رفتن به مطلب
Sam radclife

ارتميس فاول

پست های پیشنهاد شده

سلام به همگي :D بچه ها اومدم يه كتاب بهتون معرفي كنم اسمش ارتميس فاوله :D

داستان يه بچه ي ١٢ ساله ي نابغس كه خيلي هم خلاف كاره با يه سري تحقيقات به وجود جن و پري ها پي مي بره و حالا به صورت هشت تا كتاب كلي داستان داره خعليم با حاله

حالا كيا اين كتاب رو. خوندن ؟ :)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من خوووندم..ولی نه همه ی سری شو... :|:D خیلی کتاب جالبیه...از سروان شورتم خیلی خوشم میااد... :D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

داستانی خواندنی و سرشار از ایده است اما تا آنجا که باید پرورانده نشده است .

البته در کتاب های بعدی بهتر شد و شخصیت ها رفته رفته بهتر پردازش شدند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نظر خوب میاد

از کجا میشه خریدش؟

شاید بخرم و بخونمش

بعدا میام نظر میدم در باره اش

همه ی کتابارو می شه از میدون انقلاب و شهر کتاب سایتای انتشاراتشون پیدا کرد ! یه بار دیگه پست بدی از کجا بخرم یه چی بت می گما :D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیلی قشنگ بود...

کتاب اخرش ''اخرین نگهبان'' هم همین روزا منتشر شده

من از اول تا هشتمش ینی همون اخرین نگهبان تموم کردم

خیلی قشنگ بود...مالچ دیگامز و فلی محشر بودن :D:))

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آرتمیس فاول(به انگلیسی: Artemis Fowl) مجموعه هشت جلدی از کتاب‌های فانتزی نوشتهٔ اُاین کالفر (Eoin Colfer - pronounced Owen) نویسندهٔ ایرلندی است. شخصیت اصلی آرتمیس فاول، نوجوانی نابغه،تبهکار و ماجراجو است. کتاب نخست یعنی آرتمیس فاول و گروگانگیری در سال ۲۰۰۱ منتشر و با استقبال و تحسین جهانی روبرو شد

 

این رمان ها که از نشر افق منتشر شده اند برنده ی پنج جایزه ی بزرگ میباشند.

 

مجموعه آرتمیس فاول را از لحاظی هری پاتر جدید می‌نامند، هر چند که کالفر و خیلی از طرفداران آرتمیس موافق نیستند. کیت کالوِی از روزنامهٔ ساندِی بریتانیا در مورد کتاب اول می‌گوید:" نمونه‌ای هوشمندانه و حیرت آور که اختراعات و مدرنیته از آن سرازیر است." یا مجله تایم که می‌گوید؛ " آرتمیس فاول کتابی خنده دار و بامزه‌است؛ ترکیب هوشمندانه‌ای از گذشته و حال، جادو و تبهکاری و جنایت است." همچنین نیویرک تایمز عقیده دارد: "کالفر به طور وحشتناک و فجیعی عالی کار کرده است"

 

ما در این مقاله به معرفی این مجموعه میپردازیم.

 

مجموعه هشت جلدی ارتمیس فاول،اثر ا.این.کالفر،ترجمه ی شیدا رنجبر،ماجرا های نابغه ای اینترنتی را که پدرش طی جریاناتی پیچیده و تجاری ربوده شده است و سرنوشتش مشخص نیست از دوازده سالگی تا هجده سالگی به تصویر میکشد.

 

این مجموعه متشکل از :

 

ارتمیس فاول و گروگان گیری/454 صفحه

 

ارتمیس فاول و ماجرای شمال/476 صفحه

 

ارتمیس فاول و رمز ابدی/518 صفحه

 

ارتمیس فاول و انتقام اپال/542 صفحه

 

ارتمیس فاول و مهاجران گمشده/588 صفحه

 

ارتمیس فاول و معمای زمان/588 صفحه

 

ارتمیس فاول و عقده اتلانتیس/452 صفحه

 

ارتمیس فاول و آخرین نگهبان/۴۰۸ صفحه

 

دارای نوعی سبک نوشتاری هوشمندانه است.این داستان ها اساسا رمان تلقی نمی شوند زیرا مجموعه های این سری در عین شماره دار بودن از ترتیب خواندن خاصی برخوردار نیستند.یعنی هر جلد در عین پیوستگی با جلد های دیگر اثری مستقل به شمار میرود.

