رفتن به مطلب

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود     

  1. هفته گذشته
  2. choobiner

    تیغ اره خاص

    ابزار تیغ اره در قالب اره هایی با شکل دندانه های متفاوت جهت کاربردهای مختلف تولید می شود؛ بطور مثال دندانه کونیک و صاف (TRF) جهت برش انواع نئوپان و MDF و با شکل دندانه های چپ و راست (WS) برای برش انواع پانل چوبی به کار می رود. شرکت های لایکو و لایتز با در دست داشتن علوم پیشرفته در این زمینه تنوعی از اره ها با دسته بندی اره برش در ماشین آلات دور کن و پانل بر، انواع اره شیار زن و خط زن های دور کن و پانل بر گام بزرگی در ایجاد کیفیت برش مطلوب، طول عمر بالا و کاهش صدای اره برداشته است. این دسته از تیغ اره ها شامل تیغ اره mdf بر، تیغ اره چوب بر، تیغ اره گرد بر، تیغ اره الماسه، تیغ اره برش mdf و تیغ اره ام دی اف بر می باشند.
  3. جدیدا
  4. هر چی میدوم خط پایانی نمیبینم نکنه هیچ پایان خوشی نباشه؟بهترین کار لذت بردن از مسیره

     

  5. avA

    حماسی ترین

    حماسی ترین صحنه که بدون شک جنگ بزرگ هاگوارتزه اما بعد از اون من کتاب جام آتش رو انتخاب میکنم. وقتی هری و سدریک به اون قبرستون میرن و ولدمورت دوباره زنده میشه و ورود مرگ خواران و مرگ سدریک و اصن لعنتی حماسی تر از این دیگه؟
  6. avA

    بهترین فصل

    *و وی پس از سه سال به تاپیک خاک خورده خویش باز میگردد* خب به نظر من فصل اول و فصل هفتم بدترین فصل ها بودن فصل اول که یجورایی بیشتر شبیه مقدمه بود. کاراکتر ها خام بودن و سریال این خامی رو با صحنه های بیخودی سعی کرده بود جبران کنه. خیلی ها هم بعد از دیدن چند قسمت از فصل یک کلا بیخیال سریال میشن از فصل دو تا شیش سریال به طور حیرت آوری روند رو به رشد داشت و هر قسمت از قسمت قبل بهتر میشد. و درکل میتونم بگم من فصل 6 رو از همه فصل ها بیشتر دوس داشتم مخصوصا قسمت 9، نبرد حرامزاده ها که بهترین قسمت سریال بود و با روح و روان آدم بازی بازی میکرد اما فصل هفت دوباره افت شدیدی داشت. انگار میخواستن زود فقط همه چیو جم کنن تا برسن به چیزی که مد نظرشون بود. در صورتی که فصل های پیش تک تک ثانیه ها برای خودشون ارزش داشتن و ازین بی مزه بازیا خبری نبود -_- و یکی از بدترین خصوصیات این فصل هم دیالوگ های تکراری جان اسنو بود که هی میرف به همه میگف فلان شده بهمان شده ( و ما از اسپویل کنندگان نیستیم) کسی حرفشو باور نمیکرد البته حتی همون فصل 1 و 7 هم شاهکار بودن این سریال کلا شاهکاره به نسبت خودش عرض میکنم همین دیگه
  7. مارال

