رفتن به مطلب

مارال

کاربر عضو
  • تعداد ارسال ها

    691
  • Points

    1,000 
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    20

آخرین بار برد مارال در 13 مرداد 1395

مارال یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

درباره مارال

  • درجه
    بنده خدا
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات کاربری

  • جنسیت :
    زن
  • محل سکونت :
    وسط رویا های کور کورانه
  • علایق :
    رفیقام+ فوتبال+ رفیقام+ کهکشانی ها( مادریدی ها)+ رفیقام+ اسقلال+ رفیقام+ کتاب+ رفیقام+ موسیقی رپ+ رفیقام
  • کتاب های مورد علاقه:
    رد پا٬ دریای زمین٬ کمک٬ دیوان رهی معیری( مام شعر خوندن بلدیم/: و صد در صد هری پاتر و احتمالا به زودی فرزند طلسم شده و توایلایت و۰۰۰۰۰۰۰

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,975 بازدید کننده نمایه
  1. نفر قبلیت چه گروهی میره

    هافلپاف
  2. مشاعره

    یادگاریست که از سید و سلمان مانده ست کوه اندوه سه شنبه است که بر شانه ماست؟ یا همان بار امانت که ز قران ماندهداست اقای حسینی در سوگ مرحوم قیصر امین پور
  3. پاترونوس نفر قبلیت چیه؟

    مورچه قرمز
  4. ایا میتونه جادوگر باشه؟

    با تحلیل و تفسیر هایی که ایشون کرد که طرفداری از مشنگ ها بود و همون همه جادوگریم و حسرت جادو بر دل نداریم به نظرم جادو گر نیست ترجیح میده از طریق روحانیت بهش برسه
  5. زندگینامه لرد سیاه

    با سلام: این همون پستیه که قولشو داده بودم اما من از اول نوشتم چون قبلا خیلی سر سری و تند از هر چیز گذشته بودم امیدوارم که وضعیت این پست بهتر باشه لطفا نظر بدین ممنون۰ مقدمه: پرستار ها زنی که دم در بیهوش شده بود را به داخل اوردند۰ مایه تعجب نیست ٬ شما این ادم ها از دستم در رفته۰ به سرعت پتو و لیوان شیر گرم را برایش اوردم ۰ دستی به شکم برامده اش کشید۰ رو به کسانی که نظاره گر بودند با صدای بلند گفتم: این زن بار داره !! سارا پرستار زیبا رو و با ذکاوت شرقی به نرمی جلو امد و به ارامی گفت: میدونیم ٬ اما این قدر وقت نداره که به بیمارستان برسه و بدنش ضعیف تر از اونیه که بتونه طبیعی زایمان کنه و بیشتر از پنج دقیقه زنده بمونه۰ زن جیغی کشید و من به سمت دفترم فرار کردم این همه اتفاق برای روز های اول کاریم زیادیه سنگینه۰ چند دقیقه ای بعد صدای گریه بچه بلند شد و صدای جیغ پرستاری که میگفت : سالمه! پسره! به سمت زن دویدم او زمزمه ای کرد که نامفهوم بود۰ گفتم: یه ذره بلند تر فقط یه ذره عزیزم ۰ شاید امید داشتم که بشنوم حالش خوبه اما این امیدی واهی بیش نبود ۰ گوشمو تیز کردم و نزدیک دهانش بردم۰ - اسمشو بذارین تام مارولو تام مثل پدرش و ماروللو مثل پدربزرگش فامیلیش ریدله خدا کنه قیافش شبیه باباش باشه ۰ لبخندی زد و این اخرین لبخندی بود که رو صورتش نقش بست۰ پرستار های روز رو مرخص کردم ۰ برای اولین بار با پسرش توجه کردم ۰ پسری با پوست سفید موهای مشکی لب و دهانی زیبا و چهره ای که بی شباهت به مدل ها نبود۰ به چشمانش خیره شدم چیزی در این چشم ها موج میزد که نامش را نمیدانستم اما تا اخر عمرم از ذهنم محو نشد۰ همان طور که پسرک را میشستم و لباس تنش میکردم در این اندیشه بودم که چرا گریه نمیکند؟ اینده اش چیست؟ چه چیزی در چشمانش موج میزند؟ غم؟ ترس؟ نفرت؟ پاکی؟ هر ان چه که بود برای نوزادی که تنها ساعتی از پا گذاشتنش به این جهان خاکی می گذشت زود بود۰ خیلی زود۰۰۰
  6. اژدها

