنطینه خانگی را شامل می شد. او می گوید که متخصصان با این کار، پلی برای بازگشت به شرایط عادی ایجاد کردند؛ سرگرمی مشترکی که می توانست به دوستی وی با سایر کودکان کمک کند. گونزالز به آرامی از سرطان و مسائل مربوط به آن جدا شد و به زندگی قدیمی خود بازگشت. پنج سال بعد، در ماه آگوست 2012، گونزالز در مقابل مخاطبان مراسم TEDxSugarLand قرار گرفت و درباره مدت زمان حضورش در «مرکز سرطان هیوستون» سخن گفت. «من دو کودک را ملاقات کردم که آن ها نیز علاقه ای مشابه به بازی ویدیویی داشتند. در همان زمانی که ما آغاز به صحبت با یک دیگر کردیم، جهان سرطان محو شد.» با توجه به این تجربه و نیز تجارب دیگری که در زمان درمان خود یافته است، گونزالز ماموریت خود را می داند. او می خواهد به دنیا درباره قدرت شفابخش بازی های ویدیویی بگوید، و او نوعی سازمان غیرانتفاعی به نام «بازی های بازمانده» تاسیس نموده و می خواهد پلی میان بازی سازان، قربانیان سرطان و هرکس دیگری ایجاد کند. مبارزه با سرطان استیون گونزالز در ماه اکتبر 2007، به یک کمپ پیشاهنگی پیوسته بود تا این که یک روز با صورت پف کرده از خواب برخواست. همان طور که خود وی به یاد می آورد: «ما به یک کلینیک مراجعه کردیم و آن ها ما را به بیمارستان فرستادند؛ چون نتایج آزمایش اشتباه بودند. و مشخصا یک جای کار می لنگید.» «این تجربه کمی دیوانه کننده بود.» عموی استیون، ادی گونزالز، این طور می گوید: «آها تصور کردند که این اتفاق شاید به نوعی آلرژی خاص یا گزش یک حشره مربوط باشد، چیزی خیلی ساده، اما ناگهان جواب آزمایش ها آمد.» دکترها به صورت نامی برای این عارضه در نظر گرفتند و استیون به جای خوشگذرانی در شب هالووین، به بیمارستان منتقل شد. گونزالز دروه ای سخت را سپری می کرد و روند درمان وی نیز به این مسئله دامن می زد. برای درمان لوسمی، باید از پیوند مغز استخوان بهره برد؛ ادی این گونه توضیح می دهد: «استیون، نیمه پورتوریکویی و نیمه مکزیکی است. پیدا کردن شخصی که خون مناسب برای پیوند مغز استخوان را داشته باشد تقریبا غیرممکن بود. برای این کار، ابتدا آزمایش هایی روی اعضای خانواده وی انجام شد؛ اما هیچ یک از آن ها مطابقت نداشتند. به عنوان نقشه دوم، پیوند ساقه سلولی مورد استفاده گرفت؛ نقشه ای که بعد از سه ماه متوالی شامل شمی درمانی و در روز قبل از ولنتاین اتخاد شد. در حالی که استیون روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود و لوله هایی به وی متصل بودند، مشغول به بازی Marvel: Ultimate Alliance با پدرش شد و دکترها مشغول به اتصال دستگاه آی وی شدند. بعد از این که پدر وی از نگاه کردن به صفحه کوچک نمایشگر خسته شد، بازی نیز به پایان رسید. حالت تهوع را فراموش کرده بود و بعد از خستگی مفرط ناشی از بازی کردن، گونزالز به خواب رفت. او به یاد می آورد که وقتی از خواب بلند شد، همه چیز به اتمام رسیده بود. ماه دوم قرنطینه او فرا رسید و سیستم ایمنی بدنش به آزامی شروع به بازتولید کرد. وی مریض و دچار عفونت شد. اما استیون مک بوکی را که از بنیان Make A Wish دریافت کرده بود را برداشت و برنامه هایی نظیر آی مووی، مایا و چند برنامه دیگر را یاد گرفت. وی توانست برای خود یک بازی بسازد. بازی «مبارزه با سرطان» که با نام مخفف P.A.C نیز شناخته می شود، 18 مرحله شبیه به هزار تو دارد و گیمر در نقش شخصیت پک من، به روح های پک من-شکل که نمایانگر سلول های سرطانی اند، شلیک می کند. و بعد از آن، گیمر می تواند سرطان را شکست دهد. او کپی بازی خود را در کریسمس، به سایر کودکان بیمار داد. در ماه های بعد از این، کودکان دائما به وی مراجعه می کردند و از گلیچ هایی که یافته بودند حرف می زدند؛ آن ها به گونزالز می گفتند که به نظرشان، چطور می توان این مشکلات را رفع کرد. گونزالز می گوید: «بقیه کودکان عاشق بازی و عاشق حرف زدن درباره آن بودند.» از نگاه ادی گونزالز، این لحظه ای بزرگ بود: «من از پیش می دانستم که بازی های ویدیویی به استیون کمک