    مشاعره با یک حرف مشخص

    ای دل غمدیده،حالت به شود، دل بد مکن وین سر شوریده،باز اید به سامان،غم مخور حافظ «همشهری خودمونه»
  8. اولین بازیگر نقش شرلوک هلمز یک آمریکایی بود شرلوک هلمز نخستین بار در سال 1899 در یک نمایش بر روی صحنه رفت که اتفاقاً نمایش‌نامه آن را خود دویل نوشته بود. ویلیام ژیلت، بازیگر آمریکایی نقش شرلوک هلمز را در این تئاتر بازی کرد. این نمایش با استقبال زیادی در آمریکا و انگلستان روبرو شد. بین سال‌های 1899 تا 1932 این نمایش بیش از هزار بار بر روی صحنه رفت. مبارزه هلمز با آلمان نازی در دوران جنگ جهانی دوم روی پرده رفت اولین فیلم ساخته شده در سال 1916 بر اساس کتاب دویل را دوباره ژیلت بازی کرد. نکته جالب توجه این فیلم موزیکال بودن آن بین دو بازیگر بود انگلیسی به نام‌های راتبون و بروس بود که بین سال‌های 1939 تا 1946 چهارده فیلم شرلوک هلمز را بازی کردند. در طول جنگ جهانی دوم هلمز به مبارزه با نازی‌ها می‌رود. کتاب مصور هلمز در آمریکا طرفدار بیشتری داشت اولین کتاب مصور منتشر شده از روی داستان‌های شرلوک هلمز در سال 1893 منتشر شد که در آمریکا طرفدار بیشتری از فیلم‌های صامت آن داشت. تولید کارخانه‌ها با داستان شرلوک هلمز رونق گرفت در سال‌های 1890 میلادی یک شرکت آمریکایی تولیدکننده دارو به نام «بیچام» تبلیغی با نام شرلوک هلمز تهیه کرد که کارآگاه انگلیسی از محصولات این شرکت استفاده می‌کند. کارخانه‌های دخانیان نیز ادعا می‌کردند که هلمز در پیپ خود از توتون‌های آنها استفاده می‌کند. اولین بازیگر تلویزیونی شرلوک هلمز از او نفرت داشت پس از جنگ جهانی دوم و رشد تکنولوژی، اولین نمایش تلویزیونی شرلوک هلمز در سال 1951 در انگلستان پخش شد. آلن ویتلی، بازیگر نقش شرلوک هلمز در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفته بود از شرلوک هلمز متنفر است، چون او یک انسان خودخواه و خودپسند است. یک شبکه خبری از روی کتاب فیلم ساخت استقبال مخاطبان انگلیسی از داستان‌های شرلوک هلمز باعث شد شبکه خبری بی‌بی‌سی اولین مجموعه تلویزیونی از شرلوک هلمز را در سال‌های دهه 60 میلادی بسازد. در این مجموعه پیتر کوشینگ به جای نقش شرلوک هلمز بازی می‌کند. بسیاری از مردم تصاویر شرلوک‌های قدیمی را فراموش کردند تصویری که از شخصیت شرلوک هلمز در اذهان مردم عامی نقش بسته است چهره «جرمی برت» تا قبل از دهه 90 میلادی است و بعد از آن کارهای تولید شده زیاد از سوی مخاطبان کشورهای انگلیسی‌زبان با استقبال روبرو نشده است. شرلوک هلمز بهترین کارآگاه و جاسوس انگلستان است یکی از اتفاقات جالب در تاریخ ساخت فیلم و سریال از روی کتاب شرلوک