    بطه میان اصل و آغاز جهان و اژدها در کیهان‌شناسی بابلیان آشکار است. در این کیهان‌شناسی، تیامات یا اژدهایی که نماد ظلمت آغازین است غالباً به صورت ماری خشمگین نموده شده و مردوک یا قهرمان خورشیدی بر آن چیره می‌شود. بدینگونه جهان روشن پدرسالاری جهان آغازین مادرشاهی را تسخیر می‌کندواژه‌شناسی در فارسی ویرایش ریشه واژه اژدها و (ضحاک) یکی است و صورت‌هایی دیگر چون «اژدر»، «اژدرها» و «اژدهات» دارد، به معنی «ماری است افسانه‌ای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.» اژدها یا اژدر که در زبان اوستایی «اژی» (-aži)، در زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) «از» (az) و در زبان سانسکریت «اهی» (-ahi) خوانده و نامیده می‌شود، به معنی «مار یا افعی مهیب و سهمگین» است. در متون کهن ایرانی، گاه این واژه به گونه عام به کار می‌رود. در اساطیر و ادبیات جهان ویرایش اژدها جانوری است که در کهن‌ترین سنن نماد ویرانکاری و نیز آب و آبادانی بوده است. روزگاری دراز اساطیرشناسان می‌پنداشتند که اژدها نمایشگر شر و انگیزه پیشرفت بشر است و سرگذشت بشر سراسر کوششی است برای رهایی از قدرت درهم شکننده اژدها.در مصر باستان اژدها رمز طغیان‌های بزرگ رود نیل بوده است و سود و زیان آن طغیان‌ها را که بارورکننده یا ویران کننده‌اند نشان می‌داده است. از این رو اژدها غالباً هم با خداوند اُسیریس و هم با الههٔ هاتور همانند می‌شده و گاه نیز ازلحاظ خیر و برکتی که داشته با اُسیریس و به سبب ویرانکاری اش با «ست» دشمن اُسیریس یکی می‌شده است. اژدها همیشه حیوانی نیرومند و سهمگین پنداشته شده و گاه _ چنانکه در چین _ مقدس بوده و پرستیده می‌شده است، زیرا او را بخشندهٔ آب و باران می‌دانسته‌اند. در بعضی نقاط اژدها را همان تمساح دانسته (تمساحی بزرگ) و پنداشته‌اند که تمساح آورنده باران است. اقوام بسیار معتقد بودند که اژدها خدای طوفان و هوای بد و سیل و دیگر بلاهای آسمانی است و طوفان بر اژدها سوار شده موجب لغزش زمین و زمین‌لرزه می‌شود. تقریباً همه جا اژدها با شب و تاریکی و بطن مادری و آب کیهانی پیوسته و مربوط بوده است. برخی از اژدهاهای چندسر مشهورند، چون لادون که نگاهبان سیب‌های زرین هسپریدها بود. بعضی اژدهاها یا مارهای چندسر نیز شاخ‌هایی به اشکال گوناگون داشتند از قبیل اژدهای قرمز هفت سر به نام آپوکالیپس، وانی، اژدهای چینی و ژاپنی نیز چندین شاخ دارد. نزد اقوام سرخ پوست پوئبلو مار شاخدار نماد روان و روح آب بوده است، و به باور مانی شیطان یا اهریمن درآغاز بر آب‌ها فرمان می‌راند، «او همه چیز را تباه می‌کرد و ویران می‌ساخت». اژدها تنها موجود اساطیری ای است که در فرهنگ تمام ملل جایگاهی داشته است. چین، ژاپن، ایران، مصر، یونان، روم، شمال اروپا در کتب تاریخی از این موجود یاد شده است. پروفسور فرهاد عسکری محقق و فیلسوف اعتقاد دارد که این موجود در گذشته وجود داشته ولی نه به این شکل که مجسمه و روایات ذکر کرده‌اند، بلکه شاید به صورت موجود (مار عظیم) مانند کنت دراکولا یا ضحاک.
  7. سانتور یا قنطورس