می کردند. فکر کنم چیزی که به وضوح مشاهده کردم این بود که ساخت بازی ویدیویی، باعث شد تا درمان شخصی وی بهتر پیش رود. این باعث شد که او خلاق شود و روی یک محصول خاص، یک بازی و یک هدف تمرکز کند. هم استیون و هم عموی وی، به خوبی دریافتند که چطور می توان از این طریق، به سایر کودکان بیمار نیز کمک کرد. ساخت یک بازی با محوریت خالی کردن خشم، ناامیدی و ترس در قبال سرطان، سبب می شد که نوعی احساس مدیریت شرایط در ذهن آن کودکان پدید آید. به گفته ادی گونزالز، ساخت بازی می تواند کمک کند «تا آن ها نوعی احساس امید پیدا کنند و به این موضوع پی ببرند که این تنها شروع سفر آن هاست.» ایان کیُن می گوید که همین مسئله درباره سایر فعالیت های هنری هم صدق می کند. او مدیریت برنامه «نقش هنر در درمان» در بیمارستان کودکان سرطانی اندرسون را بر عهده دارد؛ همان بیمارستانی که گونزالز در آن مورد درمان قرار گرفت. شغل او کمک به کودکان سرطانی در خلق پروژه های هنری را شامل می شود. نقش هنر در درمان کین می گوید: «وقتی که وارد یک اتاق می شوید و یک نفر از لحاظ فیزیکی خیلی ضعیف است و ممکن است دائما استفراغ کرده و درد بسیاری می کشد، برای درگیر کردن آن ها با خلاقیت، نیاز به تلاش زیادی دارید. در مدتی کوتاه، می توانید ببینید که یک نفر دست از گریه برداشته و ضمن تمرکز روی یک پروژه، شروع به خندیدن کرده و برایتان داستان تعریف می کند.» کین در بحث خود می گوید که دست یابی به این حد از تمرکز، ارزش فیزیولوژیک و بایولوژیک زیادی دارد: «در این حالت، بدن ماده ای به نام اندورفین ترشح می کند؛ که می تواند به کمک تمرکز، اثرات درد را از بین ببرد. و به همین شکل، ناگهان می بینید که روی یک مقوله خاص متمرکز شده اید و به آرامی به زندگی باز می گردید. وقتی که یک نفر در مسئله ای خلاقانه درگیر می شود، می توانید تغییرات صورت آن ها و میزان لذتی که می برند را مشاهده کنید.» کین کودکان بیمار را به نقاشی و انیمیشن سازی علاقه مند می کند. او به آن ها کمک می کند تا چیزی خارق العاده بسازند و در معرض نمایش عموم قرار دهند؛ معمولا به شکل نوعی ریمیکس دیجیتالی که به نقاشی های اولیه آنان جان می بخشد. اما او در کار خود محدودیت هایی نیز دارد؛ کین تنها توانسته به سختی با 15 الی 20 درصد از 2000 کودک حاضر در بیمارستان اندرسون به صورت سالانه، ارتباط برقرار کند. و با در نظرگیری تمام فواید، کاری که او می کند هزینه بر است. خود او توضیح می دهد که «برای پیدا کردن جایمان، باید روند کار برنامه را آغاز می کردیم. ما پایه ریزی های لازم را انجام دادیم، به سختی کار و مستنداتی جمع آوری کردیم و آن ها را در در خود انستیتو و یا جاهای دیگر به نمایش گذاشتیم تا تنها بتوانیم به جذب سرمایه ادامه دهیم؛ تا تنها بتوان روند برنامه را ادامه داد.» زمانی که کین برنامه خود را آغاز کرد، روند درمان گونزالز به پایان رسیده بود؛ اما هر دوی آن ها به کمک یک دیگر روی چند پروژه کار کردند. گونزالز در حالی که هنوز در دبیرستان درس می خواند، توانست به عنوان کارآموز در بیمارستان مشغول به کار شود. او وظیفه داشت تا ورژنی انیمیشنی از نقاشی های بیماران را بسازد. یک کار یکی از روش های برقراری ارتباط با بیماران و خانوده هایشان بود تا به آن ها نشان داده شود که در طول درمان تنها نخواهند بود. کین می گوید: «فکر کنم از لحاظ تصور شخصی از خود و بدن خود، بسیاری از مبتلایان سرطان دچار تغییراتی زیاد شوند. بنابراین، بسیاری از آن ها نمی خواهند که دوستان و خانواده هایشان، آن ها را در حالی که از لحاظ فیزیکی ضعیف اند و موهایشان دچار ریزش شده است، ببینند. «به شکل های مختلف، دنیای دیجیتالی، دنیای مجازی و دنیای گیمینگ، همه و همه، می توانند نقشی مهم در برقراری ارتباط ایفا کنند و به آن دسته از افرادی که ممکن است خجالتی باشند، فرصت صحبت با دیگران را مهیا می کند.» کین دوست دارد که بتواند به کمک پنج یا شش هنرمند دیگر، ایده خود را بسط دهد؛ اما حقیقت ماجرا