رفتن به مطلب
The Boy Who lived

سوتی های هری پاتری

پست های پیشنهاد شده

سلام به شما دوستداران هری پاتر

اول از همه بگم که فکر بد نکنید منم مثل شما طرفدار هری پاترم خیلی زیاد . . . !!!

ولی ی سری چیزا هست ک نمیشه ازشون صرفه نظر کرد

ی سری سوتی های کوچیک و بزرگ ( بازم میگم منم مثل شما طرفدار هری پاترم ) :D

من اومدم اینجا هر وقت وقت کردم بعضی از این سوتی هارو بیان میکنم و شما نابغه ها به من جواب میدید

شما باید به من اثبات کنید که چیزی ک من ادعا میکنم سوتی نیست و در واقع من اشتبا متوجه شدم ! :D:D

که فکر نکنم همچین چیزی پیش بیاد چون همیشه من پیروز میدانم B-)B-)

ببینم میتونید منو بزنید زمین یا نه ( فکر نکنم بتونید ) B-)B-)

سوتی شماره یک :

اگه هر شخصی بعد از اینکه مرگ یکیو جلوی چشمش ببینه میتونه تسترال هارو ببینه پس چرا هری از اول نمیتونست تسترال هارو ببینه ؟

چرا هری ک مرگ مادرش رو دیده بود نمیتونست تسترال هارو از سال سوم ببینه ؟ ( چون سال اول با قایق رفتن و سال دوم با ماشین )

چرا بعداز اینکه مرگ سدریک رو دید قادر شد تسترال هارو ببینه ؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
چون سال دوم اصلا با قطار نیومدن و سال سوم تحت تاثیر دیوانه ساز بوده و هر چی دیده فکر میکرده توهم زده و سال چهارم اصلا یادم نیس چطوری رفتن مدرسه چون پاتر انواع و اقسام راه های عجیب رو برای رفتن به هاگ تست کرده بود دی:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با اجازتون سال چهارم هم با قطار رفتن پس سوار کالسکه شدن

و در مورد سال سوم تو کتاب نوشته کاسکه ها خودشون خودشون رو میکشوندن به نظر میرسه جی کی رولینگ کلا یادش رفته بوده که هری مرگ مادرش رو هم دیده

;):D

ممنون تلاشتون قابل تحسین بود ولی هنوز هم من مرد میدانم ! :)

B-)B-):D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شاید اصلا ایده همچین چیزی رو کتاب پنجم تازه کشف کرده باشه

من تقریبا احتمال اینو صفر میدونم. رولینگ همه چیزا رو از قبل بشون فکر کرده. همه چیز....

و من مطمئنم که همه چیزو حساب شده نوشته و چیزی رو همینجوری کشکی یهو نیورده وسط داستان.100 درصد مطمئنم.

+راستی دلیلی اینکه من نمیام اینجا سوتی گیری اینه که من خودم سوتیا رو میشینم از تو فیلم و کتاب میگیرم و هیچ دلیلی ندارم که بیام اینجا تو رو قانع کنم ک اشتباه میکنی چون کاملا باهات موافقم... :D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چون اولا هری مرگ پدرش رو ندید

وقتی هم که ولدمورت به مادرش طلسم مرگ زد هری توی تخت کودکیش خوابیده بود و بنابراین مردنش رو ندید و فقط جنازه اش رو دید ;;)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در واقع ما جایی ادعا نکردیم که هری مرگ پدرش رو دیده این یک !

دو هم اینکه تا اونجایی که من یادمه لیلی هری رو میبره طبقه ی بالا و چیز میز میذاره جلوی در تا ولدی نتونه بیاد تو

سه هم اینکه اگه هری مرگ مادرش رو ندیده بود

پس چطور بدترین خاطرش با صدای جیغ وداد مادرش همراه بود ؟

و چطور اون لحظات در خیلی جاها یادش میومدن ؟

نکنه اون لحظه هایی که مادرش به ولدی میگفته نه تورو خدا به هری کاری نداشته باش هری رو نه

نکنه اون موقع خواب بوده هری ؟

:دی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب ما اومدیم یه کم شفاف سازی کنیم :D

اول اینکه هری مستقیما مرگ مادرش رو ندید.تنها چیزی که اون به خاطر داره نور سبز و صدای جیغ مادرشه.