 

در نگاه اول بنظر می رسد که خواننده همراه کتاب ها ارتمیس فاول نوجوان را در حال بزرگ شدن میبیند اما در اواسط مجموعه این چرخه بوسیله بازی با زمان متلاشی میشود

 

در جلد اول :

 

ماجرا از اوایل قرن ۲۱ شروع می‌شود و آرتمیس نابغه و تبهکار تنها ۱۲ ساله‌است. ۲ سال پیش پدر او یعنی آرتمیس فاول اول که از غول‌های تجارت ایرلندی و رییس امپراطوری فاول‌ها بود، خط کشتی رانی ای به مورمانسک باز می‌کند، اما در ساحل یخ زده آنجا ناپدید می‌شود. پس این وظیفهٔ آرتمیس فاول دوم است تاآیندهٔ مالی خانواده اش را تامین کند و او این کار را به شیوهٔ مرموز و نادر خوذش انجام می‌دهد؛ یعنی گرفتن یک لپرکان.

 

در این حین، سروان هالی شورت از پلیس زیرزمین اجنه، برای ماموریتی به سطح زمین می‌آید(اجنه سالها پیش به زیر زمین پناه بردند تا از شر اذیت و آزار انسانها در امان باشند و تا آن موقع خود را از آنها پنهان کرده بودند). بعد از این ماموریت معلوم می‌شود که هالی سال هاست که جادویش را نقویت نکرده؛ یکی از قدرت‌های اجنه جادو است که به وسیلهٔ آن شفا می‌دهند، با حیوانات حرف می‌زنند و خود را نامریی می‌کنند. فرمانده جولیوس روت، سریع به او اخطار می‌دهد تا جادویش را بازگرداند. و اجنه برای این کار باید بلوطی را در کنار آب روانی و زیر نور ماه دفن کنند. یکی از جادویی ترین محل‌های زمین هم در این داستان، ایرلند است.

 

پس هالی به یکی از محل‌های جادویی می‌رود. آرتمیس هم که بعد از تحقیقات فراوان بالاخره کتاب مقدس اجنه را بدست آورده و از تمامی قوانین آنها اطلاع دارد، چهار ماه‌است انتظار یک جن را می‌کشد و بالاخره سروان شورت را به کمک محافظش باتلر گروگان می‌گیرد. او از اجنه ۱ تن طلای ی ۲۴ عیار می‌خواهد.

 

یکی از خصوصیات ذاتی اجنه این است که سخت پایبند قوانینند. طبق قوانینشان، هر گاه داراییشان به دست انسانی افتاد، دیگر مطعلق به او است. همچنین اگر بدون اجازه وارد ملک آدم‌ها بشوند، جادویشان را از دست می‌دهند. ولی تکنولوژی آنها سالها از انسانها جلوتر است. اجنه به کانی‌ها بسیار علاقه‌مندند و نمی‌خواهند ۱ تن طلا را به کسی بدهند. پس آنها معامله‌ای با آرتمیس می‌کنند: سروان شورت را پس می‌گیرند و آن یک تن طلا را به پسرک ایرلندی می‌دهند، اما می دانند که این طلا تا زمانی مطعلق به اوست که زنده باشد و پس از مرگش دوباره مطعلق به خودششان می‌شود، پس بعد از آمدن هالی، بیوبمبی را به طرف عمارت فاول می‌فرستند که کمترین مدرک و اثر را به جا می‌گذارد و در این زمان آنها از تکنولوزی دیگرشان به نام ایست زمانی استفاده می‌کردند. آرتمیس چند ساعت قبل که هنوز در ایست زمانی بودند، آزمایشی را روی مادرش -آنجلین- انجام داد که خواب بود. او دریافت که در ایست زمانی، هر اتفاق طبیعی ای بیفتدروی وضعیت فیزیکی افراد تاثیری تمی گذارد، مگر این که به صورت غیر طبیعی آن اتفاق بیفتد پس او قبل از حملهٔ بیویمب، خودش، باتلر و خواهر او یعنی ژولیت را به طور غیر مصنوعی و با مواد شیمیایی بیهوش کرد، و این طور شد که آنها از بیوبمب که عامل کشندهٔ طبیعی ای بود، سالم به در رفتند.

 

. در اواسط سال ۲۰۰۸ ایدهٔ ساخت فیلم آن و کتاب بعدی توسط جیم شریدن - کارگردان ایرلندی برندهٔ اسکار - مطرح شد

 

آرتمیس فاول و گروگانگیری با نقد و انتقادات مثبت و تحسین جهانی روبرو شد. همانطور که نیویورک تایمز، ساندی نیوز، آبزِروِرز و فروشگاه اینترنتی آمازون بسیار از این کتاب تعریف کردند، یو اِس اِی تودِی، با این که در مورد جلدهای بعدی دیدگاه مثبتی داشته، با دید بسیار منفی ای جلد نخست این مجموعه را نامناسب برای نوجوانان دانسته، اما با گذر مجموعه و مثبت شدن شخصیت آرتمیس، از آن به نام کتابی خنده دار، سرشار از فناوری و مناسب برای نوجوانان یاد شد

