رفتن به مطلب

AMIIIIR

مدیر کل
  • تعداد ارسال ها

    1,446
  • Points

    2,063 
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    153

تمامی مطالب نوشته شده توسط AMIIIIR

  1. با سلامی به گرمای تابستان این روزها به تمام همراهان آزکابان تغییرات تابستانی وب سایت به پایان رسید و سایت با تغییرات گسترده و امکانات جدید بازگشت . تعدادی از تغییرات را در اینجا از آزکابان می توانید مشاهده کنید. ارتقا هسته انجمن طراحی پوسته بخش خبری تغییرات در پوسته انجمن ساز انتقال وب سایت به پروتکل امن ابر متن شمسی سازی کامل وب سایت اضافه شدن قابلیت حالت من با سیستمی جدید در ساختار خود انجمن اضافه شدن قابلیت مدال ها افزوده شدن نوار پیشرفت پروژه ها و ... امیدوارم این تغییرات مورد قبول شما قرار گرفته باشد . تابستان امسال همان طور که پیش از این گفتیم برنامه های متفاوتی خواهیم داشت . با ما همراه باشید.
  2. با سلام همان طور که پیش از این در خبر قبلی اعلام کرده بودیم در تاریخ 14 اردیبهشت برنامه ای برای اولین قرار ملاقات آزکابانی ها برگزار شد . در این برنامه به دلیل این که به سرعت تصمیم گیر برگزاری آن گرفته شد می پذیریم که زمان اعلام ملاقات دیر هنگام اعلام شد و از علاقه مندان و دوستانی که به علت عدم امکان حضور اعتراض داشتن پوزش می طلبیم اما یک خلاصه ای بدم چه کردیم ( برای اولین بار در یک خبر قصد دارم از شکلک استفاده کردم ) ساعت دو بعد از ظهر همه به نمایشگاه رسیدیم بعد از مدتی نزدیک به 30 دقیقه ایو تقریبا 50 تماس بقیه رو موفق شدیم پیدا کنیم . بعد از احوال پرسی و تقریبا نیم ساعت بحث برای پیدا کردن مکان مناسب برای نشستن در نهایت به این نتیجه رسیدیم که دقیقا وسط پارک بشینیم (خودمم نفهمیدم چی شد که همچین شد) با توجه به این که تولد سه سالگی سایت بود به همین مناسبت کیکی آماده شده بود که بعد از فوت کردن شمع هاش و برشش صرف شد (البته یک حرکات پنهانی در این میان علیه من اتفاق افتادکه دوستان بهترین بخش ملاقات می دونستنش که شخصا نمیگم ) بعد از این مشغول غرفه گردی شدیم که در این میان قابل ذکره 50 بار هم رو گم کردیم و با تماس مجددا یافتیم (زیاد بودن جمعیت خب ) اگرچه فرصت کافی نداشتیم اما سعی کردیم تا جایی که زمان فرصت داد غرفه های مختلفی رو بریم تعدادی از دوستان در این میان خداحافظی کردند و باقی دوستان در نهایت نزدیک به ساعت 6 برگشتیم دوباره وسط پارک برای خداحافظی تصاویر مربوط به میتینگ رو می توانید از اینجا مشاهده کنید این تصویر مربوط به اغاز ملاقات هست این هم تصویر مربوط به خداحافظی پایانی هست این هم تصویر خبر در اندازه بزرگ تر در پایان جا داره از دوستانی که حضور پیدا کردند تشکر کنم و امیدوارم که روزی خوبی برایشان رقم خورده باشه
  3. با سلامی به گرمی نور خورشید تیم رادیو کافه خیال در بخش گویندگی اقدام به جذب نیرو می کند . علاقه مندان به همکاری در تیم رادیویی وب سایت که در زمینه گویندگی ، میکس ، نویسندگی ویراستاری توانا هستند می توانند جهت همکاری با ما از راه های زیر در تماس باشند تا آزمون همکاری برای آن ها ارسال شود . ارسال پیام خصوصی به nafise_kh تماس با ای دی زیر در تلگرام : Avaye_cafe_khial@ با تشکر از همراهی شما
  4. جهان از باد نوروزی جوان شد زمین در سایه سنبل نهان شد ز رنگ سبزه و شکل ریاحین زمین گویی به صورت آسمان شد صبا در طره شمشاد پیچید بنفشه خاک پای ارغوان شد اوحدی با سلام و عرض درود به همه ی دوستان و همراهان فرا رسیدن نوروز باستانی را تبریک گفته و خداوند را شاکریم که نوروزی دیگر فرصت نهاد تا آن را در میان شما دوستان به شادی بگذرانیم. امیدواریم سال جدید سالی پر از برکت و شادی ، همراه با موفقیت های بسیار برای همه باشد. سال 96 با تمام خوبی ها و بدی ها گذشت . متاسفانه دوست خوبم ، مدیر ارشد انجمن رضا عزیز در سالی که گذشت فوت شدند و دیگر همراه ما نیستند شایسته هست در این نوروز از این مرحوم عزیز یادی کنیم . امیدواریم که در سال جدید بتوانیم با کمک یگدیگر لحظاتی خوشی را رقم بزنیم . مناسبه از تمام دوستان و اعضایی که برای بهبود سایت تلاش کردند تشکر کنم. بوی جان می‌آید اینک از نفس‌های بهار دست‌های پر گل‌اند این شاخه‌ها، بهر نثار با پیام دلکش نوروزتان پیروز باد با سرود تازه هر روزتان نوروز باد شهر سرشار است از لبخند، از گل، از امید تا جهان باقی است این آئین جهان افروز باد نوروز مبارک با آرزوی بهترین ها برای شما در سال یکهزار و سیصد و نود و هفت امیرحسین شعبان زاده 2 فروردین 1397