هلمز بازی «اندرو اسکات» در نقش شرلوک هلمز بود. همه مردم انگلستان با چهره اسکات در نقش جیمز باند بهترین جاسوس انگلیسی آشنا بودند. جابجایی نقش شرلوک هلمز با دکتر واتسون از دیگر مسائل جالب فیلم‌های ساخته شده بر اساس داستان شرلوک هلمز حضور «پاتریک مکنی» در دو نقش شرلوک هلمز و دکتر واتسون بود. او در دو فیلم ساخت «راجر مور» نقش شرلوک هلمز را داشت ولی در فیلم ساخت «کریستوفر لی» نقش دکتر واتسون را ایفاء کرد.
  9. سنت اگزوپری چیزهایی درباره بیابانی می‌دانست که هواپیما در آن سقوط کرد هنگامی که اگزوپری تصادف راوی داستان در صحرای بزرگ آفریقا را در ابتدای کتاب ترسیم می‌کرد، در واقع از چیزی می‌نوشت که تجربه کرده بود. با اینکه امروز او عمدتا با «شازده کوچولو» شناخته می‌شود اما او پیش از جنگ جهانی دوم یک خلبان و نویسنده اشرافی بود که مسیرهای پُستی آفریقا و آمریکای جنوبی را پرواز می‌کرد و حتی به عنوان خلبان آزمایشی فعالیت می‌کرد. در طی تلاش برای شکستن رکورد سریع‌ترین سفر بین پاریس و سایگون، هواپیمای اگزوپری در ۱۲۵ مایلی قاهره سقوط کرد. شاید «پری دریایی کوچولو» الهام‌بخش سنت اگزوپری برای نوشتن «شازده کوچولو» بود منشا اصلی «شازده کوچولو» سال‌هاست مورد بحث است. یک تئوری شایع در مورد کتاب این است که اگزوپری از داستان افسانه‌ای هانس کریستین اندرسون الهام گرفته است. در اوایل دهه ۱۹۴۰ هنگامی که اگزوپری به خاطر جراحات بسیار ناشی از سقوط هواپیما در بیمارستان بستری و حوصله‌اش سر رفته بود، دوستش آنابلا تصمیم می‌گیرد برایش داستانی بخواند -«پری دریایی کوچولو»- که اگزوپری را به این فکر می‌اندازد که داستان خودش را بنویسد. سنت اگزوپری «شازده کوچولو» را در زمان تبعید خودخوسته‌اش در ایالات متحده در جریان جنگ جهانی دوم نوشت اگزوپری تا زمان اختلاف میان فرانسه و آلمان در سال ۱۹۴۰ که منجر به مرخص کردن نیروهای فرانسوی از خدمت شد، خلبان نیروی هوایی فرانسه بود. با توجه به عقاید ضعیف چارلز دوگول، رهبر فرانسه، اگزوپری از پیوستن به نیروی هوایی سلطنتی امتناع کرد و به جایش به ایالات متحده رفت؛ جایی که تلاشش برای تشویق دولت برای ورود به جنگ علیه آلمان‌ها ناکام ماند. کانسوئلو، همسر سنت اگزوپری الهام‌بخش گل شازده کوچولو بود آنتوان و کانسوئلو رابطه بی‌ثباتی داشتند و اغلب اوقات دور از یکدیگر زندگی می‌کرد. اما کانسوئلو همیشه منبع الهام او باقی ماند. همانطور که سنت اگزوپری کانسوئلو را نزدیک به قلبش نگه می‌داشت، شازه کوچولو از گلش محافظت می‌کرد. اگرچه شازده کوچولو در سفرش با گل‌های دیگری مواجه می‌شود (در مورد سنت اگزوپری با زنان دیگر) روباره به او یادآوری می‌کند که گلش برایش منحصر به فرد است زیرا «برای همیشه مسئول چیزی می‌شوی که اهلی‌اش کردی.» نوشتن و تصویرسازی شازده کوچولو، هر دو به عهده سنت اگزوپری بود سنت اگزوپری خودش تمام تصاویر ساده داستان را با آبرنگ کشید. او خودش را یک هنرمند نمی‌دانست اما همیشه در حال خط‌خطی و کشیدن آدم‌های کوچولو روی تکه‌های کاغذ بود.