 

در جلد دوم:

 

آرتمیس فاول ۱۳ ساله، در مدرسهٔ شبانه روزی اش ایمیلی از طرف مافیای روسیه دریافت می‌کند که پدر او را به طور غیر واضحی نشان می دهد و آن ها مبلغ هنگفتی از وی در مقابل پدرش می خواهند. پدر آرتمیس حدود ۳ سال است که همراه با کشتی ستارهٔ فاول که حامل قوطی‌های کوکاکولا بوده‌است، ناپدید می‌شود و آرتمیس رسماً بی پدر می‌شود؛ اما او مطمئن است که پدرش نمرده. پس به عمارت فاول بر می‌گردد تا همراه محافظ وفادارش -باتلر- به سمت شمال روسیه و ساحل کولا حرکت کنند.

 

در زیرزمین، در کلان شهر اجنه یعنی هِوِن، گابلین ها شورش کرده‌اند و اجنه به آرتمیس مشکوک اند. پس بهترین نفر پلیس یعنی سروان هالی شورت را که با نحوهٔ کار پسرک نابغه ایرلندی آشنایی دارد، برای گرفتن او می‌فرستند. در زیرزمین، فرمانده روت، هالی شورت و فُلی از آرتمیس و باتلر حقیقت را می‌پرسند، و با فناوری‌های فُلی و اختراعاتش، آنها اطمینان پیدا می‌کنند که آرتمیس مقصر آشفتگی‌های هِوِن نیست. پس آنها معامله‌ای با یکدیگر می‌کنند: آرتمیس و باتلر به خاطر هوش آرتمیس و قدرت باتلر به اجنه کمک می‌کنند تا پرده از شورش‌ها ی هِوِن بردارند و در عوض، جن و پری‌ها به آنها در پیدا کردن پدر آرتمیس کمک کنند.

 

آنها بعداً متوجه می‌شوند که پشت قضیه شورشها، اُپال کوبویی -یک نابغه دیگر و پیکسی روانی- و سروان سابق پلسی زیرزمین یعنی برایر کادگیون هستند که علیه پلیس زیرزمین بودند. پس از درگیری‌های فراوان در صنایع کوبویی که متعلق به اُپال بوده، هالی و فرمانده روت به کمک آرتمیس، باتلر و مالچ دیگامز، دورف مبتلا به جنون دزدی موفق می‌شوند کادگیون را بکشند و اُپال کوبویی را دستگیر کنند.

 

سپس نوبت اجنه‌است که به آرتمیس کمک کنند؛ آنها به قطب شمال می‌روند و با نقشه موذیانه‌ای که آرتمیس کشیده، موفق می‌شوند آرتمیس پدر را در حالی که یک پایش از زانو قطع شده، پیدا کنند. هالی زخم‌های جزئی آرتمیس فاول پدر را شفا می‌دهد و بعد او را به طور ناشناس به بیمارستان دانشگاه هلسینکی می‌برد. اما هنوز فقط آرتمیس، باتلر و ژولیت -خواهر باتلر- تنها آدمیزادهایی هستند که از وجود اجنه خبر دارند.

 

در اخر، اجنه با نوجوان ایرلندی و محافظش صلح می‌کنند و سروان شورت و آرتمیس، کدورت‌ها را کنار می‌گذارند.

 

در کل، منتقدها نظر مثبتی در بارهٔ این کتاب داشته‌اند. مجلهٔ جنیوری این کتاب را نفس تازه کن دانسته و کرکیس نیوز هم همین ایده را داشته‌است. هرچند پابلیشرز ویکلی آن را خسته کننده توصیف کرده، اما انتقادات همه گویای هیجان آمیز بودن این جلد بوده‌اند.

 

جلد دوم مجموعهٔ آرتمیس فاول برای اولین بار در سال ۱۳۸۳ توسط نشر افق و ترجمهٔ شیدا رنجبر منتشر شد. خانم رنجبر در یکی از مصاحباتش گفته بود: «وقتی کار ترجمهٔ اولین کتاب را تمام کردم، نمی‌دانستم که جلد دومی هم در کار است، و فکر می‌کنم که حتی خود نویسنده هم خبر نداشت. ولی با وجود فروش بسیار زیاد این جلد، نویسنده جلد دوم را هم نوشت». او دو کتاب اول و پنج جلد بعدی آرتمیس فاول را نیز ترجمه کرده‌است

 

در جلد سوم:

 