  5. به نام خداوند دل‌های پاک که نامش بود در دلت تابناک به نام کسی که تو را آفرید سرآغاز عشق است و نور و امید با سلام و آرزوی خوشحالی و شادی برای تمام آزکابانی پس از گفتگو با اعضا و هماهنگی های لازم تصمیم بر برگزاری ملاقاتی در نمایشگاه کتاب امسال همانند سال گذشته شد. دومین ملاقات آزکابانی ها در نمایشگاه کتاب امسال صورت خواهد گرفت. زمان برگزاری: 13 اردیبهشت ماه 1396 (پنجشنبه ) ساعت ملاقات :2 بعد از ظهر مکان ملاقات: مصلی امام خمینی (ره) نمایشگاه کتاب تهران ، ورودی غربی نمایشگاه کتاب ، محل شبستان های مصلا همچنین در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر جهت هماهنگی می توانید از طریق پیام خصوصی سایت یا راه ارتباطی زیر در تلگرام در ارتباط باشید. https://t.me/amirrrr_sh حضور شما دوستان باعث خوشنودی ماست .
  6. به نام خداوند لوح و قلم حقیقت نگار وجود و عدم با سلامی به گرمی آفتاب در آغاز همانند هر سال خدا را شاکرم که فرصتی یافتیم یک سال دیگر هم در کنار هم باشیم. چهارمین سال فعالیت سایت هم گذشت سالی که حوادث خوب و بد فراوانی داشت. تلاش خواهیم کرد در پنجمین سال فعالیت سایت با تجربه ای مضاعف جوی آموزنده تر و مفرح تر بسازیم. امیدوارم پنجمین سال فعالیت سایت بهتر از گذشته باشد و مورد پذیرش شما همراهان قرار گیرد. در پایان جا داره از تمام دوستانی که در این مدت همراه و یاور ما بودند تشکر کنم . آغاز پنجمین سال فعالیت آزکابان مبارک !! امیرحسین شعبان زاده پانزدهم اردیبهشت یک هز ار سیصد و نود شش (این خبر به دلایل یک سری از مسائل با چهار روز تاخیر ارسال شد )
  7. جود لا در نهایت درباره نقشش به عنوان آلبوس دامبلدور در دنباله جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آن ها یعنی جنایات گریندل والد صحبت کرد. او در یک مصاحبه اختصاصی با Entertainment Weekly عنوان کرد که دامبلدور در حقیقت استاد تغییر شکل در این فیلم نیست . وقتی از او خواسته شد نقش آموزشی دامبلدور را تایید کند او پاسخ داد : او در حقیقت تغییر شکل را در این صحنه تدریس نخواهد کرد. خبرنگار با ذکر این نکته که دامبلدور پیش از ریاست مدرسه استاد تغییر شکل بوده خواستار توضیحات واضح تر شد که او گفت :در این فیلم نقش آموزشی او تغییر شکل نیست . من مطمئن نیستم که اجازه داشته باشم بیان کنم او چه چیزی تدریس می کند. با توجه به تریلر و تصاویر متشر شده از کامیکان سن دیگو که دامبلدور را به همراه نیوت اسکمندر در کلاس دفاع در برابر جادو سیاه نشان می دهد احتمال این که دامبلدور نقش استاد دفاع در برابر جادو سیاه را در این فیلم برعهده داشته باشد وجود دارد .
  8. آلفونسو کوارون کارگردان هری پاتر و زندانی آزکابان ، اخیرا در مصاحبه ای بیان کرد که در ابتدا بی میل به کارگردانی این اثر بوده اما طی صحبتی که با گییرمو دل تورو کارگردان مکزیکی داشته است تصمیمش را تغییر داد .
  9. تولید کنندگان نمایش هری پاتر پس از دو بار بهبود رکود فروش خود این بار به دنبال شکستن رکورد قبلی و بهبود چشم گیر آن هستند . آن ها می خواهند بیشتر از صد هزار بلیط را این ماه به فروش برسانند. در 27 سپتامبر ، طرفداران بار دیگر شانس خرید بلیط و مشاهده نمایش برنده جایزه تونی برای بهترین نمایش سال 2018 را خواهند داشت . لازم به ذکر است خریداران این بار برخلاف دوره قبلی برای خرید بلیط نیازمند کد دسترسی نیستند. طرفدارانی که قصد مشاهده نمایش در تئاتر برادوی شهر نیویورک را دارند باید در ساعت 10:30 تا 11 به وقت منطقه زمانی شرقی (Eastern Time Zone ) در وب سایت رسمی هری پاتر و فرزند نفرین شده حضور یافته تا به اتاق انتظار مجازی وارد شوند . اتاق انتظار مجازی به منظور جلوگیری از ثبت نام ربات ها و ایجاد حداکثر شرایط عادلانه برای فروش بلیط ها ایجاد شده است . کاربران پس از ورود به اتاق مجازی به صورت اتفاقی انتخاب شده و وارد صفحه خرید خواهند شد . پس از کسب 25 جایزه در رشته های مختلف از جمله 6 جایزه تونی ، عوامل این نمایش انتظار فروش بیشتر بلیط ها و تقاضای بیشتر طرفداران برای مشاهده این نمایش را دارند. همچنین با آغاز اجرا این نمایش در سال 2019 در استرالیا و سال 2020 در آلمان طبعا شهرت و فروش این نمایش بیشتر از گذشته نیز خواهد شد . برای دسترسی به سایت رسمی نمایش هری پاتر و فرزند نفرین شده می توانید از اینجا اقدام کنید
  10. AMIIIIR

