رفتن به مطلب
M potter

چرا رولینگ این کار رو نکرد ؟

پست های پیشنهاد شده

خب سلام :D
تاپیک اینجوریه که من میام یه اتفاقی که رولینگ میتونست انجام بده توی کتاب ها اما انجامش نداد رو میگم شما هم نظرتتون رو میگین . امیدوارم که تاپیک مورد جلب توجه واقع بشه :D
خب اول شروع میکنم با این سوال :
چرا دامبلدور ازدواج نکرد ؟ شاید سوال مسخره ای باشه
:Dاما در مورد استاده های دیگه هم هست . مثلا ما هیچ وقت نفهمیدیم که اصن مک گونگال شوهر داره یا نه ؟ بچه داره ؟ یا مثلا چرا وقتی چنان جنگی میشه به خانواده های اون ها هیچ اهمیتی نمیده و هیچ چیزی نمینویسه ؟

خیلی ممنون :Dامیدوارم که تاپیک بگیره :D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
میدونی چیه....من فک میکنم دامبلدور اون قدر زندگی پرمشغله ای داشته ک ثانیه ب ازدواج حتی فکر هم نکرده.درمورد مک گونگال هم....امم...رولینگ ب زندگی خیلی از افراد وارد نشد.شاید لزومی نداشته.اخه اگ دقت کنی جزییات زندگی هرکدوم از شخصیتا ی جوری ب داستان هری و ولدمورت گره خورده خب؟ پس شاید لزومی نداشته ک مک گونگال بیشتر معرفی بشه و فقط باید در جایگاه یک استاد دیده بشه.و مسئله اون جنگ...اولا اخه ادم عاقل فک کن یهو ولدمورت پاشه بیاد هاگوارتز، کی وخ میکنه ک ب والدین جغد بفرسته؟ اووون همه ادم...احتمالا تا جغده برسه جنگ تموم شده:|و خب دوما، اگرم میرسیدن جغدا، فک کن یه عالمه مادر پدر میریزن تو مدرسه....چ کشت و کشتاری میشه؟ سوما فک کنم اصن امکان ورود و خروج ب مدرسه محیا نبوده.وزارت خونه هم تحت نظر مرگ خوارا بوده...علنا بدبختی دیگه.ب تمام معنا :D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب شما اگه دقت کنید میبینید که هیچ کدوم از اساتید هاگوارتز ازدواج نکرده بودند.چون هاگوارتز خونه اونها بوده و شما تصور کن کسی فقط برای تابستون و تعطیلات کریسمس به خانوادش سر بزنه!در ضمن خود رولینگ بعد ها درباره دامبلدور چیزی گفت که حالا لازم نیست من بگم :D خواستید سرچ کنید :D

جغد فرستادن مگ گونگال هم واقعا عاقلانه به نظر نمیرسه.اون زمان جنگ اصلا وقت این کار رو نداشته و بجاش نیروشو بر روی جنگ متمرکز کرده بود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همه ی اینا درسته
من یه چیز رو نمیقهمم که رولینگ چرا نباید به خیلی چیزا اهمیت بده....حالا مثلا یه چیز دیگه
این دیگه یک سوتی هم به شمار می آد . هر وقت بازی گریفندور با یه تیم دیگه می شدهمیشه رولینگ می نوشت که هیچ کس در داخل سرسرا نمی ماند و همه به سوی ورزشگاه سرازیر می شدند . اما آیا شما تا به حال توی کل کتاب های هری پاتر به این جمله برخوردین که مثلا : ریونکلا و هافلپاف در حال بازی بودند . اگه برای هر بازی کوییدیچ همه میرفتن ورزشگاه پس بالاخره هر بار هاگوارتز باید خالی میشد . پس چرا هیچ وقت رولینگ نگفته که چه میدونم فلان و فلان بازی دارن و هری در هاگوارتز ماند . یا مثلا هری هیچ وقت به تماشای بازی این دو تیم نرفته...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

واقعا به نکته جالبی اشاره کردید واقعا چرا به خانواده شون نپرداخته بین این همه کتاب هرجور حساب کنید باید وقتی برای این کار باشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اره باید به خانوادهاشون اشاره میشد ولی اگه ی خورده بیشتر فکر کنید میبینید که انموقع یه خورده فیلم پیچیده میشه و موضوع طولانی تر میشه و یه جورایی هم مسخره

ویرایش شده در توسط felicia hardy

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من هم موافقم مخصوصا کوییدیچ رو

اما بخ باید دقت بشه این کتاب هم مثل سایر اثار کارانسان هست دیگر نباید انتظار داشت کاملا بی نقص باشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حالا شما فرض کنید نوشته...نوشته تیم ریونکلا و تیم هافلپاف بازی دارن.

این اصن برای شما جذابیتی داره؟؟؟اینکه حالا بیاد یه فصل رو کلا بزاره سر بازی این دو تیم و بگه فلانی گل زد..دروازه بان فلان کرد...فلانی اسنیچو گرفت...فلان تیم برد..!

به نظر من این اصن هیچ اهمیتی برای خواننده نداره.

و اینکه داستان هری پاتر خانواده اساتید هاگوارتز یا کوییدیچ نیست!این ها مسائل حاشیه ای هستن و رولینگ یک دنیا ساخت خودش!اگر میخواست به تک تک مسایل این دنیا بپردازه کتاب کسل کننده میشد.تنها موضوع مهم هری و نبردش بود که کاملا هم شرح داده شد! :D

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من خودمم بار ها به این موضوع فکر کردم. اما به جایی نرسیدم. تمام اساتید مردسه مجرد بودند. جوری که انگار یکی از شرایط استاد شدن در هاگوارتز مجرد بودن مادام العمره. اما خب نمی تونستند هم که ازدواج کنند اخه مدریر و معاون اونجا بودن کلی مسوولیت داره شبانه روز باید حواسشون به همه چی باشه . حالا تشکیل خانواده چه جایگاهی تو زندگی اونا می تونه باشه و به قول دوستان داستان پر از موضوعات حاشیه ای و کسل کننده میشد. اون وقت باز هر خانوده برا خودشون یه داستانی داشتند. 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اونا با شغلشون ازدواج کردن فکر کن زن یا شوهرتو کم تر از یک و چهارم سال ببینی طلاق نمیگیری؟

کوییدیچ : قبول کنین این کتاب یه کتاب برا گریفندوری هاست پس این قدر به گرو ه های دیگه نباید هم پرداخته میشد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کاش جنگ بعد از کاراگاه شدن هری اتفاق می افتاد . به نظرم دورهه های کارگاه شدن جالبتر و هیجان انگیزتر می شد 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×