    قِنطَروس یا سانتور یا نیماسب (به یونانی: Κένταυροι، تلفظ: کنتاوروس یا قنطورس) در میان اساطیر یونان جز معروف‌ترین موجودات است. سانتور موجودی است نیمی انسان و نیمی اسب، با سر و دو دست و بالاتنهٔ انسان و بدن و چهار پای اسب، به این شکل که قسمت انسانی از جایی که گردن اسب باید شروع می‌شد به جای آن قرار دارد. قنطورس یا سانتور، نام اَخلاف ایکسیون، پادشاه تسالی، بود. ایکسیون به خاطر قتل پدرزنش، عذاب وجدان داشت. زئوس بر او ترحم کرد و او را به کوه المپ برد. اما ایکسیون عاشق هِرا همسر زئوس شد. زئوس از ماوقع مطلع شد و ابری را به شکل هرا به سراغ ایکسیون فرستاد. از نزدیکی ایکسیون و این ابر موجودی به اسم سانتاروس به دنیا آمد و از آمیزش او با مادیان‌های کوه پلیون، تمام سانتورها به وجود آمدند. اکثر آن‌ها موجوداتی رام نشده و وحشی بودند و به مستی و مسائل شهوانی شهرت دارند. تنها استثناء در این میان سانتور خردمند کیرون بود.[۱] سانتورها در داستان‌های امروزی ویرایش در مجموعهٔ هری پاتر، سانتورها نقش خاصی دارند. در کتاب جانوران شگفت‌انگیز و زیست‌گاه آن‌ها به قلم رولینگ که در مورد موجودات خیالی مجموعه هری پاتر است، آمده‌است: سانتورها قدرت تکلم انسان را دارند و در رنگ‌های گوناگون یافت می‌شوند. سانتورها با روش‌های ویژه‌ای از دید انسان‌ها مخفی می‌مانند. همچنین آن‌ها در جنگل زندگی می‌کنند و زیستگاه اصلیشان کشور یونان است. سانتورها روش‌های ویژه‌ای در استتار و مخفی ماندن دارند که این روش‌ها هنوز در پرده‌ای از ابهام قرار دارد. آن‌ها به صورت قبیله‌ای زندگی می‌کنند و از علومشان برای زندگی استفاده می‌کنند... سانتورها بر علوم سحر آمیز شفا و پیش گویی و همچنین نجوم تسلط خاصی دارند. تیراندازی سانتورها با تیر و کمان زبانزد خاص و عام است. اکثر سانتورها از برخورد و معاشرت با انسان‌ها خشنود نمی‌شوند و خود را بسیار برتر از انسان می‌دانند و با انسان بر خورد خوبی ندارند. تنها سانتور نیک‌رفتار اساطیر یونان کیرون نام داشت که آموزگار بسیاری از پهلوانان یونان، من‌جمله آشیل، یاسون و آکتئون بود که با تیر هراکلس از پای درآمد.[۱]
  8. پری دریایی

