رفتن به مطلب

Harry.J.Potter..

کاربر عضو
  • تعداد ارسال ها

    37
  • Points

    20 
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

9 دنبال کننده

درباره Harry.J.Potter..

  • درجه
    هافلپاف - گریفندور
  • تاریخ تولد 28 دی 1376

اطلاعات کاربری

  • جنسیت :
    مرد
  • محل سکونت :
    جایی در انحنای زمان ....

راه های ارتباطی

  • یاهو :
    teddylupn1369
  • اسکایپ :
    Rockwood.A

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. Harry.J.Potter..

    اخلاق مدیر

    جز معدود مدیرایی که فقط حرف نیست! عمل می کنه ! بشدت هم آدم صمیمی هست ... به یه اصولی پایبنده ... کاربراش براش مهمن و .... حوصله ندارم اینقد تعریف کنم ... کلا آدم خوبیه !!!
  2. Harry.J.Potter..

    اداره ی گذرنامه

    مطمئن نیستم منظورتونو درست فهمیده باشم ... ولی ... گروه سایه ها .... !
  3. Harry.J.Potter..

    مرزبانی

    نام : هری جیمز پاتر گروه : سایه ها ویژگی های ظاهری : موهای بهم ریخته .... چشمان سبز ... عینکی ! یه زخم صاعقه مانند از دوران کودکیش رو پیشونیشه . قدش تقریبا 174 سانتی متره . ویژگی های اخلاقی : یخورده جوشیه ... نسبت به چیزهایی که مربوط به گذشتشه به شدت حساسه و میخواد ازشون سر در بیاره ... بشدت آدم کنجکاویه و نسبت به دوستاش وفادار .. آدم مغروریه ... به هیچکس جز خودش اعتماد نداره و نمی کنه ! زندگی نامه : تنها چیزایی که از گذشتش میدونه .... کشته شدن پدر و مادرش ، گم شدن خواهرش و آواره شدن خودشه !!! سالهاست داره دنبال خواهرش می گرده ... از این شهر به اون شهر ... هربار که ردی پیدا کرده ... به در بسته خورده . بار ها تا مرز خودکشی رفته ولی باز هم بخاطر اینکه امید داشته میتونه خواهرشو پیدا کنه ، برگشته ... الان مدتیه که تو شهر سایه ها داره زندگی می کنه . زیرپل نفرین شده شهر ، کنار خیلی از آواره های دیگه . دختری بوده که دوسش داشته ولی الان مدتیه که ازش خبری نداره .... هر نوع ارتباطی که سعی می کنه برقرار کنه ، به یه دلیلی نمیشه . نقاط قدرت : هنوز قدرت هاشو بدرستی نمیشناسه ... اما بنظر میاد در مواقع ضروری ، میتونه از سایه ها و سرما استفاده کنه .. در کنار همه اینها .... جادوگر خوبی هست ! نقاط ضعف : خانوادش و دوستاش .... بشدت روی این دو موضوع حساسه ... هر چیزی که امنیت این دو را بخاطر بندازه ... هری اصلا جلوش کوتاه نمیاد ! یک رول کوتاه : باز هم همان مسیر آشنای قدیمی . از زیر پل های لجن گرفته مثل همیشه رد شدم . امثال من ... حق نداشتند در دنیای بالای سرشان گردش کنند . به قول خودشان ، " پرستیژمان " چهره شهر را خراب می کرد . حالا مهم نبود دلیلت برای آن بالا آمدن چیست ! بدنبال خواهر گمشده ات می گردی یا فقط دنبال یک تکه نانی ! مثل همیشه سرمای ماه نوامبر در تک تک سوراخ های لباسم رخنه کرد . باد سردی که همیشه زیر پل می وزید ، براحتی می توانست جان چندین نفر را بگیرد و سایه ها .... شاید بدترین قسمت ماجرا نبودند ، حداقل نه به اندازه مردن دوستانت در حالی که بدنسان یخ زده و نگاهشان به جای خیره است ، اما مهم ترین عامل ترس بودند . خودم را در گوشه ای که پایه پل و زمین با هم کنج مانندی را درست کرده بودند ، جا دادم . پتوهایی را که از نفر آخر جامانده بود را روی خودم کشیدم تا از سرما در امان بمانم . امروز هم شکست دیگری به کارنامه جستجوی چندین ساله ام اضافه شد . اینقدر گشته بودم که حتی حساب سال ها از دستم در رفته بود . نگاهی به چهره ام در تکه شیشه روی زمین انداختم .... کجا بود هری پاتری که روزی چهره ای زیبا داشت ؟؟؟ یکی از آواره هایی که تقریبا در طی دو شهر گذشته همراهم بود ، بطرفم آمد . - هری ؟ ... امروز تونستی ؟ امممم .... ردی پیدا کنی ؟ ژارود دوست خوبی بود . چندین بار در تله محافظین امنیت افتاده بودیم و با کمک هم تونسته بودیم فرار کنیم . به همین خاطر معتمد ترین کسی بود که میشناختمش ولی با تمام این اوصاف، جانب احتیاط رو باید رعایت میکردم . - نع ! ... مثله همیشه یه دربسته دیگه ! ولی زیاد طول نمی کشه ... مطمئنم که اینجاست . سایه ها هیچوقت اشتباه نمی کنن ... ژارود دستی به موهاش کشید و کنارم نشست . می دوسنتم با خودش چی میگه " این همه سال گشتی ، گفتی قطعا اینجاست ، اونجاست... پس کو ؟؟؟ " دستمو روی شونه ژارود گذاشتم .... - به من اطمینان کن پسر ... تا حالا شده اشتباه کنم ؟ - نه ! - پس بازم کمکم کن .... ژارود دستی به پشتم زد و بلند شد . کمی به گوشه خزیدم با بتوانم فکر کنم . باید هر چه زودتر اثری از خواهرم پیدا می .... صدای افکارم در پس صدایی بلند تر خاموش شد .... صدا که نزدیک تر آمد ... تمام بدنم یخ زد . صدای محافظین !
  4. به اینکه مهم نیس بقیه چی میگن یا چی فک میکنن. من یه گریفندوری اصلیم. # حرفای یه برنامه که جای خود داره!! #