آن جاست که این بودجه تدارک دیده شده کافی نیست و در بسیاری از مواقع، سوریس های دیگری مانند خریداری دستگاه های جدید MRI در اولویت قرار داند. در همین حال، بیمارانی که نمی توانند با کین کار کنند، هم چنان به یک گروه متخصص کودکان و چند اتاق مخصوص بازی دسترسی دارند. جایی که نوجوانان می توانند در آن جمع شده و به بازی های آرکید جدید یا قدیمی بپردازند. و شرایط زندگی در بیمارستان اندرسون نیز پس از مرخص شدن گونزالز تغییر کرده است؛ کیفیت زندگی حالا بهتر است و شرایط مساعدتری برای بیماران و خانوده های آنان پدید آمده. بیمارستان اندرسون هم چنین همکاری هایی با توسعه دهندگان استودیوی Playnormous در هیوستون داشته و به تولید چند بازی و اپلیکیشن سلامت محور پرداخته است. گونزالز و سایر بیماران نیز در کنار دکترها و متخصصین، روی توسعه و طراحی آن ها دخیل بوده اند. استیون گونزالز توانست بعد از به پایان رسیدن دوره قرنطینه، به زندگی معمولی خود شامل رفتن به مدرسه و خوش گذرانی با دوستان اش مشغول شود. او بعد از آن به موسسه اندرسون بازگشت و با خود، بازی هایش را که بعضی از مواقع با اهداف تبلیغاتی و برای جذب کمک مالی بیش تر ساخته می شوند، به همراه آورد. تاثیر مثبت بازی های ویدیویی روی وی و دیگر کودکان سرطانی، با او همراه ماند. استیون حالا می گوید: «بازی ها، جهانی برایم به وجود می آورند که هیچ یک از مشکلاتم در آن حاضر نبود. جهانی که می توانستم در آن به راحتی با مردم درباره موضوعی سرگرم کننده صحبت کنم و دنیایی که سرطان و درد در آن وجود داشت، به کلی از بین می رفت. در این حالت، شما ماموریتی دارید که باید آن را به انجام رسانید و همین، موانع ذهنی به وجود آمده در اثر سرطان را از بین می برد.» ایده ای همچون یک دانه در ذهن استیون رشد کرد تا به طراحی نوعی شبکه اجتماعی مخصوص برای جمع آوری کودکان بیمار از طریق بازی های ویدیویی بپردازد. در اواسط سال 2012، این ایده گامی بلند به سوی تحقق برداشت؛ ساخت جهانی که سرطان در آن وجود نداشت.» استیون به همراه پدرش به به مراسمی رفت که در آن، مهندسان می توانستند ایده های خود را با مخاطبان به اشتراک بگذارند. «همان طور که به سخنان سایر افراد گوش می دادم، با خودم فکر کردم که می توانم این کار را انجام دهم. بنابراین برای پدرم پیامکی فرستادم و نوشتم: ممکن است که من هم ایده کمپانی ام را بگویم؟» پدرش پاسخ مثبت داد. این درخواست به گوش مسئول برگزاری مراسم TEDxSugarLand رسید و وی متوجه شد که مخاطبان تحت تاثیر سخنان استیون قرار گرفته اند؛ بنابراین، پسر 17 ساله توانست برای سخنرانی در طول مراسم ثبت نام کند. گونزالز در ماه آگوست همان سال، صحنه را در اختیار گرفت و با آرامش، داستان مبارزه خود با سرطان و نقش بازی های ویدیویی در آن را با مخاطبان به اشتراک گذاشت. «هر یک از ما می توانیم از دنیایی که می شناسیم، جدا شویم. اما از طریق نیروی شفابخش بازی های ویدیویی، ما می توانیم از درد و رنج جدا شده و پلی به عادی بودن بزنیم. و این دقیقا از طریق نیروی شفابخش بازی های ویدیویی به دست می آید. ادی گونزالز، مراسم را با احساس غرور و از طریق لایواستریم تماشا کرد، او به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود. «من به استیون گفتم که با وجود فاصله ام از شهر نیویورک، از او حمایت می کنم. اما آن روز که ویدیوی او را دیدم، نه به عنوان یک کودک بلکه به عنوان برادرزاده ام، فهمیدم که او کارآفرینی حرفه ای خواهد بود.» بنابراین ادی گونالز از کارش استعفا داد و به هیوستون رفت تا در «بازی های بازمانده» و در کنار برادرزاده اش مشغول شود. بازی های بازمانده ادی گونزالز می گوید: «خبر خوب این است که من در تمام عمرم برای این لحظه آماده شده ام؛ بدون آن که خودم متوجه شوم.» وی پیش از این سابقه کار در سازمان های غیرانتفاعی را داشته است. تربیت او در واقع از طریق «بازی درمانی» انجام شده بود؛ روشی برای مشاوره و روان درمانی که از طریق آن، کودک