(در اینجا ما داریم به کتاب استناد می کنیم و فیلم و سوتی هاش جداست)

بعد هم اینکه برای دیدن تسترالها لازمه باور مرگ یک شخص نهادینه شده باشه در کسی که مشاهده ش می کنه.

پس وقتی مادر هری می میره اون چیزی رو به خاطر نمیاره که بخواد بپذیرتش.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اولا اینکه با مورد دوت موافق نیستم کجای کتاب نوشته باید مرگشون رو باور کنی ؟ فقط گفته کافیه مرگشون رو دیده باشی ه اینکه درکش کنی و اینجور چیزا چون نویل هم میتونست تسترال هارو ببینه و بخاطر این بود که مرگ یکی از عزیزانش رو در کودکی دیده بود . پس لازم نیست درکش کنی دیدنش کافیه !

در مورد مورد یک باید بگم در خیلی جاهای کتاب هری رو جوری تصور کرده که مادرش جلوی تختش وایساده ی نگا به پست قبلی بندازی میبینی جواب رو ;):D

دوستان موافق باشید برم سراغ سوتی بعدی چون انگار هیچکی مردش نبود از ما اشکال بگیره !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درسته تو کتاب اشاره ای به این مورد نشده این پاسخیه که خانم رولینگ به این سوال داده.

نویل مرگ پدربزرگش رو دیده بود درست ولی مثل هری یک ساله نبود که نخواد چیزی رو به خاطر بیاره.

وقتی می گی بدترین خاطره ش همینه و اون لحظات به خاطرش اومدند خب پاسخ اینه که گفتم فقط نور سبز رنگ و صدای جیغ مادرشه که تو ذهنش حک شده.

این اشتباه فیلمه که داستان رو جوری به تصویر می کشه (به خصوص در قسمت آخر) که انگار هری کامل داره مرگ مادرش رو می بینه.

حتی اگه اینطور هم باشه بازم یک بچه ی یک ساله بعدها نمی تونه تمام این چیزها رو به خاطر بیاره که بخواد به درک درستی از مرگ عزیزش برسه.

برو سراغ سوتی بعدی جواب داده شد. ;)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سوتی شماره یک :

اگه هر شخصی بعد از اینکه مرگ یکیو جلوی چشمش ببینه میتونه تسترال هارو ببینه پس چرا هری از اول نمیتونست تسترال هارو ببینه ؟

چرا هری ک مرگ مادرش رو دیده بود نمیتونست تسترال هارو از سال سوم ببینه ؟ ( چون سال اول با قایق رفتن و سال دوم با ماشین )

چرا بعداز اینکه مرگ سدریک رو دید قادر شد تسترال هارو ببینه ؟

سلام!

در واقع هری مرگ مادرش رو ندیده بود! اگه یادتون باشه و اون قسمت های از فیلم که لرد سیاه مادر هری رو می کشت هری اصن تو پوزیشن و حتی سنی نبود که بخواد مرگ مادرش رو ببینه! حتی اگر هم میدید باید جوری می بود که اون مرگ یادش می موند!