آرتمیس فاول، نابغهٔ ۱۳ ساله همراه با محافظ غول پیکرش، باتلر، در لندن جان اسپیرو و محافظش را ملاقات می‌کنند. آرتمیس با استفاده از غنائمی که از اجنه دزدیده‌است، یک سوپر کامپیوتر می‌سازد که یک قرن از فناوری ا نسان‌ها جلوتر است. اسپیرو این دستگاه را می‌دزدد و به شیکاگو می‌برد. محافظ وی، آرنو بلانت نیز به باتلر شلیک می‌کند و او را تا سر حد مرگ می رساند. آرتمیس با استفاده از فناوری انجماد، باتلر را تا چند ساعت زنده نگه می‌دارد و از اجنه درخواست کمک می‌کند. سروان هالی شورت به کمک او می‌رود و باتلر را شفا می‌دهد. از عواقب این کار، ۱۵ سال پیر شدن باتلر است.

 

آرتمیس ماجرای رودست خوردنش از اسپیرو و دزدیده شدن مکعب بین را برای هالی تعریف می‌کند. آن مکعب از فناوری اجنه ساخته شده، پس می‌تواند به راحتی، وجود اجنه را برای انسان‌ها اثبات کند و در این صورت تمدن هزاران ساله آن‌ها از بین می‌رود. مکعب با رمز ابدی ای قفل شده و فقط با صدای آرتمیس باز می‌شود؛ اما اسپیرو متخصصان زیادی دارد که می‌توانند آن را باز کنند.

 

پس آرتمیس فاول، به همراه هالی شورت، ژولیت باتلر -خواهر باتلر- و مالچ دیگامز , و فُلی که از راه دور با آنها همراه‌است به شیکاگو می‌روند تا به طریقی از سیستم امنیتی وحشتناک برج اسپیرو رد شوند و مکعب بین را پس بگیرند و در عوض، اجنه از آرتمیس تعهد گرفتند که پس از اتمام ماجرا، آنها خاطره شویی شوند. آن گروهِ به طرز عجیبی متحد، موفق می‌شوند و در آخر، تمام خاطراتی که آرتمیس، باتلر و ژولیت از اجنه داشتند، پاک می‌شود.

 

در طول این سه جلد، رفتار آرتمیس به سمت هر جه بهتر شدن تغییر می‌کند، اما بعد از خاطره شویی، همان رفتارهای قبلی اش همراه با عذاب وجدان ظاهر می‌شوند.

 

این جلد حتی بیشتر از جلدهای قبل مورد توجه منتقدان قرار گرفت. پابلیشرز ویکلی که جلد قبلی، یعنی آرتمیس فاول و ماجرای شمال را کتابی خسته کننده می‌دانست، در مورد رمز ابدی گفته‌است: «کتابی پر از گفتگوهای سریع و طنز آمیز و دارای نوشتاری بسیار عالی است.» اینترتینمنت ویکلی همچنین گفته‌است: «نوجوانان و مخاطبان هنوز طرفدارش هستند... هری (هری پاتر) مواظب خودش باشد.» با این حال برای هر کتابی، هر چند انتقادات مثبتی داشته باشد، نقدهای منفی نیز در کنارش می‌آیند. دیزنی فَمیلی رتبه ۳ ستاره از ۵ ستاره به این کتاب داده؛ با این حال اضافه کرده‌است: «برای تابستان نوجوانان خوب است.»

 

 

 

 

. کتاب مصور این جلد نیز اواخر سال ۲۰۱۲ به چاپ رسید.

 

جلد چهارم:

 

کتاب چهارم، آرتمیس فاول و انتقام اُپال، نقشه دوم پیکسی نابغه اُپال کوبویی را برای تصرف دنیا نشان می‌دهد. اپال، جیوانی زیتو را که یکی از طرفداران محیط زیست است، تحت جادویش مجبور می‌کند که کاوشگری را به زیر زمین برای تحقیقات بفرستد تا درنهایت قوم اجنه و رازهایشان برملا شوند. اینک هالی و آرتمیس - که بعد از خاطره شویی دوباره به طریقی حافظه اش را بدست آورده - هستند که مانع اپال کوبویی می‌شوند. هرچند این ماجرا با موفقیت آنها تمام می‌شود، اما بهایی هم پرداخته می‌شود؛ از جمله مرگ فرمانده پلیس زیرزمین جولیوس روت توسط اپال که اپال با نقشه‌اش هالی را مقصر مرگ او نشان می‌دهد. در انتها با دستگیری اپال، هالی تبرئه می‌شود اما او بدون فرمانه روت شغلش را در پلیس زیرزمین رها می‌کند و همراه با مالچ دیگامز کارگاه خصوصی می‌شود.