-او مجبور بود مدل‌های تصویرسازی را از بر بکشد سنت اگزوپری به حیوانات وحشی زیادی دسترسی نداشت، بنابراین نقاشی‌هایش را بر اساس چیزهایی که توانست بیابد پایه‌ریزی کرد. با الهام‌ گرفتن از زندگی شخصی‌اش، او بسیاری از کاراکترها را از روی شخصیت‌های واقعی الگوبرداری کرد. سگ پشمالوی دوستش گوسفند شد و سگ باکسرِ خودش، ببر. یکی از شخصیت‌های اصلی هرگز به خواننده نشان داده نشد عجیب اینکه خلبان، راوی و یکی از شخصیت‌های کلیدی داستان هرگز در کتاب نشان داده نمی‌شود. در نمایشگاهی که در سال ۲۰۱۴ در کتابخانه و موزه مورگان در نیویورک برگزار شد، بسیاری از نقاشی‌های منتشرنشده سنت اگزوپری، ازجمله تصویر این خلبان که در کنار هواپیمایش دراز کشیده، به نمایش گذاشته شد. اورسن ولز می‌خواست به کمک والت دیزنی از این رمان کوتاه اقتباس کند به ظاهر ولز چنان تحت تاثیر این داستان قرار گرفته بود که روز بعد از خواندنش حق ساخت فیلم آن را خریداری کرد. او می‌خواست با والت دیزنی کار کند و حتی از دیزنی خواست تا جلوه‌های ویژه آن را تقبل کند، اما این دو هنرمند برجسته به عنوان همکار چندان خوب از آب در نیامدند. دیزنی احساس کرد که این فیلم کار خودش را تحت الشعاع قرار می‌دهد. سنت اگزوپری هرگز «شازده کوچولو» را در زادگاه خود منتشر شده ندید «شازده کوچولو» اولین بار در سال ۱۹۴۳ به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی در ایالات متحده منتشر شد. با توجه به دیدگاه‌های سیاسی جنجالی او، کتاب‌های اگزوپری به راحتی در کشورش فرانسه اجازه انتشار نمی‌یافت. و تا زمان آزادی فرانسه این کتاب در زادگاه اگزوپری در دسترس نبود. «شازده کوچولو» به بیش از ۲۵۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده است «شازده کوچولو» یکی از بیشترین کتاب‌های خوانده‌شده و ترجمه‌شده در جهان است که داستانش اغلب در مدارس به عنوان ابزار یادگیری یک زبان دیگر استفاده می‌شود. سبک مختصر این کتاب، آن را برای ترجمه بسیار مناسب کرده است. در سال ۲۰۰۵ «شازده کوچولو» به یک زبان سرخ‌پوستی شمال آرژانتین به نام توبا ترجمه شد. این نکته از آنجا قابل تامل است که تاکنون تنها کتابی که به این زبان ترجمه شده کتاب مقدس است. منبع ترجمه مقاله:خبرگزاری ایبنا
  10. many