    مشاعره با یک حرف مشخص

    در این تاپیک با یک حرف مشخص مشاعره انجام میشه یعنی هر بار یک حرف تعیین میشه و تا یک مدتی فقط با ان حرف مشاعره انجام میشه فقط بهتر هست وقتی شعری را بیان می کنید شاعرش را هم نام ببرید این دفعه با یک چیز متوسط شروع می کنیم حرف ( د) برای شروع هم در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند******* گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را حافظ
  11. AMIIIIR

    منتخب اشعار مولانا

    با سلام در این بخش اشعار زیبایی که از مولانا دارید قرار بدید مرغ باغ ملکوت روزها فكر من اين است و همه شب سخنم كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به كجا مي روم ؟ آخر ننمايی وطنم مانده ام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا يا چه بود است مراد وی از اين ساختنم جان كه از عالم عِلوی است يقين می دانم رخت خود باز بر آنم كه همان جا فكنم مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم ای خوش آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست به هوای سر كويش پر و بالی بزنم كيست در گوش كه او می شنود آوازم يا كدام است سخن می نهد اندر دهنم كيست در ديده كه از ديده برون می نگرد يا چه جان است نگويی كه منش پيرهنم تا به تحقيق مرا منزل و ره ننمايی يكدم آرام نگيرم نفسی دم نزنم می وصلم بچشان تا در زندان ابد از سر عربده مستانه به هم درشكنم من به خود نامدم اين جا كه به خود باز روم آن كه آورد مرا باز برد در وطنم تو مپندار كه من شعر به خود می گويم تا كه هشيارم و بيدار يكی دم نزنم شمس تبريز اگر روی به من بنمايی والله اين قالب مردار به هم در شكنم مولانا
  12. AMIIIIR

    مشاعره

    با سلام در این مبحث به مشاعره بر اساس ادبیات پارسی می پردازیم اما قبل این که شروع کنیم باید بدانیم مشاعره چیست بهتر هست به منظور اشنایی افراد گوینده اصلی شعر را هم بیان کنید خب اولی را خودم شروع می کنم روزها گر رفت، گو رو ، باک نیست تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست
  13. AMIIIIR