 

جلد پنچم:

 

آرتمیس فاول و مهاجران گمشده دربارهٔ بازگرداندن دیوها - نژاد دیگری از قوم خاص - و جزیره‌شان هایبراس از برزخ با کمک دیو جادوگری به نام شماره یک است. دیوها در زمان گذشته تصمیم می‌گیرند تا با ارتشی از جنگ جوها و جادوگرانشان به انسان‌ها حمله کنند و قوم بشریت را نابود کرده تا بتوانند باری دیگر بجای زیرزمین زندگی کردن، آزادانه روی زمین زندگی کنند؛ اما جادوگران آنها وردی را اشتباه خوانده و از زمین و زمان به برزخ کشیده می‌شوند، جایی که زمان بی معنی است.

 

در این کتاب ارتمیس را به تصویر میکشد که پس از سال ها پیروزی و اعتماد بنفس کاذب یا به جا،بالاخره یک رقیب هم سطح خودش و یا حتی بالا تر از خودش پیدا کرده است .دختری نوجوان از وجود جن و پری ها باخبر میشود و یک دیو را به دام می اندازد.اما مبارزه به این دو رقیب محدود نمیشود.طلسمی باستانی،تنها چیزی که بشر را از شر حمله ی دیو ها در امان نگه داشته است در حال باطل شدن است..

 

 

جلد ششم:

 

در این کتاب که کتاب ششم از این مجموعه‌است، مادر آرتمیس، آنجلین فاول، به بیماری نادری به نام طلسم تراپی دچار می‌شود و درمان آن در مایع مغزی لمور سفید ماداگاسکاری پیدا می‌شود که ظاهراً آرتمیس در ۱۰ سالگی آخرین نمونه از نسل آن جانور را به طورغیرمستقیم می‌کشد. دیو جادوگر، شماره یک، هالی و آرتمیس را در زمان به عقب می‌برد و آرتمیس ۱۴ ساله باید با خود ۱۰ ساله اش روبرو شود، به نحوی خودش را از فروش لمور کوچک به دیمون کرونسکی رئیس انجمن طرفداران انقراض منع کند و با اپال کوبویی زمان قبل دست و پنجه نرم کند.

 

 

جلد هقتم:

 

 

در هفتمین کتاب، آرتمیس به دلیل احساس گناه و عذاب وجدان‌هایش از کارهای خلافی که در گذشته انجام داده‌است، دچار بیماری روانی از اجنه می‌شود که تشابه زیادی به بیماری‌های وسواس، چند شخصیتی و پارانویای انسان‌ها دارد. شخصیت دوم این نابغه ۱۵ ساله که اوریون (Orion) نام دارد و زیاد هم به نابغه‌ها نبرده، ظاهر می‌شود.. در همین جریان، ترنبال روت برادر کوچکتر و خلافکار فرمانده جولیوس روت که زندانی است، تلاش می‌کند تا آزاد شود و به همسر انسانش که برخلاف اجنه که صدها سال عمر می‌کنند، پیر شده‌است جوانی ابدی بدهد و آرتمیس و اریون (شخصیت دوم آرتمیس) هم در این شرایط باید مانع به حقیقت رسیدن نقشه ترنبال شوند که باعث نابودی بسیاری از جن و پری‌ها می‌شود.

 

 

 

جلد هشتم :

 

آرتمیس فاول آخرین نگهبان این کتاب که در حال حاضر آخرین کتاب است، ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۲ برابر با ۲۰ تیر ۱۳۹۱ در آمریکا و در آگوست در بریتانیا به چاپ رسید.در این کتاب اپال کوبویی با قربانی کردن خود جوان ترش باعث انفجار تمام چیز هایی که اپال جوان در ساخت آن ها نقشی داشته است -که شامل نصف فناوری اجنه و همچنین مقدار زیادی از فناوری آدم ها-می شود.و به این گونه با استفاده از ضعف پلیس زیر زمین از زندان فرار می کند و جادوی سیاه را در وجودش جاری می کند.او با استفاده از همین جادوی سیاه دروازه ی «برسرکر» ها رو که در عمارت فاول وجود دارد باز میکند.برسرکر ها هم از زیر زمین بیرون می آیند و کالبد هر موجود زنده ای را که در آن اطراف بوده-از جمله ژولیت و برادر های آرتمیس-تسخیر میکنند. آرتمیس، هالی، مالچ و باتلر تنها یک شب فرصت دارند تا مانع گسترش این اتفاق و تسخیر بقیه انسان‌ها و بالاخره نابودی کل بشر شوند.