    منتخب اشعار مولانا

    ای یوسف خوش نام مـا خوش می‌روی بر بام مــــا ای درشکـــسته جــام مـا ای بــردریـــــده دام ما ای نــور مـا ای سور مـا ای دولت منصــور مـا جوشی بنه در شور ما تا می‌شود انگور ما ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یــار مـــا عیــار مـــا دام دل خمـــار مـــا پا وامکــش از کار ما بستان گــــرو دستار مــا در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل وز آتـــــش ســودای دل ای وای دل ای وای مـــــا
  11. many

    مشاعره

    ديگران را اگر از ما خبری نیست چه باک نازنینا !‌ تو چرا بی خبر از ما شده ای شهریار
  12. many

    مشاعره با یک حرف مشخص

    دل عاشق ز گلگشت چمن آزرده‌تر گردد که هر شاخ گلی دامی است مرغ رشته برپا را صائب تبریزی
  13. بانشی شبحی است که به صورت یک زن، که به عنوان نشانه ی مرگ و پیام آور جهان دیگر در افسانه های ایرلندی شناخته می شود و مرگ افراد را با شیون و زاری خبر می دهد. توصیفات : توصیفات مختلفی از ظاهر بانشی وجود دارد .برخی او را زنی با موهای ژولیده و دراز با ردایی خاکستری که لباسی سبز بر زیر آن است،با چشم هایی که از گریه به رنگ خون در آمده اند ،وصف کرده اند. بنا به توصیفی دیگر بعضی مواقع بانشی دختری پاکدامن از اعضای خانواده ای است که جوان مرگ شده است و ماموریت پیغام رسانی به اعضای خانواده را بر عهده دارد؛ که حتی افرادی بیان دارند که هر خانواده بانشی مخصوص خود را دارد. و یا شاید به مانند زنی کفن پوش در شب زیر درختان قوز کرده است ودرحال زاری با صورتی پوشیده شده مشغول گریه کردن است.بانشی غمگین ترین صدای ممکن را دارد؛این صدا در سکوت شب خبر از مرگ فردی می دهد. نوحه سرایی کردن : در افسانه های ایرلندی صحبت از ساحره ای است که به هنگام مرگ عضوی از خانواده یا عضوی که در جای دیگری به مرگ نزدیک است به شیون می پردازد حتی اگر محل مرگ بسیار دوتر باشد و خبر آن هنوز به خانواده نرسید باشد .در هر حال نوای غمناک بانشی اولین هشدار برای قریب بودن مرگ است. او همچنین مرگ را پیش بینی می کند . اگر کسی در حال ورود به وضعیتی است که بعید است از آن زنده خارج شود او به مردم با جیغ کشیدن یا ناله کردن هشدار می دهد. به همین خاطر بانشی را زن شیون کننده نیز می نامند. هنگامی که چندین بانشی به صورت هم زمان ظاهر شوند، نشان دهنده مرگ یک شخص بزرگ یا مقدس است. بعضی از داستان ها گاهی می گویند ، زن بانشی با وجود این که یک ساحره نامیده می شود اما یک روح بوده است که اغلب به صورت خاصی به قتل رسیده یا در هنگام تولد فرزندش فوت شده است. اصل و نسب : بانشی ایرلندیی که به نام (aibell) شناخته می شده سرپرستی و مسئولیت 25 بانشی دیگر را نیز بر عهده دارد. این ممکن است که این قضیه ، منبع ایده شیون کشیدن گروهی بانشی ها در هنگام مرگ فردی مهم بوده باشد. بیشتر بانشی ها ،اگرچه نه همه آن ها، دارای نام های خانوادگی با Ó یا پیشوند mc/mac بوده اند که از ریشه ی (Goidelic) است که نشان دهنده یک خاندان بومی جزیره های سلتیک می باشد به جای آن هایی که از اهالی اسکاندیناوی، انگلیس و یا نورمن های مهاجم باشد . بانشی ها در فرهنگ های دیگر : شان مک کریس در سال 1380 در نشریه (Cathreim Thoirdhealbhaigh) در مطلبی اشاره ای به حضور بانشی ها در فرهنگ نورمن ها(یکی از اقوام وایکینگ که در شمال فرانسه زندگی کرده اند) در آن زمان دارد. در مناطقی از ایالت لنیستر (یکی از 4 ایالت بزرگ ایرلند) بانشی به (bean chaointe) به معنی زن مرثیه سرا اشاره شده است که می تواند با صدای بلند خود باعث شکسته شدن شیشه ها شود. در فرهنگ عامه ی اسکاتلند موجودی مشابه به نام (bean nighe) و(ban nigheachain) (زن نحیف و کوچک اندام رخت شور) یا (nigheag na h-àth) (زن نحیف رخت شور در ناحیه کم عمق رود خانه ) نام برده می شود ،درحال شستن لباس های آغشته به خون یا زره های افرادی که مرگ آنها نزدیک است دیده می شود . در افسانه های ولز نیز موجودی مشابه با عنوان ساحره ی مه (hag of the mist) خبررسان مرگ است .
  14. مارال