به ابراز افکار خود در زمینه های اسباب بازی، بازی یا هنرهای دستی تشویق می شود. بعد از این، او در سال 1997 به نیویورک رفت تا روی یک استارتاپ کار کند، بعد هم به نوعی از برنامه های مربوط به نوجوانان بزرگسال مشغول شد؛ یکی از آن برنامه هایی که اگر ایدز داشته باشید رویتان اِعمال می شود. ادی توضیح می دهد: «مجبور کردن نوجوانان به در نظرگیری تمام موارد حساس سلامتی، آن هم در حالی که آنان مشکلات زیادی برای خود دارند، کار سختی است. ما تبلیغات زیادی در حوزه رسانه های جمعی و تکنولوژی کرده ایم؛ اما نوجوانان هم چنان نوجوان اند. ادی در بحث خود می گوید که این مسئله در عین حال، چالش برانگیز و فوق العاده است، و بازی ها ثابت کرده اند که بهترین راه برای دست یابی به آن ها اند. تحقیقات، نتایجی مثبت در زمینه تاثیر بازی ها روی بیماران سرطانی نشان داده اند. امروزه، حجم وسیعی از تحقیقات نشان می دهند که تجربه بازی های ویدیویی، باعث کاهش حالت تهوع و استرس در مردم تمامی سنین می شوند. استفاده از بازی ها با جهت تلطیف اثرات تکان دهنده سربازان، افزایش زیادی داشته است. مضاف بر این، بازی های Wii نینتندو نشان داده اند که می توانند افراد پیرتر جامعه را فعال و اجتماعی نگه دارند. کنسول Wii نینتندو، هم چنین در بالا بردن فعالیت های فیزیکی موثر بوده است و روحیه قربانیان بزرگسال سرطانی را به آنان باز می گرداند. پاتریک جان، مدیر بخش پرستاران بیمارستان هال، در مقاله خود نوشت که: «همه بیماران عبور زمان را فراموش می کردند و حواس شان از اعمال روزمره بیمارستانی پرت می شد. بسیاری از بیماران هم اذعان کردند که به لطف بازی ها، روحیه خود را بازیافته اند. سازمان های خیریه ای چون Child’s Play، Extra Life و GamesAid سالانه میلیون ها دلار از پول خیریه را صرف تهیه کنسول های بازی، بازی های ویدیویی، اسباب های بازی برای کودکان سرطانی بیمارستان های سراسر جهان می کنند. تحقیقات نشان داده که حتی اگر بازی ها نتوانند سرطان را درمان کنند، تاثیر مثبت زیادی در روند درمان می گذارند. حالا گونزالز و عموی اش امیدوارند که همه این ها را در کنار یک دیگر قرار دهند؛ یعنی بازی ها، سرطان، جامعه، نوجوانان و بازی درمانی. آن ها با بیمارستان ها، بازی سازان و کودکان بیمار ارتباط برقرار می کنند و نیازهایشان را شناسایی می کنند. «بازی های بازمانده» برنامه دارد که بخت خود را ابتدا در شبکه اجتماعی بیازماید و قرار است که چند بازی آرکید آنلاین و تحت وب نیز عرضه کند. تمامی این بازی های آرکید، براساس مفهوم «بازی های بازمانده» ساخته می شوند؛ یعنی بازی هایی که سرگرم کننده اند و در عین حال، نیازمند به همکاری اند. هر شکلی از بازی برای بیماران سرطانی مناسب نیست. خون و مرگ می تواند باعث بالا رفتن میزان استرس شود. در سوی دیگر نیز، تجربه تصاویر سه بعدی در بسیاری از آن ها موجب ایجاد حالت تهوع می شوند. «بازی های بازمانده» قرار است که ساختاری شبیه به ماینکرفت داشته باشد. ادی گونزالز در توضیحات خود می گوید که آن ها در تلاش اند تا حس قدرت و کنترل را در بیماران تشویق کنند؛ یعنی بیمار با خود بگوید که اگر من توانستم غولی 6 متری را شکست دهم، پس سرطان دیگر مشکلی نخواهد بود. آن ها در تلاش اند که به کمک بازی سازان مستقل به کار خود ادامه دهند؛ بازی سازانی که به عقیده ادی گونزالز، بهتری گزینه برای برطرف کردن این نیاز به شمار می روند. هنوز زود است که بخواهیم درباره بازخورد نهایی «بازی های بازمانده» در زنجیره درمانی نظر دهیم اما بنیان گذار آن امیدور است. گونزالز می گوید: هرکسی که ما تا به امروز با آن ها صحبت کرده ایم، ذهنی باز درباره دنبال کردن مسائل به شکلی متفاوت داشته اند. حتی اگر آن ها همان لحظه از این روش ها استفاده نکنند، آنقدر روشن فکر هستند که بالاخره به آن رضایت می دهند. بنابر با ارائه توضیحات، و شنیدن داستان من، آن ها بالاخره متوجه می شوند. دیدن تعجب ناشی از تاثیر این روش، واقعا باحال است!»
