رفتن به مطلب
admin 2

داستان كوتاه كوتاه: قطعه موسيقي

پست های پیشنهاد شده

دوستان اين يكي از اولين كار هاي من هست
اميدوارم مورد پسند شما دوستان واقع بشه

-------------------------

ويلن قهوه‌اي رنگش را برداشت. بر لب حوض قديمي خانه نشست. نت ها را از بر بود، اما كمي مكث كرد. ابتداي نت را تا حدودي فراموش كرده بود. بعد ازكمي فكر كردن به ياد آورد كه نت با انگشت دوم روي سيم «لا» شروع مي‌شود و بعد با انگشت اول روي سيم «رِ» ادامه مي‌يابد. شروع به نواختن كرد و نواي عاشقانه اي در حياط خانه طنين انداخت.
ماهيان داخل حوض انگار كه صداي آشنايي را شنيده باشند به جنب جوش افتادند، گوشه حوض رفتند و روي آب آمدند.
گل هاي آفتاب گردان داخل باغچه از خورشيد روي برگرداندند و به پسر خيره شدند. پرياني كه در ميان گل هاي بنفشه و ياس و نرگس پنهان شده بودند بي توجه به پسر نمايان شدند و سمايي* را به اجرا گذاشتند.
بلبل ها دست از آواز كشيدند و گوش به نواي خوش ويولن سپردند و كم كم پرندگان ديگر هم به آن ها پيوستند.
هميشه دختري زيبا كه باعث حسادت حور هاي درختي مي‌شد كنار پسر مي نشست ولي اين بار پسر تنها بود. انگار چيزي درست نبود زيرا اين بار قطعه موسيقي سوزناكتر نواخته شد. آرام آرام قطره هاي بلورين اشك از چشمان آبي رنگ پسر سراريز شد.
حوريان درختي دست از بازيگوشي برداشتند و كم كم متوجه اين تغيير ناگهاني شدند. آن ها هم فهميده بودند كه دختر ديگر پهلوي پسر نيست. با تمام حسادتي كه به دختر داشتند اما نبود دختر آن ها را نيز محزون كرده بود.
خانم سياه پوشي بر بالاي ايوان آمد و با لحن غم انگيزي گفت: «آقا، كت و شلوار مشكيتون براي مراسم خاكسپاري آماده ست.»

--------------------------

سما: رقص عارفانه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با درود

خب جالب بود.

ولی ایراداتی داشت

اولیش درباره موضوع یعنی همون عنوانی که برای داستان انتخاب کردی

به نظر من اصلا مناسب نیست

برای همچین داستانی با این فضای عارفانه عاشقانه یه اسم ساده مثل قطعه موسیقی زیادی بی روحه

من شاید چیزی مثل "نوای مرگ" یا "ویولن هم می گرید" یا چیزی تو این مایه ها انتخاب میکردم. یعنی یه جوری که عنوان هم فضای غم آلود ماجرا رو توصیف کنه.

از اون گذشته این موضوع میگه ماجرای اصلی ما اون موسیقیه در صورتی که نیست

ینی داخل نوشته هم حتی بیشتر به اون ساز و صدا توجه شده در صورتی که به نظرم باید بیشتر مانور رو روی اون ماجرای عشق و مرگ میدادی

ینی اون اول اصلا غم داستان حس نمیشد. خب یه پسره که داره ویولن میزنه و خیلی هم خوب و قشنگ میزنه....

باید از همون اول فضا رو جوری میساختی و طوری صحنه سازی میکردی که خواننده مشتاق بشه بدونه ناراحتی پسر برای چیه... نه بعد از خوندن "ولي اين بار پسر تنها بود." تازه بفهمه که یه جای کار میلنگه.

اما در کل خیلی خوب بود. مخصوصا به نظرم شروع فوق العاده ای داشت و نثرت هم عالیه

امیدوارم کارهای بیشتر و بهتری از خودت بزاری چون دوست دارم بیشتر از نوشته هات بخونم^^

سپاس

ویرایش شده در توسط AvaBlack

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×