    اخلاق مدیر

    من نصف عمرم گند زدم مدیر جمع کرده لازم بود بگم واقعا
  15. تولید کنندگان نمایش هری پاتر پس از دو بار بهبود رکود فروش خود این بار به دنبال شکستن رکورد قبلی و بهبود چشم گیر آن هستند . آن ها می خواهند بیشتر از صد هزار بلیط را این ماه به فروش برسانند. در 27 سپتامبر ، طرفداران بار دیگر شانس خرید بلیط و مشاهده نمایش برنده جایزه تونی برای بهترین نمایش سال 2018 را خواهند داشت . لازم به ذکر است خریداران این بار برخلاف دوره قبلی برای خرید بلیط نیازمند کد دسترسی نیستند. طرفدارانی که قصد مشاهده نمایش در تئاتر برادوی شهر نیویورک را دارند باید در ساعت 10:30 تا 11 به وقت منطقه زمانی شرقی (Eastern Time Zone ) در وب سایت رسمی هری پاتر و فرزند نفرین شده حضور یافته تا به اتاق انتظار مجازی وارد شوند . اتاق انتظار مجازی به منظور جلوگیری از ثبت نام ربات ها و ایجاد حداکثر شرایط عادلانه برای فروش بلیط ها ایجاد شده است . کاربران پس از ورود به اتاق مجازی به صورت اتفاقی انتخاب شده و وارد صفحه خرید خواهند شد . پس از کسب 25 جایزه در رشته های مختلف از جمله 6 جایزه تونی ، عوامل این نمایش انتظار فروش بیشتر بلیط ها و تقاضای بیشتر طرفداران برای مشاهده این نمایش را دارند. همچنین با آغاز اجرا این نمایش در سال 2019 در استرالیا و سال 2020 در آلمان طبعا شهرت و فروش این نمایش بیشتر از گذشته نیز خواهد شد . برای دسترسی به سایت رسمی نمایش هری پاتر و فرزند نفرین شده می توانید از اینجا اقدام کنید
  16. آلفونسو کوارون کارگردان هری پاتر و زندانی آزکابان ، اخیرا در مصاحبه ای بیان کرد که در ابتدا بی میل به کارگردانی این اثر بوده اما طی صحبتی که با گییرمو دل تورو کارگردان مکزیکی داشته است تصمیمش را تغییر داد .
  17. AMIIIIR

    مدیر مدرسه

    نام کتاب: «مدیر مدرسه» نویسنده: «سید جلال آل احمد» زبان اصلی:فارسی ناشر : انتشارات میراث اهل قلم بخشی از کتاب: فردا اول صبح، رفتم مدرسه. بچّه‌ها با صف‌هاشان به طرف کلاس می‌رفتند و ناظم چوب به دست توی ایوان ایستاده بود و توی دفتر فقط دو تا از معلّم‌ها بودند. معلوم شد کار هرروزه‌شان است. ناظم را هم فرستادم سرِ یک کسال دیگر و خودم آمدم دَم در مدرسه به قدم زدن؛ دو ضلع شمالی و شرقی مدرسه کوچه بود. کوچه‌هایی بالقوه. که دراز و مستقیم از وسط بیابان خالی می‌گذشتند و اُریب به خیابان اصلی می‌رسیدند که قیرریز بود و اتوبوس در آن می‌رفت و درخت‌کاری داشت و دکّان و آبادی. فکر کردم از هر طرف که بیایند مرا این ته، دمِ در مدرسه، خواهند دید و تمام طول راه در این خجالت خواهند ماند و دیگر دیر نخواهند آمد. اما آیا برازنده بود که اوّل کار این‌قدر سخت‌گیری نشان بدهم؟... که یک سیاهی از ته جادّه‌ی جنوبی پیدا شد. جوانک بریانتین‌زده بود. از کوتاهی‌اش شناختم و حرکاتی که در راه رفتنش بود. مسلماً او هم مرا می‌دید، ولی آهسته‌تر از آن می‌آمد که یک معلّم تأخیر کرده جلوی مدیرش می‌آید. جلوتر که رسید، حتی شنیدم که سوت می‌زد. آهنگ یکی از همین رقص‌های فرنگی را. مسلماً ازین فاصله مرا می‌دید. دیگر حتی لنگر بزرگ روی کراواتش را هم می‌دیدم که تکان می‌خورد و به سینه‌اش چسبیده بود. فکر کردم «لابد همین یک کراوات را دارد.» اما بی‌انصاف چنان سلّانه سلّانه می‌آمد که دیدم هیچ جای گذشت نیست. اصلاً محلّ سگ هم به من نمی‌گذاشت. داشتم از کوره در می‌رفتم که یک مرتبه احساس کردم، تغییری در رفتار خود دارد و تند کرد. دگمه‌های کتش را بست و نگاهش به من دوخته شد. مثل این‌که سری هم تکان داد. «خوب! به‌خیر گذشت.» وگرنه خدا عالِم است چه اتفاقی می‌افتاد. حداقل این بود که می‌رفتم تو و درِ دفتر را روی خودم می‌بستم که وقتی آمد اصلاً مرا نبیند. سلام که کرد، مثل این‌که می‌خواست چیزی هم بگوید که پیش‌دستی کردم: - بفرمایید آقا. بفرمایید، بچّه‌ها منتظرند. لینک دریافت :برای دریافت از اینجا اقدام کنید
  18. AMIIIIR