    مدیر مدرسه

    نام کتاب: «مدیر مدرسه» نویسنده: «سید جلال آل احمد» زبان اصلی:فارسی ناشر : انتشارات میراث اهل قلم بخشی از کتاب: فردا اول صبح، رفتم مدرسه. بچّه‌ها با صف‌هاشان به طرف کلاس می‌رفتند و ناظم چوب به دست توی ایوان ایستاده بود و توی دفتر فقط دو تا از معلّم‌ها بودند. معلوم شد کار هرروزه‌شان است. ناظم را هم فرستادم سرِ یک کسال دیگر و خودم آمدم دَم در مدرسه به قدم زدن؛ دو ضلع شمالی و شرقی مدرسه کوچه بود. کوچه‌هایی بالقوه. که دراز و مستقیم از وسط بیابان خالی می‌گذشتند و اُریب به خیابان اصلی می‌رسیدند که قیرریز بود و اتوبوس در آن می‌رفت و درخت‌کاری داشت و دکّان و آبادی. فکر کردم از هر طرف که بیایند مرا این ته، دمِ در مدرسه، خواهند دید و تمام طول راه در این خجالت خواهند ماند و دیگر دیر نخواهند آمد. اما آیا برازنده بود که اوّل کار این‌قدر سخت‌گیری نشان بدهم؟... که یک سیاهی از ته جادّه‌ی جنوبی پیدا شد. جوانک بریانتین‌زده بود. از کوتاهی‌اش شناختم و حرکاتی که در راه رفتنش بود. مسلماً او هم مرا می‌دید، ولی آهسته‌تر از آن می‌آمد که یک معلّم تأخیر کرده جلوی مدیرش می‌آید. جلوتر که رسید، حتی شنیدم که سوت می‌زد. آهنگ یکی از همین رقص‌های فرنگی را. مسلماً ازین فاصله مرا می‌دید. دیگر حتی لنگر بزرگ روی کراواتش را هم می‌دیدم که تکان می‌خورد و به سینه‌اش چسبیده بود. فکر کردم «لابد همین یک کراوات را دارد.» اما بی‌انصاف چنان سلّانه سلّانه می‌آمد که دیدم هیچ جای گذشت نیست. اصلاً محلّ سگ هم به من نمی‌گذاشت. داشتم از کوره در می‌رفتم که یک مرتبه احساس کردم، تغییری در رفتار خود دارد و تند کرد. دگمه‌های کتش را بست و نگاهش به من دوخته شد. مثل این‌که سری هم تکان داد. «خوب! به‌خیر گذشت.» وگرنه خدا عالِم است چه اتفاقی می‌افتاد. حداقل این بود که می‌رفتم تو و درِ دفتر را روی خودم می‌بستم که وقتی آمد اصلاً مرا نبیند. سلام که کرد، مثل این‌که می‌خواست چیزی هم بگوید که پیش‌دستی کردم: - بفرمایید آقا. بفرمایید، بچّه‌ها منتظرند. لینک دریافت :برای دریافت از اینجا اقدام کنید
  14. AMIIIIR

