رفتن به مطلب

هرمیون گرینجر

کاربر عضو
  • تعداد ارسال ها

    12
  • Points

    34 
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط هرمیون گرینجر

  1. هرمیون گرینجر

    کلاه گروه بندی شوید

    هری:گریفندور دراکو:اسلیترین رون :هافلپاف هرمیون:ریونکلا نویل:هافلپاف لونا:هافلپاف جینی:ریونکلا پانسی:هافلپاف کراب:هافلپاف گویل:هافلپاف
  2. هرمیون گرینجر

    لطیفه هری پاتری

    رون بیهوش تو بیمارستانه لاوندر که رون رو دوست داره رو به رون:وای عشقم چه بلایی سرت اوردن؟. ................ها تو اینجا چکار میکنی؟ هرمیون: خب من من دوست دخترشم . لاوندر: نه اون منم که دوست دخترشم. رون توی خواب: هرمی.............هرمیون....هرمیون لاوندر از ناراحتی یه جیغ کوتاهی میزنه میره. دامبلدور: جوانی و مشکلات جوانی خخخخههههخخخخخ
  3. هرمیون گرینجر

    لطیفه هری پاتری

    هری پاتر و یادگاران مرگ رون:هری تو چرا همین جا نمیشینی ما جان پیچارو پیدا میکنیم هری :اره فکر خوبیه شمت جان پیجارو پیدا کنین من اینجا میشینم چایی میخورم خخخخخخخخ
  4. هرمیون گرینجر

    لطیفه هری پاتری

    محفل ققنوس اینجانب بنده توانستم با استفاده از حقه های خاله زنکی وارد محفل ققنوس بشم و شرح یکی از جلسات رو براتون بنویسم .این شما و این هم جاسوسی ...ببخشید ..گزارش من: طبق معمول اول همه ی داستان ها،اینجا هم باران میبارد.همه در خانه نشسته اند و دو به دو مشغول گپ زدنن. مک گونگال و تانکس و مالی دارن سبزی پاک می کنن و پشت سر نارسیسا و بلاتریکس غیبت میکنن. هری و رون و هرمیون و جینی هم اسم فامیل بازی می کنند و و گهگاهی دوراز چشم اعضا دوبه دو نگاهای عاشقانه ردو بدل می کنن. دامبلدور و اسنیپ و سیریوس !هم دارن باهم به طور مسالمت آمیز گفت و گو می کنن: اسنیپ:تو بلک، اصلن هیچی نمیفهمی ...انقدر بین حرفای من و دمبل (دامبلدور)پارازیت ننداز! سیریوس:اسنیپ یه بار بت گفتم اون دماغ گنده تو از جلوی من بردار! اسنیپ:دمبل بگو این بلک انقدر زر نزنه حواس واسه من نذاشته مرتیکه! سیریوس(داد می زند)من دیگه تحمل ندارم...آی نفس کش ،اگه مردی بیا دوئل! و ناگهان صحنه خالی از هر موجودی می شود و همه غیر از دامبلدور و مک گونگال که سر دوراهی مونده در کنار سیریوس می ایستند و او را تشویق می کنند: (همه با هم)سیریوس ...سیریوس...هوهو از آن طرف دامبلدور چوبش را جلوی حنجره اش می گیرد:آفرین سوروس ،ادامه بده! و خانه لحظاتی میلرزد.مینروا بالاخره به سمت اسنیپ می رود و در کنار دمبل می ایستد. -استوپفای ! -ریدیکولوس! - (.....)(یه طلسم خیلی زشت و بی ناموسی بکار برد که از ذکر نامش معذوریم) -اِ که اینطور،پس( ....)،خوب پس بگیر:سکتوم سمپرا - طلسم های اختراعیتو به رخ من می کشی اسنیپ آره؟پس بگیر بیاد:له گه منتی اسنیپ:من یه بار خر شدم دیگه نمیشم . و طلسم را دفع می کند. ناگهان هری پاتر جیغ و ویغ می کند:آی زخمم...آی ...دارم میمیرم..به دادم برسین..جینی جینی:اه تو هم وقت گیر اوردی هری ،بذار ببینیم چی میشه هیچ کس به هری توجه نمی کند و همه مشغول تشویق سیریوس اند.هری غش می کند و من هم که طبیعتا مشغول وقایع نگاری ام و نمیتونم کمکش کنم. صدای سوت و کف خانه را برداشته که ناگهان در خانه از جا کنده می شود و یک مرد با یک بارانی مشکی و سیگاری در گوشه ی لب وارد خانه می شود. موسیقی فیلم های وسترن و غرب وحشی و اینا نواخته می شود که معمولا به این صورت است: دیریدیدیدین ..دین دین دین....دیریدیدیدین ..دین دین دین طولی نمیکشد که می فهمییم ولدمورت است و همه از ترس دارن مث بید می لرزن و تازه می فهمیم که سوزش زخم هری برای چی بوده! همه سعی می کنن هری پاتر را بیدار کنن بلکه جلوی ولدمورت رو بگیره اما بیدار نمیشه.سرانجام با پاشیدن یه پارچ آب یخ روی صورتش از خواب ناز بیدار می شود:هان ؟چیه ؟چی شده؟ دامبلدور :پاشو پسرم ولدمورت اومده . هری (نیمه بیدار):چی چی اورده؟ دامبلدور (با عصبانیت):کوفت و زهرمار!پاشو ببینم . هری از جایش بلند می شود و با گیجی تمام به ولدمورت زل می زند. -اه...حالا چرا باید پیدات شه!قرار بود آخر داستان بیای . ولدمورت اخم می کند:به من اطلاع دادن اینجا یه دوئل غیرقانونی انجام شده ... سیریوس:دوئل چیه بابا ...این اسنیپ روی من چوب کشیده... ولدمورت اخم هایش بیشتر در هم می رود :راست میگه؟ سپس اشاره ای به مرگخوارها یش می کند:ببرینش! اسنیپ :نه ،دروغ میگه،مردک تو خودت گفتی بیا دوئل ! سیریوس (با خونسردی):ملت اینجا حاضرن شهادت بدن! همه با سر تایید می کنند. ولدمورت(داد می زند):ببریدش! مرگخواران با بدترین وضع اسنیپ را میبرند .ولدمورت نگاهی به اعضا می اندازد و به دنبال آنها بیرون میرود هرمیون:به نظرتون این کار نامردی نبود؟ سیریوس :بیخیال بابا ،مگه میخوان چیکارش کنن؟ دامبلدور:راست میگه!فوقش دوتا چک و لگد بهش می زنن و خلاص ! مالی ،ناهار چی پختی؟ خانم ویزلی:قورمه سبزی! دامبلدور:اوم...عالیه ،بریم ناهار بخوریم .بیاید بریم. تو هم اون لپ تاپو ببند دیگه،مسخره اشو درآوردی! کی من ؟؟؟!!!
  5. هرمیون گرینجر

    مسابقه آزمون سمج

    من میگم لاکهارت کی بود
  6. نمیدونم بچه ها بهم میگن شبیه هرمیون
  7. چه قدر خندیدم از رون

  8. تو کدوم گروه می افتم

×