    مشاعره با یک حرف مشخص

    دل همه دم به یاد توست **** دیده در انتظار توست حافظ
  19. جود لا در نهایت درباره نقشش به عنوان آلبوس دامبلدور در دنباله جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آن ها یعنی جنایات گریندل والد صحبت کرد. او در یک مصاحبه اختصاصی با Entertainment Weekly عنوان کرد که دامبلدور در حقیقت استاد تغییر شکل در این فیلم نیست . وقتی از او خواسته شد نقش آموزشی دامبلدور را تایید کند او پاسخ داد : او در حقیقت تغییر شکل را در این صحنه تدریس نخواهد کرد. خبرنگار با ذکر این نکته که دامبلدور پیش از ریاست مدرسه استاد تغییر شکل بوده خواستار توضیحات واضح تر شد که او گفت :در این فیلم نقش آموزشی او تغییر شکل نیست . من مطمئن نیستم که اجازه داشته باشم بیان کنم او چه چیزی تدریس می کند. با توجه به تریلر و تصاویر متشر شده از کامیکان سن دیگو که دامبلدور را به همراه نیوت اسکمندر در کلاس دفاع در برابر جادو سیاه نشان می دهد احتمال این که دامبلدور نقش استاد دفاع در برابر جادو سیاه را در این فیلم برعهده داشته باشد وجود دارد .
  20. admin 2

    داستان کوتاه: نترس!

    سلام. یک داستان کوتاه نوشتم و میخوام بگذارمش تا شما هم بخونید. درصورتی که خواندید نظر بریر و امیدواریم از آن لذت ببرید. لینک : http://bayanbox.ir/download/4865480636628932961/نترس.pdf یک نکته: لالایی داخل داستان از من نیست.
  21. به نام خداوند لوح و قلم حقیقت نگار وجود و عدم با سلامی به گرمی آفتاب در آغاز همانند هر سال خدا را شاکرم که فرصتی یافتیم یک سال دیگر هم در کنار هم باشیم. چهارمین سال فعالیت سایت هم گذشت سالی که حوادث خوب و بد فراوانی داشت. تلاش خواهیم کرد در پنجمین سال فعالیت سایت با تجربه ای مضاعف جوی آموزنده تر و مفرح تر بسازیم. امیدوارم پنجمین سال فعالیت سایت بهتر از گذشته باشد و مورد پذیرش شما همراهان قرار گیرد. در پایان جا داره از تمام دوستانی که در این مدت همراه و یاور ما بودند تشکر کنم . آغاز پنجمین سال فعالیت آزکابان مبارک !! امیرحسین شعبان زاده پانزدهم اردیبهشت یک هز ار سیصد و نود شش (این خبر به دلایل یک سری از مسائل با چهار روز تاخیر ارسال شد ) مشاهده خبر کامل
  22. به نام خداوند لوح و قلم حقیقت نگار وجود و عدم با سلامی به گرمی آفتاب در آغاز همانند هر سال خدا را شاکرم که فرصتی یافتیم یک سال دیگر هم در کنار هم باشیم. چهارمین سال فعالیت سایت هم گذشت سالی که حوادث خوب و بد فراوانی داشت. تلاش خواهیم کرد در پنجمین سال فعالیت سایت با تجربه ای مضاعف جوی آموزنده تر و مفرح تر بسازیم. امیدوارم پنجمین سال فعالیت سایت بهتر از گذشته باشد و مورد پذیرش شما همراهان قرار گیرد. در پایان جا داره از تمام دوستانی که در این مدت همراه و یاور ما بودند تشکر کنم . آغاز پنجمین سال فعالیت آزکابان مبارک !! امیرحسین شعبان زاده پانزدهم اردیبهشت یک هز ار سیصد و نود شش (این خبر به دلایل یک سری از مسائل با چهار روز تاخیر ارسال شد )
  23. به نام خداوند دل‌های پاک که نامش بود در دلت تابناک به نام کسی که تو را آفرید سرآغاز عشق است و نور و امید با سلام و آرزوی خوشحالی و شادی برای تمام آزکابانی پس از گفتگو با اعضا و هماهنگی های لازم تصمیم بر برگزاری ملاقاتی در نمایشگاه کتاب امسال همانند سال گذشته شد. دومین ملاقات آزکابانی ها در نمایشگاه کتاب امسال صورت خواهد گرفت. زمان برگزاری: 13 اردیبهشت ماه 1396 (پنجشنبه ) ساعت ملاقات :2 بعد از ظهر مکان ملاقات: مصلی امام خمینی (ره) نمایشگاه کتاب تهران ، ورودی غربی نمایشگاه کتاب ، محل شبستان های مصلا همچنین در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر جهت هماهنگی می توانید از طریق پیام خصوصی سایت یا راه ارتباطی زیر در تلگرام در ارتباط باشید. https://t.me/amirrrr_sh حضور شما دوستان باعث خوشنودی ماست . مشاهده خبر کامل
  24. به نام خداوند دل‌های پاک که نامش بود در دلت تابناک به نام کسی که تو را آفرید سرآغاز عشق است و نور و امید با سلام و آرزوی خوشحالی و شادی برای تمام آزکابانی پس از گفتگو با اعضا و هماهنگی های لازم تصمیم بر برگزاری ملاقاتی در نمایشگاه کتاب امسال همانند سال گذشته شد. دومین ملاقات آزکابانی ها در نمایشگاه کتاب امسال صورت خواهد گرفت. زمان برگزاری: 13 اردیبهشت ماه 1396 (پنجشنبه ) ساعت ملاقات :2 بعد از ظهر مکان ملاقات: مصلی امام خمینی (ره) نمایشگاه کتاب تهران ، ورودی غربی نمایشگاه کتاب ، محل شبستان های مصلا همچنین در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر جهت هماهنگی می توانید از طریق پیام خصوصی سایت یا راه ارتباطی زیر در تلگرام در ارتباط باشید. https://t.me/amirrrr_sh حضور شما دوستان باعث خوشنودی ماست .
  25. The Lord S