    ری دریایی در فرهنگ عامه، یک موجود افسانه‌ای آبزی است که سر و تنه‌ای به شکل یک زن زیبا و دمی شبیه به ماهی دارد. پری دریایی، در بسیاری از افسانه‌ها اینطور تصویر شده است که در کنار ساحل دریا می‌ایستد و با یک دست در حال شانه‌کردن موهای بلندش و در دست دیگرش آینه‌ای را نگاه داشته‌است. در قصه‌های بسیاری، پریان دریا، غالباً به پیشگویی اتفاقات آینده می‌پردازند، گاهی از روی اجبار، نیروهای فراطبیعی خود را به انسان‌ها می‌بخشند و گاهی عاشق انسانها شده، یا با فریفتن انسان‌های فانی که دل در گرو عشق آنها بسته‌اند، آنها را به قعر دریا می‌برند. تشابهاتی بین افسانه‌های پری دریایی و افسانه‌های سیرن (حوری دریایی اسطوره‌های یونان) وجود دارد.[۱] گرچه پریان دریا، در افسانه‌ها گاهی اوقات مهربان و خوش‌نام‌اند، اما به طور معمول پلید تصویر شده‌اند، هدایایشان بدیمنی می‌آورد، اگر آزرده‌خاطر شوند، موجب به‌پاشدن طوفان و سایر بلایا می‌شوند، به‌طوری که دیدن یکی از آنها در دریا، نشانه غرق شدن کشتی بوده‌است. برخی چون لورلای رود راین[۲]، با خواندن آوازهای زیبا موجب جلب ماهیگیران و دریانوردان به دریا و غرق شدن آنها شده و بعضی مثل پری دریایی حکاکی شده در سکوی کلیسای «زنور» در «کورنوال» انگلستان،[۳] مردان جوان را می‌فریبند تا برای زیستن با آنان به اعماق دریا روند.[۴] هانس کریستین اندرسن، در داستان محبوب پری دریایی کوچولو که در سال ۱۸۳۶ آنرا به رشته تحریر درآورد، درباره پریان دریایی اینگونه نقل می‌کند که آنها فراموش می‌کنند که انسانها نمی‌توانند در زیر آبها نفس بکشند، حال آنکه به عقیده برخی دیگر، آنها از روی کینه و دشمنی، انسانها را غرق می‌کنند. پری دریایی در افسانه‌های بسیاری از فرهنگ‌های جهان، از تمدن آشوریان تا بابل و یونان باستان وجود دارد. در بعضی افسانه‌های اروپایی آمده پری دریایی توانایی برآورده کردن آرزوهای انسان‌ها را دارد، و در ژاپن معروف است که خوردن گوشت پری دریایی سبب جوان ماندن و زندگی جاوید می‌شود. برخی زمینه خلق افسانه‌های پری دریایی را پستانداران آبزی چون گاوهای دریایی و دوگانگها می‌دانند که در کنار ساحل دریا به نحوی مثل انسان‌ها به شیردادن به بچه‌هایشان می‌پردازند.یران نیز داستان پری دریایی وجود دارد به خصوص در جنوب ایران، در مجاورت خلیج فارس. چنان‌که در داستان‌های منیرو روانی‌پور با نام آبی‌ها و قرمزها دیده می‌شوند[۵]. در متن‌های کهنِ داستانی فارسی از آدمی‌وشانی که در دریا زندگی می‌کنند نام برده شده‌است. ایشان را مردمِ آبی خوانده‌اند.[۶] این مردمان آبی به‌عادت از آدمیان گریزانند. لیک بر اثر مجاورت با آدمیان انس می‌گیرند، خاصه آدمیانی که به جزیره‌های متروک افتاده‌اند،[۶]. مردمان آبی سخن آدمیان نمی‌دانند لیک به زبان اشاره ارتباط بر قرار توانند کرد. با آدمیان جفت‌گیری توانند کرد و صاحب فرزند توانند شد.[۷] حمدالله مستوفی در بخش جانورشناسی نزهةالقلوب که با استناد به عجایب‌المخلوقات نوشته شده‌است از «آدمی آبی» نام می‌برد. او آدمیان آبی را از همه حیث چون آدمیان برّی خوانده‌است جز آنکه به جثه کوچک‌ترند و دم می‌دارند. شباهت به انسان[های بری] به قدری در نظر نویسنده زیاد بوده‌است که «جهت لفظ انسانیت» ترتیب الفبایی را در آوردن نام ایشان رعایت نکرده‌است و آدمی آبی را در صدر فهرست جانوران بحری آورده‌است. بر خلاف باورهای اروپایی که در بالا گفته آمده‌است، دریانوردان ایرانی، دیده‌شدن مردمان آبی را خوش‌یمن دانستندی. چنان که مستوفی هم نوشته‌است: «ظهورشان در بحر، دریاورزان را خرّمی افزاید و آن را سبب آرام دریا دانند».[۸] ( ویکی پدیا) با توجه به این که پری دریایی ها به اصطلاح دم دارند یه سوال پیش میاد که چطور به لب ساحل میان؟ ما پا داریم و این کار برامون مشکله دوم این که اگه هم در اب و هم در خشکی نفس میکشن یعنی هم شش هم ابشش دارن؟ که تغریبا غیر ممکنه چون بدنشون از ماها کوچک تره این حرف در مورد تمام جانوران فرا زمینی صدق میکنه همیشه انسان هایی بودن که ادعا کردن اینا رو دیدن امیدوارم اطلاعات جامع بوده باشه هر چی هست این پری خانم احتمال وجودش هست
  9. آیا واقعا گرگینه وجود دارد؟