  14. وب سایت دیجیاتو - امین بیگ‌زاده: دستیار هوشمند Google Now، این روزها به یکی از ضروری ترین ابزار کاربران اندروید تبدیل شده که از پس کارهای مختلفی بر می آید و از آن می توانید برای رسیدن به پاسخ برخی از سوالاتتان استفاده کنید. مثلا از آن ارتفاع برج ایفل را بخواهید، اینچ را به سانتی متر تبدیل کنید و حتی از آن بخواهید که طالع این ماه را برایتان بخواند. به غیر از پاسخ به پرسش های شما، گوگل ناو قادر است برخی کارهای دستی را به طور خودکار و با اطاعت از فرمان های صوتی برایتان انجام دهد. به غیر از فرمان های صوتی قدیمی گوگل ناو که مطمئنا با آنها آشنایی دارید، گوگل با یک بروزرسانی 9 فرمان صوتی جدید به قابلیت های این دستیار دیجیتالی افزوده که آن را کارآمدتر از همیشه کرده است. توجه داشته باشید که برای استفاده از این فرمان های صوتی جدید، بایستی گوگل ناو اندروید را به آخرین نسخه بروزرسانی کنید. 1- روشن و خاموش کردن بلوتوث و وای فای گوگل ناو از این پس می تواند به برخی از گزینه های مهم در تنظیمات موبایل شما دسترسی داشته باشد. با گفتن "turn wifi off” یا "turn wifi on” در گوگل ناو، میان بری از آیکن وای فای در صفحه این دستیار هوشمند نمایان می شود تا با سرعت بیشتری به آن دسترسی داشته باشید. برای دسترسی به بلوتوث هم می توانید همین شیوه را به کار بگیرید. 2- روشن و خاموش کردن چراغ قوه از حالا در گوگل ناو، با دو فرمان صوتی "turn the flashlight on” و "turn the flashlight off” می توانید کنترل چراغ قوه موبایلتان را در دست بگیرید. 3- روخوانی پیامک ها اگر به گوگل ناو فرمان صوتی "read my messages” یا "show my messages” را بدهید، پنج عدد از آخرین پیامک هایی که دریافت کرده اید روی صفحه نمایان می شوند. اگر در حال رانندگی باشید، می توانید از گوگل ناو بخواهید که آنها را با صدای بلند برایتان بخواند، یا اینکه از صفحه دستیار هوشمند به سرعت به آنها پاسخ دهید. 4- اجرای اپلیکیشن ها تمام اپلیکیشن هایتان را می توانید با دادن فرمان صوتی به گوگل ناو باز کنید. کافیست فرمان "…open” و در دنباله اش نام اپلیکیشن را با صدای شفاف به دستیار صوتی بدهید و وارد اپلیکیشن مورد نظرتان شوید. اپلیکیشن هایی مثل فیسبوک، توئیتر، جیمیل و اسپاتیفای به راحتی از همین طریق باز می شوند و ضمنا از همین قابلیت می توانید برای ورود به یک صفحه اینترنتی هم استفاده کنید. 5- پخش موزیک قابلیت محبوب دوستداران موسیقی. کافیست فرمان "…play music in” و در پی آن نام اپلیکیشن موزیک پلیر را به گوگل ناو بدهید تا پخش آهنگ آغاز شود. البته شروع پخش به صورت خودکار نیست و باید به صورت دستی روی دکمه پلی اشاره کنید. 6- برقراری تماس و پیامک زدن به مخاطبین گفتن "…Call” یا "…Text” و در پی اش نام یک مخاطب، می تواند دسترسی شما به او را فراهم کند. اگر دوست داشته باشید، می توانید متن پیامک را به طور واضح و شمرده برای دستیار هوشمند بخوانید و کار تایپ را به آن بسپارید. فرمان تماس گیری در وبسایت گوگل هم کار می کند، به شرط آنکه در حساب کاربری گوگل خود لاگین کرده باشید. از وبسایت گوگل همچنین می توانید به عنوان جایگزین اپلیکیشن های شماره گیر آنلاین بهره بگیرید. 7- تعیین زنگ هشدار با دادن فرمان صوتی "set an alarm” به گوگل ناو، می توانید مثل صحبت با یک آدم عادی، از آن بخواهید که صبح زود شما را از خواب بیدار کند. البته برخی تنظیمات (مثل صدای آلارم) از طریق گوگل ناو قابل دستکاری نیستند و باید به اپلیکیشن ساعت مراجعه کنید، با این وجود نمی توان کاربردی بودن این قابلیت را انکار کرد. 8- تنظیم نور و حجم صدا متأسفانه نمی توان مستقیما از طریق گوگل ناو به تنظیم صدا و نور صفحه پرداخت، اما با فرمان هایی مثل "mute volume” یا "lower brightness” می توانید به صفحه تنظیمات آنها هدایت شوید. 9- گرفتن عکس و ویدئو با سه فرمان "open camera”، "record a video و "take a photo” فهرستی از اپلیکیشن های قادر به این کارها برایتان نمایان می شوید که با اشاره روی شان می توانید به سرعت وارد صفحه عکس برداری یا فیلمبرداری آنها شوید.