 

شخصیت های اصلی داستان:

 

آرتمیس فاول دوم

 

نابغهٔ ایرلندی و تبهکار عقل کل در کتاب اول تنها ۱۲ سال دارد. آرتمیس فاول برای تأمین آیندهٔ مالی خانواده اش که در واقع امپراطوری ای از قرن‌ها تبهکاری و جنایت است دست به کارهای خلاف می‌زند. در ابتدا او پسری خشک برخورد و بدگمان حتیٰ نسبت به نزدیکترین دوستش یعنی باتلر است. در طول داستان و اتفاق‌هایی که رخ می‌دهد، رفتارش به سمت هر چه بهتر تغییر جهت می‌دهد و او کم کم درمورد کارهای گذشته اش احساس پشیمانی و عذاب وجدان می‌ گیرد و برخلاف گذشته شروع به دوست داشتن خانواده اش می‌کند. به خاطر تغییر رفتارش و تأثیرهایی که هالی و خانواده اش رویش گذاشتند، او از کارهای خلاف رو به دزدی تنها از انسان‌های خلافکار می‌کند و یافته‌هایش را با مردم درستکار تقسیم می‌کند (در کتاب چهارم، آرتمیس خودش را به رابین هود نسل جدید تشبیه می‌کند). در جلد اول، آرتمیس، سروان هالی شورت را برای به چنگ آوردن مقدار عظیمی طلا گروگان می‌گیرد. بعدها او و اجنه صلح می‌کنند و با اتحاد عجیبی به نجات دادن قوم جن و پری و انسان ها می‌پردازند.

 

هالی شورت

 

هالی، اِلف شجاع و قاطع و اولین و تنها سروان درجه دار زن در نیروی ویژه پلیس زیرزمین است. او با یک متر قد (۹۹ سانتی متر که بر طبق کتاب برای اجنه معمول است)، موهای خرمایی و کوتاه، چشمانی عسلی، پوستی نسبتاً تیره و هیکلی قوی و لاغر مانند ژیمناست‌ها، زیبایی ای دارد که همان طور که آرتمیس در کتاب دوم می‌گوید زیبایی خطرناک شبیه زیبایی عنکبوت‌های سیاه مخملی است. هالی بعدها یک چشمش با یک چشم آبی آرتمیس در جریان زمان عوض می‌شود. با این که در ابتدا، آرتمیس و باتلر او را گروگان می گیرند، او در نبردی با یک ترول، باتلر را بدون هیچ خشم و کینه و با محبت شفا می‌دهد و او را از مرگ حتمی بخاطر زخم‌های وخیم نجات می‌دهد. همین باعث می‌شود که آرتمیس و باتلر در مورد قوم اجنه تجدید نظر کنند. از آن به بعد، او به همراه آن دو به نجات دنیای انسانها و اجنه مشغول شد. رابطه او و آرتمیس از ابتدای داستان از خشم و دشمنی فراوان به احترام زورکی و سپس به دوستی و کمی هم عشق به آرامی تغییر کرد.

 

داماوویی باتلر

 

باتلر، از خدمهٔ فاول‌ها، محافظ شخصی آرتمیس و نزدیکترین دوست او بوده‌است. دانش بی اندازه اش دربارهٔ سلاح‌ها و ابزار جنگی و همچنین هنرهای رزمی او را تبدیل به اولین انسانی کرد که توانسته با یک ترول تن به تن بجنگد و پیروز شود. او آرتمیس را از این سر دنیا تا آن سرش برای ماجراجویی‌هایش دنبال کرد و از ابزار و اسامی تقلبی زیادی برای ارضای اهداف آرتمیس استفاده کرد.

 

فُلی

 

فُلی یک سنتور نابغه، مشاور تکنینکی پلیس زیرزمین، مخترع وسایل گوناگون و همچنین ارائه دهندهٔ راهکارهایی برای جلوگیری از خبردار شدن انسانها از قومشان است. او وسایلی همچون بالها و شاتل‌ها و لباسها و سایر چیزهای مورد نیاز افسرهای پلیس زیرزمین را می‌سازد. خورهٔ کامپیوتر و هکر ماهری است و در کتاب آمده که اگر فلی نبود انسان ها مدت ها پیش مخفی گاه قوم خاص را در زیر زمین کشف کرده بودند. همچنین،او با کسی جز سروان هالی شورت خوشرفتاری ندارد.

 

اُپال کوبویی

 

پیکسی روانی و خود شیفته ای است که رویای تصاحب دنیا و نابودی دشمنان سرسختش یعنی پلیس زیرزمین و آرتمیس فاول را ذهن خود می پروراند. او نیز نابغهٔ دیگری است که آزمایشگاه و تولیدات کوبویی را برای رقابت با پدرش ساخت. در بیشتر داستانهای آرتمیس فاول آمده‌است و نقش اصلی منفی را در شورش گابلین‌ها و برای تصاحب دنیا و روبرو کردن انسانها و اجنه و نیز در اختیار گرفتن زمان بازی کرده‌است. او در کتاب چهارم، فرمانده جولیوس روت را به قتل می رساند و هالی را به عنوان مقصر نشان می‌دهد. از فلی، عاشق و خورهٔ رایانه و تکنولوژی، متنفر است زیرا در مسابقه‌ای در دانشگاهشان، فلی پیروز شد.