    به نظر من وجود نداره اما منم یه سری دلیل میارم اول این که ایشون گفتن تغییر شکل به این سرعت امکان پذیر نیست که واقعیته حالا اگه بر فرض محال این اتفاق افتاد تغییر مغز و قلب مطمعنن تخیلی بیش نیست همون طور که به بیماری ها اشاره شد من به چیز دیگه ای اشاره میکنم خرافات و تلقین انسان با تلقین کردن میتونه خیلی کارا بکنه یعنی افکار منفی یا مثبت خیلی رو مغز اثر دارن که تشبیه میکنیم به تلقین انسان ها برای به هیجان اوردن قصه هایی رو ساختن که جوونا باور کردن و شاید این تلقین ها و اشارات و خرافات پی در پی باعث رفتار هایی شده که میتونه شبیه به گرگ و وحشیانه باشه با تشکر از زننده تایپیک به نظر من وجود نداره اما منم یه سری دلیل میارم اول این که ایشون گفتن تغییر شکل به این سرعت امکان پذیر نیست که واقعیته حالا اگه بر فرض محال این اتفاق افتاد تغییر مغز و قلب مطمعنن تخیلی بیش نیست همون طور که به بیماری ها اشاره شد من به چیز دیگه ای اشاره میکنم خرافات و تلقین انسان با تلقین کردن میتونه خیلی کارا بکنه یعنی افکار منفی یا مثبت خیلی رو مغز اثر دارن که تشبیه میکنیم به تلقین انسان ها برای به هیجان اوردن قصه هایی رو ساختن که جوونا باور کردن و شاید این تلقین ها و اشارات و خرافات پی در پی باعث رفتار هایی شده که میتونه شبیه به گرگ و وحشیانه باشه با تشکر از زننده تایپیک
  10. ورود دوبارم به ازکابان که امیدوارم با تلاش رو فن فیکشنم باشکوه باشه

  11. ورود دوبارم به ازکابان که امیدوارم با تلاش رو فن فیکشنم باشکوه باشه

  12. لولوخورخوره نفر قبلیتون چه شکلی میشه ؟

    پرفسور اسنیپ
  13. دوست داری تبدیل به چی بشه ؟

    مانتیکور
  14. زندگینامه لرد سیاه

    سلام میدونم تا اینجا خوب ننوشتم اما از این به بعد جمعه ها یه فصل رو میذارم تو این مدت خیلی مطالعه کردم و تجربه به دست اوردم از الان خیلی قوی ادامه میدم امیدوارم با نظراتتون ٬ انتقادات و حضورتون همراهیم کنین
  15. من با دمپایی تو با چن تایی ! وای باورم نمیشه منم بالاخره شاخ

×