  15. milad

    وحشتناک ترین هک های سال 2015

    وب سایت دیجیاتو - مریم موسوی: امسال هیچ بخشی از گزند هکرها در امان نماند. از اتومبیل ها گرفته تا پمپ های بنزین، تلفن ها، تجهیزات بیمارستانی و هر آنچه که تصورش را کنید هدف حمله هکرها قرار گرفت و باید بگوییم که این قشر در کشف آسیب پذیری های جدید و در نهایت بهره برداری از آنها روز به روز خلاق تر می شوند. بدتر از همه اینکه در سال جاری، هکرها موفق شدند به اطلاعات محرمانه تری در قیاس با سال های قبل دسترسی پیدا کنند. امسال ایمیل ها، پسوردها و اطلاعات مربوط به بیمه های تامین اجتماعی تنها اهداف هکرها نبودند و اثرانگشت و حتی تصویر افراد نیز در زمره مواردی بودند که به رسرقت رفتند. سرقت اطلاعات از اداره مدیریت کارکنان ایالات متحده آمریکا در ماه ژوئن سال 2015، هکرها موفق شدند با نفوذ به سیستم های اداره مدیریت کارکنان ایالات متحده آمریکا (این سازمان اطلاعات مربوط به کلیه کارکنان دولتی را مدیریت می کند)، حجم بالایی از اطلاعات فوق محرمانه آن را به سرقت ببرند. در دیتا بیس های این سازمان، اطلاعات مربوط به حدود 20 میلیون کارمند دولت شامل نام، آدرس منزل و شماره بیمه تامین اجتماعی شان ذخیره شده است که در جریان هک صورت گرفته، همگی شان لو رفتند. اما در کنار این موارد اثر انگشت مربوط به 5.6 میلیون نفر نیز در این پایگاه داده ای وجود داشت که همگی به سرقت رفتند. با این همه، بدترین بخش ماجرا این بود که حدود یک میلیون نفر از افرادی که هدف این حمله هکی قرار گرفته بودند به خاطر اینکه آدرس ایمیل خود را تغییر داده بودند نتوانستند به موقع در جریان ماجرا قرار بگیرند و هشدارهای صادر شده از سوی این نهاد را دریافت نمایند. کنترل از راه دور خودروی Jeep Cherokee به دنبال انتشار این خبر که هکرها موفق شدند یک آسیب پذیری امنیتی جدی را در قابلیت موسوم به UConnect خودروی Jeep Cherokee کشف کنند، فیات کرایسلر مالکین 1.4 میلیون دستگاه از این ماشین را برای انجام اقدامات مقابله ای لازم فراخواند. گفتنی است که این قابلیت امکان برقراری تماس های صوتی را برای سرنشینان خودرو فراهم کرده و کنترل سیستم های سرگرمی و رهگیری را در دست می گیرد و می تواند یک هات اسپات وای فای ایجاد کند. در جریان این حمله، هکرها موفق شدند از طریق ارتباط موبایلی Uconnect آدرس آی پی ماشین را بیابند و کنترل آن را از هر نقطه ای در داخل کشور به دست بگیرند. آنها در ادامه توانستند به چیپی دسترسی پیدا کنند که سیستم های سرگرمی خودرو را کنترل می کند و حتی با بازنویسی firmware آن و کدی را اضافه نمودند که به آنها امکان می داد کنترل مواردی نظیر موتور و ترمزها را در دست بگیرند. هک یک میلیارد دستگاه اندرویدی به خاطر وجود نوعی آسیب پذیری در آن در ماه جولای امسال، نوعی آسیب پذیری اندرویدی به نام Stagefright کشف شد که به هکرها امکان می داد بدون اطلاع کاربران این دستگاه ها کنترل آنها را در دست بگیرند. در حدود یک میلیارد دستگاه اندرویدی این آسیب پذیری را داشتند و کارشناسان حوزه امنیت به سرعت آن را یکی از بزرگ ترین شکاف های امنیتی در تلفن های هوشمند خواندند که تا آن زمان رخ داده بود. گفتنی است که آن آسیب پذیری توسط یک شرکت فعال در حوزه امنیت به نام Zimperium کشف شد و به همین خاطر هنوز مشخص نیست که آیا هکرها از آن بهره برداری کرده اند یا خیر. در ادامه گوگل پچ مربوط به این باگ را ارائه کرد اما چون پیش از دریافت پچ توسط مشتریان و کاربران لازم است که شرکت های تولید کننده سخت افزار آن را در داخل دستگاه های خود پیاده سازی نمایند، هنوز احتمال آن می رود که میلیون ها دستگاه دیگر در معرض خطر قرار داشته باشند. جمع آوری پمپ های انفوزیون بیمارستانی به دنبال کشف آسیب پذیری در آنها در سالی که گذشت، برای نخستین بار در طول تاریخ، سازمان غذا و داروی آمریکا به شرکت های فعال در حوزه بهداشت و درمان این کشور هشدار داد که استفاده از نوعی دستگاه پزشکی کامپیوتری را به خاطر نگرانی هایی که پیرامون آسیب پذیری و خطر هک شدن آن وجود داشت، متوقف نمایند. آن دستگاه پمپ انفوزیون Symbiq محصول شرکت Hospira بود که در اصل نوعی پمپ کامپیوتری است که برای ارائه خودکار دارو