سال اولی ها هم همه با قایق میرن

هری سال دوم با ماشین خانواده ویزلی

سال سوم با پودر

سال چهارم که چیز خاصی رو بیان نکردن

و سال پنچم بود که تسترال ها وارد ماجرا شدن

خوب

چون خانوم رولینگ به فکرش رسیده بود باید هری و دوستانش به یه روشی برن به وزارتخانه برای همین از تسترال ها در ابتدای داستان پنج استفاده کرد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در واقع ما جایی ادعا نکردیم که هری مرگ پدرش رو دیده این یک !
دو هم اینکه تا اونجایی که من یادمه لیلی هری رو میبره طبقه ی بالا و چیز میز میذاره جلوی در تا ولدی نتونه بیاد تو
سه هم اینکه اگه هری مرگ مادرش رو ندیده بود
پس چطور بدترین خاطرش با صدای جیغ وداد مادرش همراه بود ؟
و چطور اون لحظات در خیلی جاها یادش میومدن ؟
نکنه اون لحظه هایی که مادرش به ولدی میگفته نه تورو خدا به هری کاری نداشته باش هری رو نه
نکنه اون موقع خواب بوده هری ؟
:دی


کلی گفتم

خب دومی چه ربطی داره اساسا؟ :D

خب ببخشید...ولی شنیده...جیغ و داد مادرش رو شنیده...جیغ و داد دیدنیه؟ :D

چه چیز هایی مثلا؟

نه هری خواب نبوده..ولی اگه یادت باشه لی لی هری رو می ذاره توی تختش...و وقتی لی لی می میره هری از جاش بلند می شه!!! و اون موقع جنازه مادرش رو می بینه که خب اونم جنازه بوده...مرگ جلوی چشماش که نبوده!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خدمت شما پس چطور نویل مرگ عزیزانش در کودکی یادش مونده بود ؟ ها ؟

یا حتی لونا که وقتی کوچیک بود مادرش طی یه سری آزمایش ها که غلط از آب در اومدن مرد !

این یک

دو اینکه ما در مورد فیلم حرف نمی زنیم در اون صورت تاپیک میرفت تو قسمت فیلم ها نه کتاب ها

تو خیلی جاهای کتاب به صراحت بیان کرده که مادر هری جلوی چشم خودش مرد

من دوباره هم انگار باید بگم

شما هیچ کدوم یادتون نمیاد اون صحنه رو که ولدی به مادر هری میگه از سر راهم برو کنار ولی مادرش بش میگه نه نه هری رو نه با هر کاری نداشته باش

که ولدی نمیخواسته لی لی رو بکشه چون اسنیپ ازش خواهش کرده بوده که اینکارو نکنه یادتون نمیاد ؟

که بش گفت از سر راهم برو کنار ؟

که اخر سر مجبور میشه کار لی لی رو یه سره کنه بله

بعد شما در گفته هاتون یه اشکال بود سال سوم هری با پودر پرواز به هاگوارتز نرفت به کوچه ی دیاگون رفت که سر زده رفت تو مغازه ی بورگین

سال سوم با قطار رفتن به هاگوارتز که دیوانه ساز ها رو هم دیدن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در واقع ما جایی ادعا نکردیم که هری مرگ پدرش رو دیده این یک !

دو هم اینکه تا اونجایی که من یادمه لیلی هری رو میبره طبقه ی بالا و چیز میز میذاره جلوی در تا ولدی نتونه بیاد تو

سه هم اینکه اگه هری مرگ مادرش رو ندیده بود

پس چطور بدترین خاطرش با صدای جیغ وداد مادرش همراه بود ؟

و چطور اون لحظات در خیلی جاها یادش میومدن ؟

نکنه اون لحظه هایی که مادرش به ولدی میگفته نه تورو خدا به هری کاری نداشته باش هری رو نه

نکنه اون موقع خواب بوده هری ؟

:دی

کلی گفتم

خب دومی چه ربطی داره اساسا؟ :D

خب ببخشید...ولی شنیده...جیغ و داد مادرش رو شنیده...جیغ و داد دیدنیه؟ :D

چه چیز هایی مثلا؟

نه هری خواب نبوده..ولی اگه یادت باشه لی لی هری رو می ذاره توی تختش...و وقتی لی لی می میره هری از جاش بلند می شه!!! و اون موقع جنازه مادرش رو می بینه که خب اونم جنازه بوده...مرگ جلوی چشماش که نبوده!