    مشاعره با یک حرف مشخص

    دل همه دم به یاد توست **** دیده در انتظار توست حافظ
  15. به نام خداوند لوح و قلم حقیقت نگار وجود و عدم با سلامی به گرمی آفتاب در آغاز همانند هر سال خدا را شاکرم که فرصتی یافتیم یک سال دیگر هم در کنار هم باشیم. چهارمین سال فعالیت سایت هم گذشت سالی که حوادث خوب و بد فراوانی داشت. تلاش خواهیم کرد در پنجمین سال فعالیت سایت با تجربه ای مضاعف جوی آموزنده تر و مفرح تر بسازیم. امیدوارم پنجمین سال فعالیت سایت بهتر از گذشته باشد و مورد پذیرش شما همراهان قرار گیرد. در پایان جا داره از تمام دوستانی که در این مدت همراه و یاور ما بودند تشکر کنم . آغاز پنجمین سال فعالیت آزکابان مبارک !! امیرحسین شعبان زاده پانزدهم اردیبهشت یک هز ار سیصد و نود شش (این خبر به دلایل یک سری از مسائل با چهار روز تاخیر ارسال شد ) مشاهده خبر کامل
  16. به نام خداوند دل‌های پاک که نامش بود در دلت تابناک به نام کسی که تو را آفرید سرآغاز عشق است و نور و امید با سلام و آرزوی خوشحالی و شادی برای تمام آزکابانی پس از گفتگو با اعضا و هماهنگی های لازم تصمیم بر برگزاری ملاقاتی در نمایشگاه کتاب امسال همانند سال گذشته شد. دومین ملاقات آزکابانی ها در نمایشگاه کتاب امسال صورت خواهد گرفت. زمان برگزاری: 13 اردیبهشت ماه 1396 (پنجشنبه ) ساعت ملاقات :2 بعد از ظهر مکان ملاقات: مصلی امام خمینی (ره) نمایشگاه کتاب تهران ، ورودی غربی نمایشگاه کتاب ، محل شبستان های مصلا همچنین در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر جهت هماهنگی می توانید از طریق پیام خصوصی سایت یا راه ارتباطی زیر در تلگرام در ارتباط باشید. https://t.me/amirrrr_sh حضور شما دوستان باعث خوشنودی ماست . مشاهده خبر کامل
  17. نام کتاب: هروندیل گم شده نام مجموعه: داستان هایی از اکادمی شکارچیان سایه نویسنده:کلیر ژانر: فانتزی خلاصه :سایمون می فهمد که بدترین جنایتی که یک شکارچی سایه می تواند مرتکب شود رها کردن همراهانش است.در اوایل قرن نوزدهم توبیاس هیروندل ، همکاران شکارچی سایه خود را در میان گرمای میدان نبرد رها کرد تا بمیرند. جریمه این گناه دادن جانش بود اما توبیاس هرگز بازنگشت و کلیو جان همسر او را به جای جان خودش درخواست کرد. سایمون و دانش آموزان همراهش از این بی رحمی شوکه شدند به خصوص زمانی که متوجه شدند او باردار بوده است. اما چه می شود اگر آن بچه زنده مانده باشد ؟ آیا ممکن است یک نسل هروندیل گم شده جایی بیرون در این دنیا وجود داشته باشد؟ لینک دریافت :
  18. نام کتاب: هروندیل گم شده نام مجموعه: داستان هایی از اکادمی شکارچیان سایه نویسنده:کلیر ژانر: فانتزی خلاصه :سایمون می فهمد که بدترین جنایتی که یک شکارچی سایه می تواند مرتکب شود رها کردن همراهانش است.در اوایل قرن نوزدهم توبیاس هیروندل ، همکاران شکارچی سایه خود را در میان گرمای میدان نبرد رها کرد تا بمیرند. جریمه این گناه دادن جانش بود اما توبیاس هرگز بازنگشت و کلیو جان همسر او را به جای جان خودش درخواست کرد. سایمون و دانش آموزان همراهش از این بی رحمی شوکه شدند به خصوص زمانی که متوجه شدند او باردار بوده است. اما چه می شود اگر آن بچه زنده مانده باشد ؟ آیا ممکن است یک نسل هروندیل گم شده جایی بیرون در این دنیا وجود داشته باشد؟ لینک دریافت فصل اول
  19. نگارش ویرایش اول

    23 دریافت

    نام کتاب: هروندیل گم شده نام مجموعه: داستان هایی از اکادمی شکارچیان سایه نویسنده:کلیر ژانر: فانتزی خلاصه :سایمون می فهمد که بدترین جنایتی که یک شکارچی سایه می تواند مرتکب شود رها کردن همراهانش است.در اوایل قرن نوزدهم توبیاس هیروندل ، همکاران شکارچی سایه خود را در میان گرمای میدان نبرد رها کرد تا بمیرند. جریمه این گناه دادن جانش بود اما توبیاس هرگز بازنگشت و کلیو جان همسر او را به جای جان خودش درخواست کرد. سایمون و دانش آموزان همراهش از این بی رحمی شوکه شدند به خصوص زمانی که متوجه شدند او باردار بوده است. اما چه می شود اگر آن بچه زنده مانده باشد ؟ آیا ممکن است یک نسل هروندیل گم شده جایی بیرون در این دنیا وجود داشته باشد؟
  20. AMIIIIR