به بیماران طراحی شده است . چون این دستگاه به شبکه سراسری بیمارستان متصل می شود، هکرها می توانند به صورت از راه دور به آن دسترسی داشته باشند و تنظیمات دارویی تعریف شده برای آن را تغییر دهند که خوشبختانه تا به امروز هیچ موردی مبنی بر هک شدن این دستگاه ها گزارش نشده است. گفتنی است که بیمارستان ها و شرکت های فعال در حوزه بهداشت و درمان آمریکا در تابستان گذشته هشدار سازمان غذا و داروی این کشور را در این رابطه را دریافت کردند. کشف یک حفره امنیتی بزرگ در نرم افزار فایرفاکس در طول نخستین هفته از ماه اوت، موزیلا با پخش یک تیزر تبلیغاتی در یک سایت خبری روسی کاربرانش را در مورد وجود نوعی آسیب پذیری در مرورگر فایر فاکس مطلع کرد. آن آسیب پذیری به هکرها امکان می داد که بدون اطلاع مالکان دستگاه های کامپیوتری به دنبال فایل های موجود درون سیستم های آنها بگردند و آن فایل ها را به سرقت ببرند. البته هنوز اطلاعاتی در مورد اینکه چطور می شده از آن آسیب پذیری استفاده کرد یا اینکه چه کسانی از چنین اتفاقی تاثیر خواهند پذیرفت به میان نیامده. موزیلا در ادامه اعلام کرد که آن آسیب پذیری صرفا نسخه های دسکتاپی از مرورگر آن را تحت تاثیر قرار داده و از کاربرانش درخواست کرد که نرم افزار خود را هرچه سریع تر به روز نمایند. این شرکت همچنین پچ مربوط به این آسیب پذیری را هم منتشر کرد. کشف آسیب پذیری روز صفر در OS X مک حتی اپل نیز که به خاطر ساختن ایمن ترین دستگاه ها در دنیا شهرت دارد، وقتی خبردار شد که هکرها از نوعی آسیب پذیری به نام DYLD در محصولاتش استفاده کرده اند حسابی به دردسر افتاد. DYLD تحت عنوان یک «حمله روز صفر» شناخته می شود چراکه در اصل نوعی حفره امنیتی است که حتی خالق نرم افزار هم از وجودش هم بی اطلاع است و به محض آنکه شرکت سازنده آنها از وجود این آسب پذیری ها مطلع می شود در کمترین زمان ممکن آنها را مرتفع می کند. به لطف این آسیب پذیری هکرها امکان می یابند با بهره گیری از حفره امنیتی موجود در جدیدترین قابلیت ثبت گزارش خطای OS X 10.10 اپلیکیشن های مخربی را روی سیستم طعمه خود نصب نمایند. طبق گزارشات، اپل در کوتاه ترین زمان ممکن این مشکل را برطرف کرد. کرک شدن سیستم OnStar جنرال موتورز از طریق یک گجت دست ساز سامی کامکار هکر 29 ساله ایست که موفق شد گجتی با قابلیت در دست گرفتن کنترل ماشین های جنرال موتورز (مدل های مجهز به سیستم OnStar) بسازد. کامکار دستگاه تولیدی خود را با صرف تنها 100 دلار ساخت و در ادامه نام «سیستم OwnStar» را روی آن گذاشت. هکر جوان ما با استفاده از آن گجت موفق شد هرکاری که سیستم OnStar قادر به انجامش بود (از قبیل تعیین موقعیت، قفل گشایی و استارت زدن ماشین) را صورت دهد. تمام کاری که کامکار باید انجام می داد این بود که دستگاه خود را به ماشین مورد نظرش متصل کند تا کنترلش را در دست بگیرد. سخنگوی جنرال موتورز در مصاحبه اش با تک اینسایدر اعلام نمود که بعد از این اتفاق اپلیکیشن RemoteLink سیستم یاد شده را درون خودروهای خود به روز رسانی کرده و مشکل را برطرف کرده است. ساخت نوعی گجت 30 دلاری که می توانست قفل ماشین ها را باز کند کامکار همچنین با استفاده از قطعاتی که به ارزش 30 دلار از سایت های فروش آنلاین خریداری کرده بود دستگاهی را تولید کرد که می توانست درب هر اتومبیل یا گاراژ مجهز به سیستم های ورود بدون کلید را باز کند. تمام کاری که یک هکر برای این منظور باید انجام می داد این بود که دستگاه ساخته شده آقای کامکار (که به اندازه یک کیف پول بود) را روی خودروی مورد نظرش قرار دهد تا با گردآوری اطلاعات مورد نیاز، درب آن را هر زمان که لازم است بگشاید. طبق گفته آقای کامکار این آسیب پذیری یک شکاف امنیتی شناخته شده درون چیپ های مورد استفاده در سیستم های ورود بدون کلید است. وی در مصاحبه اش با تک اینسایدر اعلام کرده که از آن زمان تاکنون دست کم یکی از تولیدکنندگان چیپ این ایراد را در محصولات خود برطرف نموده. آسیب پذیری گسترده پمپ های بنزین دربرابر حملات هکی دو پژوهشگر امنیتی از شرکت Trend Micro چندی پیش نشان دادند که پمپ های بنزین به شدت در برابر جرائم سایبری آسیب پذیرند و روز به روز بیشتر مورد بهره برداری افراد