 

 

.اخبار کتاب صوتی و فیلم ها:

 

 

سه کتاب نخست به صورت مصورمنتشر شده اند.کتاب های صوتی این مجموعه نیز برای انتشارات های متفاوت خوانده شده است.

 

کار ها برای ساختن یک فیلم از آرتمیس فاول دو(ماجرای شمال) با هاروی وینستین، (سازنده سری ارباب حلقه ها)، رابرت دنیرو و جین روزنتال به عنوان سازنده در حال انجام است. در سال 2001، فیلم میراماکس به عنوان خریدار حقوق فیلم با لارنس گوترمن به عنوان کارگردان نامگذاری شدند. سپس، در سال 2003، کالفرگفت که فیلنامه حاضر شده بود اما مشکلات زیادی داشت و بهتر بود آن را مدتی نگه داشته و منتشر نکنند.بین سال های 2003 و 2011،میگفتند فیلم در حال توسعه است، تا زمانی که جیم شریدان ابراز علاقه به کارگردانی کرد. در30 جولای سال 2013، خبری منتشر شد که یک قرارداد با دیزنی بسته شده است. (با توجه به کتابهای هایپریون خودشان، ناشران آرتمیس فاول این را یک انتخاب منطقی میدانند.).هیچ تاریخ یا بازیگری اعلام نشده است.، فیلمنامه در حال حاضر توسط مایکل گلدنبرگ (شناخته شده برای فیلمنامه "هری پاتر و محفل ققنوس") وکاور فیلم هم تلفیقی از دو کتاب اول خواهد بود.با توجه به اینکه  از مجموعه کتاب بیشتر از 21 میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته شده اگربازیگری و کارگردانی  به درستی انجام شود شود، آن می تواند براحتی یکی از  فیلم های پرفروش شود. و در حال حاضر به نظر می رسد بهترین زمان برای این فیلم آن است که شروع به توسعه کند و  به احتمال زیاد این دنیای پری گونه و سحر و جادو به همان شگفت انگیزی که در کتاب توصیف شده بود در فیلم ها دیده خواهد شد.

 

کالفر خود گفته‌است که این مجموعه در رابطه با بزرگ شدن پسری نابغه‌است. طمع، اعتماد و تفاوت میان خوب و بد، عالی و شیطانی نیز در در سایه روشن این کتاب‌ها قرار دارند.

 

نویسنده کتاب:

 

اُاین کالفر:نویسنده و کمدین ایرلندی است

 

اون کالفردر سال 1965, در شهر وکسفرد, واقع در شمال شرقی ایرلند متولد شد و همراه با چهار برادرش دوران کودکی خود را در آنجا سپری کرد.پدرش هنرمند و تاریخ دان بود و به تدریس در مدارس ابتدیی می پرداخت. مادرش معلم درام بود.

 

اولین بار که ا ُون به نوشتن داستان علاقه مند شد در مدرسه ی ابتدیی بود, که با الهام گرفتن از درس تاریخ داستان های هیجان انگیزی درباره ی وایکینگ ها نوشت.

 

او تا پیش از آن که نویسنده‌ای حرفه‌ای شود، سال‌ها در عربستان سعودی، تونس، ایتالیا و ایرلند معلم بود.

 

اولین کتاب او بنی و امر بود که در سال 1998 بر اساس تجربیاتش در تونس نوشته شد و به چندین زبان ترجمه شد. کتاب بعدیش بنی و بیبه بود که در سال 1999 چاپ شد. او برای کودکان هم کتاب ها ی زیادی نوشته.

 

بزرگترین موفقیت او در سال 2001 با چاپ کتاب آرتمیس فاول بود که یکی از پرفروش ترین کتاب های سال شد. با چاپ این کتاب ا ُون از کار معلمی استعفا داد و به طور تمام وقت به نوشتن مشغول شد.تا کنون 8 جلد از کتاب ها ی آرتمیس فاول چاپ شده و به بسیاری از زبان ها ترجمه شده است.

 

ا ُون کالفر می گوید: من به نوشتن ادامه خواهم داد تا زمانی که یا مردم دیگر نخوانند یا من هیچ ایده ای نداشته باشم. امیدوارم هیچ کدام از این ها به این زودی اتفاق نیفتد.

 

 

مترجم کتاب:

 

.

 

«موقع به دنیا آمدن هم كتاب دستم بود !»