    آغاز سال نو مبارک

    جهان از باد نوروزی جوان شد زمین در سایه سنبل نهان شد ز رنگ سبزه و شکل ریاحین زمین گویی به صورت آسمان شد صبا در طره شمشاد پیچید بنفشه خاک پای ارغوان شد اوحدی با سلام و عرض درود به همه ی دوستان و همراهان فرا رسیدن نوروز باستانی را تبریک گفته و خداوند را شاکریم که نوروزی دیگر فرصت نهاد تا آن را در میان شما دوستان به شادی بگذرانیم. امیدواریم سال جدید سالی پر از برکت و شادی ، همراه با موفقیت های بسیار برای همه باشد. سال 96 با تمام خوبی ها و بدی ها گذشت . متاسفانه دوست خوبم ، مدیر ارشد انجمن رضا عزیز در سالی که گذشت فوت شدند و دیگر همراه ما نیستند شایسته هست در این نوروز از این مرحوم عزیز یادی کنیم . امیدواریم که در سال جدید بتوانیم با کمک یگدیگر لحظاتی خوشی را رقم بزنیم . مناسبه از تمام دوستان و اعضایی که برای بهبود سایت تلاش کردند تشکر کنم. بوی جان می‌آید اینک از نفس‌های بهار دست‌های پر گل‌اند این شاخه‌ها، بهر نثار با پیام دلکش نوروزتان پیروز باد با سرود تازه هر روزتان نوروز باد شهر سرشار است از لبخند، از گل، از امید تا جهان باقی است این آئین جهان افروز باد نوروز مبارک با آرزوی بهترین ها برای شما در سال یکهزار و سیصد و نود و هفت امیرحسین شعبان زاده 2 فروردین 1397 مشاهده خبر کامل
  21. AMIIIIR

    بيگانه

    نام کتاب: «بيگانه» نویسنده: « آلبر کامو» زبان اصلی: فرانسوی ناشر :نگاه، امير کبير خلاصه کتاب: آلبر کامو در رمان «بيگانه» خود را روبروي مرگ قرار مي‌دهد و سعي مي‌کند مشکل مرگ را براي خودش و براي خوانندگانش حل کند. او سعي مي‌کند دغدغه‌ي مرگ را و هراس آن را زايل کند. قهرمان اين داستان، «بيگانه»‌اي است که گرچه درک مي‌کند بيهوده زنده است ولي در عين حال به زيبايي‌هاي اين جهان و به لذاتي که نامنتظر در هر قدم سر راه آدمي است سخت دلبسته است و با همين‌ها است که سعي مي‌کند خودش را گول بزند و کردار و رفتار خود را به وسيله‌اي و به دليلي موجه جلوه دهد. مردي است از همه چيز ديگران بيگانه. از عادات و رسوم مردم؛ از نفرت و شادي آنان و آرزوها و دل‌افسردگي‌هاشان و بالاخره مردي است که در برابر مرگ - چه آنجا که آدم مي‌کشد و مرگ ديگري را شاهد است و چه آنجا که خودش محکوم به مرگ مي‌شود - رفتاري غير از رفتار آدم‌هاي معمولي دارد. لینک دریافت :برای دریافت از اینجا اقدام کنید
  22. AMIIIIR

    گیله مرد

    نام کتاب: «گيله مرد» نویسنده: «بزرگ علوي» زبان اصلی: فارسی ناشر :نگاه خلاصه کتاب: این کتاب مجموعه داستان بوده که، داستان اصلی آن گیله‌مرد، روستایی گیلانی مبارزی است که به جنبش دهقانی می‌پیوندد و پس از هجوم مأموران و کشته شدن زنش به جنگل پناه می‌برد. شرح ماجرای سه مرد است، گیله مرد و دو محافظ او که وی را به فومن می‌برند و داستان در همین حرکت و اقامت در قهوه‌خانه نزدیک مقصد به تدریج باز می‌شود. دو مأمور تفنگ به دست در میان غرش باد و باران، گیله مرد را- که یک دهقان شورشی است- به فومن می‌برند تا تحویل پاسگاه دهند. قسمتی از کتاب آمده است: « دو مامور تفنگ به دست، گیله مرد را به فومن می‌بردند. او پتوی خاکستری رنگی به گردنش پیچیده و ‏بسته‌ای که از پشتش آویزان بود، در دست داشت. بی‌اعتنا به باد و بوران و مامور و جنگل و درختان ‏تهدید کننده و تفنگ و مرگ، پاهای لختش را به آب می‌زد و قدمهای آهسته و کوتاه برمی‌داشت». لینک دریافت :برای دریافت از اینجا اقدام کنید
  23. دوستان عزیز می توانید هر گونه نظر انتقاد و پیشنهادی در مورد "رادیو کافه خیال" دارید از طریق این تاپیک با ما در میان بگذارید ...
  24. AMIIIIR

    مشاعره

    تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آید دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید مهدی اخوان ثالث
×