خیر اگه یادتون باشه لی لی شروع میکنه وسیله میذاره جلوی در که ولدی نیاد تو پس هری لی لی ر دیده بعدش نور سبز رو هم دیده ینی همه چیزارو دیده هر تو تختش درزا هم میکشید میتونست مرگ مادرش رو ببینه چه برسهبه این که به ایسته

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در واقع ما جایی ادعا نکردیم که هری مرگ پدرش رو دیده این یک !

دو هم اینکه تا اونجایی که من یادمه لیلی هری رو میبره طبقه ی بالا و چیز میز میذاره جلوی در تا ولدی نتونه بیاد تو

سه هم اینکه اگه هری مرگ مادرش رو ندیده بود

پس چطور بدترین خاطرش با صدای جیغ وداد مادرش همراه بود ؟

و چطور اون لحظات در خیلی جاها یادش میومدن ؟

نکنه اون لحظه هایی که مادرش به ولدی میگفته نه تورو خدا به هری کاری نداشته باش هری رو نه

نکنه اون موقع خواب بوده هری ؟

:دی

کلی گفتم

خب دومی چه ربطی داره اساسا؟ :D

خب ببخشید...ولی شنیده...جیغ و داد مادرش رو شنیده...جیغ و داد دیدنیه؟ :D

چه چیز هایی مثلا؟

نه هری خواب نبوده..ولی اگه یادت باشه لی لی هری رو می ذاره توی تختش...و وقتی لی لی می میره هری از جاش بلند می شه!!! و اون موقع جنازه مادرش رو می بینه که خب اونم جنازه بوده...مرگ جلوی چشماش که نبوده!

خیر اگه یادتون باشه لی لی شروع میکنه وسیله میذاره جلوی در که ولدی نیاد تو پس هری لی لی ر دیده بعدش نور سبز رو هم دیده ینی همه چیزارو دیده هر تو تختش درزا هم میکشید میتونست مرگ مادرش رو ببینه چه برسهبه این که به ایسته

نکنه داری به کتاب آخر اشاره می کنی؟

اگه جوابت مثبته باید بگم که اون از نگاه ولدمورت بوده!!! نه هری!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب ؟

اگه از نگا ولدمورت باشه

پس هری کاملا بیدار بوده و داشته اونارو تماشا میکرده !

ا...منظورت چیه؟

کتاب آخر؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

علیرضا الآن شدیییید دلم می خواد خفه ت کنم :D

لونا 9 ساله بود که مادرش مرد.تو خاطرات 9 سالگی تو ذهنت نمی مونه؟؟

بعدم اینکه نحوه ی مرگ لیلی و التماساش چه ربطی داره به هری.کتاب از زبون هری نیست که.

زاویه ی دید دانای کله برای همین تمام این جزئیات توضیح داده شده.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو کتاب هیچ اشاره ای نشده که باید مفهوم مرگ رو درک کنن مروارید !

گفتم که این پاسخ خود خانم رولینگه.می گی نه یه سرچ کن.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیر من قانع نشدم

مروارید خانم رولینگ می تونه بعد از اینکه تمام چیزهارو نوشت بیاد برای سوتی ها دلیل قانع کننده بیاره

ولی تو کتاب هیچ دلیل قانع کننده ای نیست و این سوتی محسوب میشه حالا رولینگ هرچی بخواد گفته باشه بعد از نوشتن داستان!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حالا انگار چه بحث مهمی هس :|:D

بشین درست رو بخون بچه به جای اینکه سوتی بگیری ... :|

خب مروارید گفت هری مرگ مادرش رو ندید ...!

هری توی گهواره اش بوده فک کنم :-? در هر حال برو سر یک سوتی دیگه :-L:D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×