تبهکار قرار می گیرند. این پژوهشگران در ادامه آزمایشی را ترتیب دادند تا هکرهایی که در اقصی نقاط دنیا پمپ های بنزین را هدف حملات خود قرار می دهند شناسایی کنند و دریافتند که پمپ بنزین های ایالات متحده آمریکا بیشترین آسیب پذیری را در این زمینه دارند. آنها دریافتند که هکرها می توانند به داخل سیستم های کامپیوتری شده مورد استفاده در پمپ های بنزین نفوذ کنند و همه جور اطلاعات مربوط به آن سیستم ها را به دست بیاورند. در برخی موارد هکرها حتی می توانند داده های پمپ بنزین را دستکاری کنند و باعث بروز انفجار در آنها شوند. به دست گرفتن کنترل ترمزهای یک خودروی کُروِت از طریق پیام متنی به لطف وجود نوعی آسیب پذیری در دانگل خودروهای متصل به شبکه های موبایلی هکرها می توانند کنترل کارکردهای مختلفی از آنها را در دست بگیرند که از آن جمله می توان به ترمز و برف پاک کن های یک ماشین اشاره نمود. دانگل مورد بحث نوعی دستگاه USB مانند است که به پورت عیب یابی آنبورد ماشین در زیر داشبورد متصل می شود و جالب است بدانید که روز به روز، مالکان بیشتری از این دانگل ها استفاده می کنند تا خودروهای خود را هوشمندتر نمایند. اما در این مورد، پژوهشگران حوزه امنیت از یک خودروی کروت بهره گرفتند تا نشان دهند که چطور می شود از آن آسیب پذیری استفاده کرد و در ادامه اظهار داشتند که آن آسیب پذیری تقریبا در تمامی خودروهای دارای دانگل کار می کند. دانگلی که پژوهشگران در جریان آزمایشات خود مورد استفاده قرار دادند توسط شرکتی به نام Mobile Devices تولید و از طریق شرکت Metromile توزیع می شد. از آن زمان به بعد، Metromile قابلیت های موبایلی دستگاه های خود را غیرفعال کرد. سرقت اطلاعات 15 میلیون مشتری T-Mobile در ماه اکتبر امسال، T-Mobile فاش ساخت که اطلاعات 15 میلیون از مشتریانش که بین تاریخ های یکم سپتامبر 2013 تا 16 سپتامبر 2015 درخواست دریافت سرویس به آن داده بودند، سرقت شده است. اما آن اطلاعات مستقیما از T-Mobile سرقت نشده بود و هکرها توانسته بودند آنها را از سرورهایی متعلق به شرکت Experian بگیرند که در اصل اعتبار مشتریان T-Mobile را بررسی می کند. در جریان این اتفاق هیچگونه اطلاعات مربوط به حساب های بانکی در اختیار هکرها قرار نگرفت، با این همه، آنها توانستند نام، آدرس، شماره بیمه تامین اجتماعی، و شماره های هویتی کاربران این سرویس (نظیر شماره گواهینامه یا پاسپورت) را به دست آورند. نفوذ هکرها به کامپیوترهای دل در ماه نوامبر یک شکاف امنیتی قابل توجه در دستگاه های تولید دل پیدا شد. آن آسیب پذیری در واقع در یک گواهی امنیتی متعلق به کامپیوترهای جدید دل قرار داشت که از ماه اوت به آنطرف فروخته شده بودند. آسیب پذیری کشف شده، مشتریان این محصولات را در معرض حملات مرد میانی قرار می داد؛ این حملات زمانی رخ می دهند که یک هکر مسیر ارتباطی میان دو طرف را بدون اطلاع آنها مخدوش می کند. در جریان این اتفاق هکرها توانستند در زمان استفاده کاربران دستگاه های یاد شده از ارتباطات عمومی، نسخه های ساختگی از وبسایت ها را برایشان نمایش دهند و هر اطلاعاتی که به آن سایت ها داده می شد (نظیر پسورد یا دیگر داده های حساس) مورد سرقت قرار می گرفت. از آن زمان تاکنون، دل روش های متعددی را به کاربرانش معرفی کرد تا متوجه شود که آیا اطلاعاتشان سرقت شده یا خیر و اگر اینطور است، باگ موجود را رفع نمایند. سرقت اطلاعات شخصی و عکس میلیون ها کودک در ماه نوامبر، یک شرکت اسباب بازی سازی چینی به نام VTech هدف حمله هکرها قرار گرفت و در نتیجه این اتفاق اطلاعات مربوط به میلیون ها پدر و مادر و فرزندانشان به بیرون درز کرد. در جریان حمله هکی یاد شده، اطلاعات 6.7 میلیون کودک و 4.9 میلیون نفر از والدین آنها به سرقت رفت. اطلاعات سرقت شده مواردی نظیر نام، آدرس ایمیل، پسوردهای رمزگذاری شده، آدرس آی پی و دیگر اطلاعات حساس را شامل می شد اما شاید بدترین بخش ماجرا سرقت عکس این کودکان باشد. البته هکری که به این اطلاعات دسترسی پیدا کرده بود اعلام کرد که برنامه ای برای استفاده یا بهتر بگوییم، سوء استفاده از داده های یاد شده ندارد و به همین خاطر می توان گفت که اتفاق رخ داده خطری را با خود به همراه نداشته است.
×