    حماسی ترین

    نویل رو دوستان گفتن اونجا که هری به تنهایی به جنگل رفت هم همینطور امّا به نظر من هر جا که هری به تنهایی در برابر دشمنی بزرگ ایستاد رو باید درنظر بگیریم: وقتی در برابر کویرل،تام ریدل،اجتماع بزرگ دیواه ساز ها،ولدمورت و در خواستش برای دوئل و در پایان خود نبرد پایانی که نویسنده به خوبی نشون داد نیازی نبود هری قوی بشه یا دانا بشه یا هر چی تا در برابر ولدمورت بایسته.همه چیز از قبل آماده بود تا دشمن بزرگ بد سقوط کنه.
  26. mahshid

    ارائه فصل دوم هروندیل گم شده

    خیلی ممنون.
  27. نام کتاب: هروندیل گم شده نام مجموعه: داستان هایی از اکادمی شکارچیان سایه نویسنده:کلیر ژانر: فانتزی خلاصه :سایمون می فهمد که بدترین جنایتی که یک شکارچی سایه می تواند مرتکب شود رها کردن همراهانش است.در اوایل قرن نوزدهم توبیاس هیروندل ، همکاران شکارچی سایه خود را در میان گرمای میدان نبرد رها کرد تا بمیرند. جریمه این گناه دادن جانش بود اما توبیاس هرگز بازنگشت و کلیو جان همسر او را به جای جان خودش درخواست کرد. سایمون و دانش آموزان همراهش از این بی رحمی شوکه شدند به خصوص زمانی که متوجه شدند او باردار بوده است. اما چه می شود اگر آن بچه زنده مانده باشد ؟ آیا ممکن است یک نسل هروندیل گم شده جایی بیرون در این دنیا وجود داشته باشد؟ لینک دریافت :
  1. نمایش فعالیت های بیشتر
×