 

 

به نقل از وبسایت نشر افق ، نشریه آفتاب و مهتاب - پنجشنبه 6 اسفندماه 1388 :

 

« شیدا رنجبر هستم ، مترجم ادبیات کودک و نوجوان. در اهواز به دنیا آمدم و تا هفده سالگی آن جا بودم. بازی‌های دوران کودکیم بیشتر دسته جمعی بودند ؛ قایم باشک ، طناب بازی و هفت سنگ خیلی بازی می‌کردم . توی طناب بازی و یک قل دو قل هم حرفه‌ای بودم. »

 

 

این‌ها خاطرات كودكی یكی از كسانی است كه برای شما كتاب‌هایی را ترجمه كرده است. البته از آن كتاب‌هایی كه مشتری‌‌های پر و پا قرص خودش را دارد و هنوز جلد بعدی را نویسنده تمام نكرده از مترجم سراغ ترجمه‌اش را می‌گیرند. منظورم مجموعه « آرتمیس فاول » است. یكی از مجموعه‌هایی كه رنجبر ترجمه كرده است. برای آشنایی بیشتر با این مترجم این هفته به سراغ او رفته‌ایم ...

 

 

ادامه این مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید ...

 

* چطور شد كه به سراغ ترجمه كتاب برای بچه‌ها آمدید؟

 

 

- چه سؤال سختی، چون واقعاً یادم نمی‌آید چی شد که تصمیم گرفتم ترجمه کنم. فقط یادم هست که یک کتاب ترجمه شده دستم بود و توی این فکر بودم که باهاش چه کار کنم .

 

 

* از نویسنده مورد علاقه‌تان بگویید یا كتابی كه بارها از خواندن آن لذت برده‌اید...

 

 

- نویسنده مورد علاقه‌ام ؟ خدایا، من همه را دوست دارم. همه‌ی نویسنده‌ها را ، از کودک و نوجوان گرفته تا بزرگسال. یک جورهایی می‌توانم بگویم به نظرم انسان‌های باشکوهی هستند.

 

 

* برای انتخاب و ترجمه كتاب به چه چیزهایی بیشتر توجه می‌كنید. اصلاً چطور این كتاب را انتخاب می‌كنید؟

 

 

- وقتی می‌خواهم یک کتاب را ترجمه کنم، می‌خوانمش ! ولی این خواندن با خواندن کتابی که همین طوری برای دل خودم می‌خوانم فرق می‌کند.

 

وقتی کتاب‌های ترجمه‌ای را می‌خوانم خودم را در حد گروه سنی همان کتاب پائین می‌آورم. کتاب را از دید یک بچه نگاه می‌کنم.در آن شرایط، اگر از کتاب خوشم آمد ، می‌فهمم برای ترجمه خوب است.تقریباً می‌توانم بگویم آن بچه کتاب را انتخاب می‌کند، نه من.

 

 

* از ویژگی‌های خودتان بگویید یا یكی از آن‌ها كه از همه برجسته‌تر است.

 

 

- مرتب و منظم هستم. نه خیلی خیلی زیاد، ولی نظم و ترتیب برایم مهم است.

 

 

* از بازی‌های دوره نوجوانی‌تان بگویید. آن موقع هم اهل كتاب و كتاب خواندن بودید؟

 

 

- در دوران نوجوانی ، بازی‌های دسته جمعی هنوز سر جای خودشان بودند، البته نوع‌شان تغییر کرده بود، در واقع ورزش می‌کردم. در مورد کتاب هم، فکر کنم من وقتی به دنیا آمدم، کتاب دستم بود!!

 

 

* دوران نوجوانی‌تان چه رنگی بود؟

 

 

- نوجوانی‌ام یک سیاه مخملی قشنگ است ، مثل سیاهی ته آسمان شب.

 

 

* اگر می‌توانستید به گذشته برگردید و شغلی انتخاب كنید به سراغ چه كاری می‌رفتید؟

 

 

- قطعاً نویسنده می‌شدم. بعد هم خودم کتابهایم را ترجمه می‌کردم.

 

 

در پایان خانم رنجبر درباره این گفتگو و سؤالات گفته:

 

 

- راستش، به نظرم آمد که جواب دادن به این سؤال‌ها چه کار جالبی بود، احتمالاً نگهش می‌دارم و انشاءالله اگر ده سال دیگر زنده بودم دوباره به سؤال‌هایش پاسخ می‌دهم و با جواب‌های حالا مقایسه می‌کنم. به شما هم توصیه می‌کنم این کار را امتحان کنید !

 

 

 

 

این کار ماهنامه همین سایت بود که خیلی خوب بود گفتم داخل تاپیک مربوطه کپی کنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×