  5. به اینکه.... خون قرمز گودریک تو رگ هام جریان داره.

  6. به این فکر میکنم .... دنیا چقدر مزخرفه

  7. Harry.J.Potter..

    آواتار قبلیت چه طوره ؟

    I Like Her the most after Daniel .... فهمیدید ‏ یا ترجمه کنم ؟ ۹.۷۵
  8. Harry.J.Potter..

    به نفر قبلیت یک جادو بزن

    ریکتو سمپرا ‏
  9. Harry.J.Potter..

    به امضای نفر قبلیت امتیاز بده

    شاید گاهی یکرنگ بودن خوب نباشد ‏... زیر پا می مانی مثل برف ‏... زیبا ست ‏....‏ کوتاه و پر معنی ۱۰
  10. Harry.J.Potter..

    به امضای نفر قبلیت امتیاز بده

    طبیعت زیبا است ای زیبا پسند ‏... به شرطی که با بولدوزر خرابش نکنیم ‏‏!‏ ۷
  11. Harry.J.Potter..

    جرئت حقيقت ازكاباني

    از بین این سه تا کدومو از همه بیشتر دوس داری ؟ ۱.‏ مادرت ۲.‏ دوستات ۳.‏ دنیای هری پاتر خودمم جرات ...
  12. Harry.J.Potter..

    کدام کاربر ازکابان؟

    هریت ؟ شایدم سیسی ‏..... ولی فک کنم هریته ‏....
  13. Harry.J.Potter..

    بهترین داستان بیدل ‏

    سلام به همه ‏,.. خب خب ‏....‏ میخوام هر کس بگه بهترین داستان بیدل از نظر خودش چه داستانایی بودن.‏ ‏ دلیلاشم بگید ‏... ۱.‏ جادوگر و دیگ جهنده ۲.‏ چشمه خوشیختی ۳.‏ قلب مودار جادوکار ۴.‏ خرگوش مموش و قاه قاه پاهایش ۵.‏ سه برادر
  14. Harry.J.Potter..

    یادگار شما چیه؟؟؟

    راستش از مرگ خیلی چیزا می خوام ‏... شنل نامریی ‏...‏ نمیدونم ‏.....‏ جاودانگی ‏.... ولی شاید مهم ترین و خواستنی ترینشون این باشه که دو تا خواهر هام هیچوقت نمیرن ‏....‏ فک کنم یادگار های خوبی ‏
باشن ‏
‏!‏‏!‏‏!‏
  15. طبیعتا کتاب ارو های زیادی داره ‏....‏ پاک جاو ‏،‏ ستاره ‏،‏ نیمبوس و اونایی که اسمشونو بادم رفته ‏...‏ ولی چرا ما خوذمون جارو نسازیم ‏... جارو ‏
هایی ‏
ویژه ‏
هر ‏
کدوم ‏
از ‏
ایفای ‏
نقش ‏
ها ‏
...‏ فقط ‏
: ۱.‏ جارو ها قدرت عجیب غریب نداشته باشند ‏...‏ مثلا سرعت نور با سیستم هشداردهتده برخورد و یا ‏.... ۲.‏ هر کس جاروی خودش... آخر وقتی تعداد جارو ها به حد نصاب رسید ‏...با اجازه مدیر سایت ،‏ شاید لیگ و یا نمایشگاه گداشتیم ‏. پس بسم الله ‏....‏ شروع کنید ‏...
×